X
تبلیغات
علم و تکنولوژی

علم و تکنولوژی

مطالب علمی-معرفی کتاب و...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 18:0  توسط سپهر صالحی  | 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 16:44  توسط سپهر صالحی  | 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 16:38  توسط سپهر صالحی  | 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 16:35  توسط سپهر صالحی  | 

تاریخچه ی جت

 
تاریخچه ی جت 
 
سپهر صالحی
 
اولین موتور جت توسط دو شخص بطور همزمان ساخته شد. آقای فرانک ویتل از بریتانیای کبیر(انگلستان)وآقای هانس وان اوهین از آلمان که درسال م.1930 بطور مستقل از یکدیگر اولین موتور جت را بطور همزمان ساختند.ویتل تفکرات اولیه اش از 22 سال سابقه کاری در نیروی هوایی رویال سرچشمه گرفت.  بخاطر نوآوریش درسال 1932 وهمچنین چاپ نوآوریش یک پاداش به او اعطا شد اما او انتظار توجه کمی داشت. ویتل در سال 1936 برای کار در کمپانی تحقیقی جت های قدرتمند فرا خوانده شدواقدام به توسعه کارهای مدلی موتور خود برای استفاده ی نظامی  کرد. بعد از حل و فصل کردن بسیاری از مشکلات فنی سرانجام  برگه ی پشتیبانی را در سال 1939 از دولت انگلیس دریافت کرد.

در این میان مهندس آلمانی هانس وان اوهین مطالعات مستقل خود را در مورد پیشران جت در 1930 زمانی که دوره ی دکتری خودش را میگذارند,شروع کرد.در سال 1937بتفصیل برای طراحی و ساخت یک موتور قوی و یک بدنه مناسب تلاش کرد و موتور او اولین موتور جتی بود که بعد از ساختن هواپیمای هینکل هی 178 که ساخته ی خودش بود در 27 آگوست 1939 به پرواز درآمد.

درانگلیس, وزارت هوا از آزمایش ویتل که موتورخود را بر روی هواپیمایی که توسط گلاستر ساخته شده بود سوار کرده بود خیلی تحت تاثیرقرارگرفته بود.

هر چند سالهای زیادی طول کشید تا هردو کشور ارزش موتورهای جت راتشخیص دهند اماهر دو آنها درخواستی راجهت جت های قدرتمند جنگنده  داشتند و نتیجه این که هر دوی آنها در جنگ جهانی دوم  از این هواپیماها استفاده ی نظامی بردند.

زمانی که موتور ویتل طراحی و ساخته شده بود شرکت جنرال الکتریک هم در ایالات متحده پیشرفت هایی حاصل کرده بود و ازموتور جدیدی  در Bell P-59 Airacomet استفاده کرده بود.دیگر جت هایی که در جنگ جهانی دوم(W.W.2) توسعه یافتند شامل  Heinkel He 162 و He 280 که به خوبیLockheed P-80 Shooting Star بودند اشاره کرد.آلمان هم طرح هایی تدارک دید و حتی اجازه ی ساخت یک جت کامل خود(Me 262 ) را در ژاپن در جریان جنگ داد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 19:33  توسط سپهر صالحی  | 

مجرای ورود هواپیماهای سوپرسونیک

 

مجرای ورود هواپیماهای سوپرسونیک

سپهر صالحی

همه ی موتورهای جت یک قسمت ورودی برای آوردن هوای آزاد به داخل موتور دارند که ما آنرا "مجرای ورود" می نامیم. مجرای ورود قبل از کمپرسور قرار میگیرد و تاثیر به سزایی در میزان تراست خالص موتور دارد. همانطور که در شکل زیر نشان داده شده مجرای ورودی در شکلها و اندازه های مختلفی وجود دارد که هر کدام ویژگی خاصی با توجه به موتور و سرعت هواپیما دارند.


ورودی SUBSONIC
برای هواپیماهایی که نمی توانند از سرعت صوت فراتر بروند مانند هواپیماهای مسافربری بزرگ، یک ورودی کوتاه، ساده و مستقیم تقریبا خوب کار میکند. ظاهر این نوع ورودی از قسمت بیرونی تا قسمت داخلی همراه با ضخامتی منحنی شکل مسطح میباشد و قسمت هایی در جلویی ترین بخش ورودی که دو منحنی داخلی و خارجی به یکدیگر متصل می شوند "لب یا لبه" ورودی نامیده میشوند. در یک هواپیمای ساب سونیک از ورودی با لبه ای نسبتا کلفت استفاده میشود.


ورودی SUPERSONIC
مجرای ورود برای هواپیماهای سوپرسونیک از لبه ی نازک و تیزی برخوردار می باشد. این لبه بخاطر کاهش اتلاف، کارایی که از موج های ضربه ای (shock wave) در هنگام پرواز سوپرسونیک حاصل میشود، تیز شده اند.برای یک هواپیمای سوپرسونیک ، مجرای ورودی باید سرعت جریانهای هوا را قبل از ورود هوا به کمپرسور تا حد سرعت ساب سونیک کاهش دهد. بعضی از ورودی های سوپرسونیک مانند شکل بالا تصویر پایینی ، از یک مخروط مرکزی برای آوردن جریان هوا به سرعت ساب سونیک (shock down) استفاده میکنند.دیگر ورودی ها مانند آنچه در شکل بالا، تصویر میانی نشان داده شده از صفحه های مسطح لولایی برای ایجاد، متراکم سازی ارتعاشی که با داشتن شکل هندسی مستطیلی مقطع عرضی، نتیجه میشود، استفاده میکنند. این شکل تغییر پذیر مجرای ورودی در هواپیماهای جنگنده ی F-14 , F-15 استفاده شده است . بیشتر ورودی های دیگر در انواع شکلها به دلایل گوناگونی در بعضی هواپیماها مورد استفاده قرار میگیرد. ورودی هواپیمای SR-71 Blackbird به منظور گشت زنی در سرعتهای بالا به طور ویژه طراحی شده است. در مورد موتور این هواپیما مطلبی تهیه کردم که در ماه آینده در اختیارتان قرار خواهم داد.

ورودی Hypersonic
در ورودی هواپیماهای هایپرسونیک امروزی نهایت طراحی به کار گرفته شده است. برای هواپیماهای رمجت مجرای ورودی باید سرعت بالای جریان هوا در سوزاننده های رمجت به شرایط سرعت ساب سونیک بیاورد. با دمای ایستایی بالا در این سرعت ، شکل تغییر پذیر ورودی نمیتواند انتخابی برای یک طراح ورودی باشد، برای اینکه ممکن است جریان هوا از میان لولاها سوراخ باز کند. برای هواپیماهای اسکرمجت گرمای محیط حتی خیلی بیشتر است چون سرعت پرواز آن بیشتر از رمجت است. ورودیهای اسکرمجت با بدنه ی هواپیما خیلی کامل شده و مجتمع هستند.در X-43A ورودی شامل تمام سطح زیرین از لبه ی بالایی قسمت جلوی این هواپیما میشود. سرعت جریان خروجی از مجرای ورود یک اسکرمجت باید به اندازه ی سوپرسونیک باشد. به عبارت ساده تر جریان هوای هایپرسونیک که از ورودی یک اسکرمجت وارد میشود پس از گذشتن از مجرای ورودی باید به سرعت سوپرسونیک برسد.
کارایی مجرای ورود
یک ورودی هوا باید در کل زمان پرواز یک هواپیما به خوبی کنترل شود. در سرعت های خیلی پایین هواپیما یا زمان نشستن هواپیما بر روی باند پرواز هوای آزاد توسط کمپرسور به داخل موتور کشیده میشود. مجرای ورود در آمریکا و تابعین inlet نامیده شده و در انگلستان از واژه ی intake برای مجرای ورود استفاده میشود که توضیح دقیق تری درباره ی کارکرد مجرای ورود در سرعت پایین میدهد.
یک ورودی خوب هوا در سرعت های بالا اجازه ی مانور با زاویه ی حمله ی بیشتر و یک ور شدن بدون منقطع کردن جریان به کمپرسور را میدهد. چون مجرای ورود در کل کارکرد هواپیما مهم بوده و تاثیر دارد معمولا توسط شرکتهای سازنده ی بدنه طراحی و تست میشود نه شرکتهای سازنده ی موتور. اما چون عملکرد مجرای ورود در بازده و اجرای موتور نقش موثری دارد، همه ی سازندگان موتور متخصصان آیرودینامیک مجرای ورود را نیز به کار میگیرند.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 19:30  توسط سپهر صالحی  | 

مایکروسافت Microsoft

مایکروسافت

سپهر صالحی

 

تأسیس ۴ آوریل ۱۹۷۵
Flag of the United States آلبوکرکی، نیومکزیکو، ایالات متحده آمریکا[۱]
موسس(ها) بیل گیتس
پل آلن
شعبهٔ مرکزی Flag of the United States ردموند، واشنگتن
محدودهٔ فعالیت جهانی
افراد مهم بیل گیتس (مؤسس و مدیر اجرایی)[۲]
استیو بالمر (مدیرعامل)
ری آزی (مدیر معماری نرم افزار)
زمینه فعالیت نرم افزار رایانه
نشر
تحقیق و توسعه
سخت افزار
بازی‌های رایانه‌ای
محصولات مایکروسافت ویندوز
مایکروسافت آفیس
ویژوال استودیو
ایکس‌باکس
ویندوز موبایل
درآمد ۵۱.۱۲ میلیارد دلار (سال ۲۰۰۷)
تعداد کارکنان ۸۹٬۸۰۹ در ۱۰۵ کشور (۲۰۰۸)
شعار Your potential ، Our passion
وب‌گاه

www.microsoft.com

 

شرکت مایکروسافت (به انگلیسی: Microsoft Corporation) یک شرکت آمریکایی چند ملیتی با ۸۹۰۰۰ کارمند در ۱۰۵ کشور دنیا است که در زمینه فناوری‌های رایانه‌ای فعالیت می‌کند. درآمد سالیانهٔ این شرکت در سال ۲۰۰۷ میلادی ۵۱٫۱۲ میلیارد دلار بود. [۳]‬ مایکروسافت در زمینهٔ طراحی، توسعه، ساخت، صدور مجوز، پشتیبانی و ارائهٔ خدمات نرم افزاری برای وسایل کامپیوتری فعال است.[۴][۵]‬ دفتر مرکزی مایکروسافت در ردموند، واشنگتن در ایالات متحده آمریکا قرار دارد.

پرفروش‌ترین محصولات مایکروسافت سیستم عامل ویندوز و نرم افزار مایکروسافت آفیس هستند. در راستای شعار اصلی شرکت یعنی «یک کامپیوتر روی هر میز و در هر خانه، که نرم‌افزارهای مایکروسافت را اجرا کند»[۶][۷][۸][۹]‬‬‬[۱۰][۱۱][۱۲]‬‬ این دو محصول با سهمی حدود ۹۰٪ در سال ۲۰۰۳ برای مایکروسافت آفیس و در سال ۲۰۰۶ برای ویندوز جایگاه مهمی در بازار فروش محصولات کامپیوترهای شخصی و کامپیوترهای رومیزی پیدا کردند. مایکروسافت که در ابتدا کار خود را با ساخت و فروش مفسر بیسیک (Basic interpreters) برای «Altair ۸۸۰۰» شروع کرد. در اواسط دههٔ ۸۰ میلادی با طراحی «MS-DOS» بر بازار سیستم عامل کامپیوترهای خانگی مسلط شد. شرکت سهام خود را وارد بورس کرد و پس از آن با افزایش ارزش سهام آن چهار نفر را میلیاردر و حدود ۱۲۰۰۰ نفر از کارکنان مایکروسافت را میلیونر کرد.[۱۳][۱۴][۱۵]

مایکروسافت امروز حدود ۷۵۰٬۰۰۰ متر مربع است و بیش از ۳۰٬۰۰۰ کارمند دارد. [۱۶] مایکروسافت همواره هدف نقدهای مختلفی از جمله انحصارطلبی بوده که موجب ایجاد دادگاه‌های قضایی بسیاری برای مایکروسافت به علت تجاوز از قوانین انحصار، در وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا و کمیسیون اروپا شد.[۱۷][۱۸]

مایکروسافت علاوه بر بازار سیستم عامل و نرم‌افزار اداری در زمینه‌های دیگر هم فعالیت می‌کند مانند: شبکه تلویزیونی ام‌اس‌ان‌بی‌سی «MSNBC»، سایت اینترنتی «MSN» و دانشنامه چندرسانه‌ای انکارتا. مایکروسافت همچنین در زمینه ساخت سخت افزار رایانه با ساخت محصولاتی مانند موشواره و نیز سرگرمی‌های خانگی از جمله ایکس‌باکس، ایکس‌باکس ۳۶۰، زیون، و «MSN TV» فعالیت دارد. مایکروسافت از گذشته تاکنون با استفاده از روش‌های مختلف مانند گروه خبری «Usenet» و وب، پشتیبانی از نرم افزارهای خود را همواره ادامه داده‌است و جایزهٔ «Microsoft MVP» را به داوطلبینی که در کمک به مشتریان شرکت مفید بوده باشند، اهدا می‌کند.‬[۱۹][۱۵]

 

تاریخچه

 


 تأسیس مایکروسافت (۱۹۷۵-۱۹۸۵)

 

تصویر کارمندان مایکروسافت در سال ۱۹۷۸ از راست به چپ:
بالا: جیم لین، باب والاس، استیو وود
وسط: گوردون لتوین، مارک مکدونالد، باب گرینبرگ، باب او-ریر
پایین: پل آلن، مارلا وود، اندرآ لوئیز، بیل گیتس
 
 

بیل گیتس بعد از مطالعه شماره اول ژانویه ۱۹۷۵ مجلهٔ پاپیولار الکترونیکز (Popular Electronics) که حاوی اطلاعاتی در مورد ریزرایانه التیر ۸۸۰۰ (Altair 8800) بود، (التیر ۸۸۰۰ اولین ریزرایانه‌ای بود که وارد عرصه رقابت رایانه‌ای شد.) با «MITS» که سازنده آن بود تماس گرفت و آنان را از ساخت نرم‌افزار برنامه‌نویسی برای «Altair ۸۸۰۰» که نام آن را بیسیک گذاشته بودند، مطلع ساخت.[۲۰] بیل گیتس تا آن زمان نه یک سیستم «Altair» و نه حتی یک مترجم ساده داشت، با این حال در طول هشت هفته قبل از اجرای اولیه نرم‌افزار او و آلن یک برنامهٔ مفسر نوشتند. مترجم در اجرای آزمایشی کار کرد و «MITS» پذیرفت تا بیسیک را بخرد و «Altair BASIC» را روانهٔ بازار کند.

گیتس دانشگاه هاروارد را رها کرد و به آلبوکرکی در نیومکزیکو یعنی جایی که «MITS» قرار داشت رفت و مایکروسافت را در آنجا تأسیس کرد. «مایکرو-سافت» (Micro-soft) در ۲۶ نوامبر ۱۹۷۶ به عنوان علامت تجاری ثبت شد.[۲۰]ولی نام «مایکروسافت» (Microsoft) بدون خط تیره اولین بار توسط بیل گیتس در نامه‌ای که در ۲۹ نوامبر ۱۹۷۵ به پل آلن نوشت، به کار برده شد. اولین دفتر بین‌المللی مایکروسافت در اولین روز نوامبر ۱۹۷۸ در ژاپن با نام «ASCII Microsoft» (با نام فعلی «Microsoft Japan») تأسیس شد.[۲۰]

در ۱ ژانویه ۱۹۷۹ شرکت از آلبوکرکی به مکان جدیدش در بلویو در واشنگتن منتقل شد.[۲۰] استیو بالمر در سال ۱۹۸۰ به شرکت پیوست و بعداً با مدیرعاملی بیل گیتس هم موافقت کرد.[۲۰][۲۰]

مایکروسافت اولین سیستم عامل خود را در ۱۹۸۰ به بازار عرضه کرد. این سیستم عامل که نسخهٔ تغییر یافته‌ای از یونیکس بود با کسب اجازه از شرکت «ای تی اند تی» (AT&T) با عنوان زینیکس (Xenix) به بازار فرستاده شد. زینیکس خیلی فراگیر نبود و در ابتدا فقط توسط نرم‌افزارسازها مورد استفاده قرار می‌گرفت.[۲۱][۲۲] مایکروسافت ورد با عنوان اصلی «مالتی-تول ورد» (Multi-Tool Word) به خاطر رواج ایدهٔ «هر چه می‌بینی، همان را می‌گیری» معروف شد. ورد همچنین اولین برنامه‌ای بود که قابلیت‌هایی همچون نمایش متن‌های بولد را داشت. اولین بار کپی‌های مجانی نسخه نمایشی مایکروسافت ورد به همراه شماره نوامبر ۱۹۸۳ مجله پی‌سی ورلد توزیع شد و با این کار مایکروسافت ورد اولین برنامه‌ای شد که بر روی دیسک همراه یک مجله پخش شد.[۲۳] اگر چه «زی نیکس» هیچگاه مستقیماً به فروش عمومی نرسید با این حال اجازه فروش آن به تعداد زیادی از سازندگان تجهیزات اصلی (OEM) داده شد. در میانهٔ دههٔ ۸۰ میلادی مایکروسافت به طور کامل از تجارت یونیکس خارج شد.[۲۱]

اما موفقیت اصلی مایکروسافت، با سیستم عامل داس (Dos: Disk Operating System) اتفاق افتاد، بعد از مذاکرات بی‌حاصل با «Digital Research»، آی‌بی‌ام قراردادی با مایکروسافت بست تا نسخهٔ جدیدی از سیستم عامل «سی‌پی‌ام» (CP/M) را برای رایانه‌های شخصی آی‌بی‌ام تهیه کند.

مایکروسافت بزرگ‌ترین شرکت نرم‌افزاری جهان
 

مایکروسافت برای این کار یک سیستم عامل مشابه سیستم عامل سی‌پی‌ام با نام «۸۶-DOS» را از شرکت «سیاتل کامپیوتر پروداکتز» و «تیم پترسن» با قیمتی کمتر از ۵۰ هزار دلار خرید. آی‌بی‌ام هم نام آن را به «پی‌سی-‌داس» (PC-DOS) تغییر داد. به خاطر قوانین کپی‌رایتی که متوجه «سی‌پی‌ام» بود، آی‌بی‌ام «سی‌پی‌ام» را با قیمت ۲۵۰ دلار در کنار «پی‌سی-‌داس» که ۴۰ دلار قیمت داشت به بازار عرضه کرد و سرانجام «پی‌سی-‌داس» به خاطر قیمت کمترش به استاندارد تبدیل شد.[۲۴][۲۵] حوالی سال‌های ۱۹۸۳ مایکروسافت با همکاری چند شرکت دیگر کامپیوتری خانگی با نام «MSX» را به بازار عرضه کرد که نسخهٔ داس مخصوص مایکروسافت، با نام «MSX-DOS» را اجرا می‌کرد که در ژاپن، اروپا و آمریکای جنوبی بسیار پرطرفدار شد.[۲۶][۲۷] چندی بعد پس از این که شرکت «Columbia Data Products» با موفقیت بایوس آی‌بی‌ام را شبیه‌سازی کرد، بازار شاهد افزایش چشمگیر کامپیوترهای شخصی مشابه آی‌بی‌ام از طرف شرکت‌هایی همچون «Eagle Computer» و «کامپک» (compaq) بود.[۲۸][۲۹][۳۰][۳۱] معامله مایکروسافت با آی‌بی‌ام به آن اجازه می‌داد که امکان توزیع و فروش نسخهٔ «داس» مخصوص خود یعنی «MS-DOS» را داشته باشد، به همین دلیل مایکروسافت با فروش سیستم عامل خود در بازار داغ سیستم عامل برای رایانه‌های مشابه آی‌بی‌ام از یک شرکت کوچک به یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های نرم‌افزاری در صنعت رایانه‌های خانگی تبدیل شد.[۳۲]

با عرضه موشواره‌ی مایکروسافت در دوم می ۱۹۸۳ مایکروسافت تولیدات خود را توسعه بخشید. ادامهٔ این توسعه با ایجاد قسمتی برای نشر کتاب به نام «مایکروسافت پرس» در یازدهم ژوئیهٔ همان سال همراه بود.[۲۰]

 

 ظهور ویندوز

 
نشان ویندوز در حال حاضر
 

 

زمانی که شرکت «کامپک»، بایوس آی‌بی‌ام را گرفت. به دنبال این اتفاق، مایکروسافت بر آن شد که جایگاه آی‌بی‌ام را در بازار سیستم عامل بگیرد. آن‌ها سیستم عامل «ام‌اس‌-داس» را طراحی کردند که در پی‌سی‌های غیر آی‌بی‌ام قابل استفاده بود. نسخه ابتدایی ویندوز در نوامبر ۱۹۸۵ به بازار آمد که در واقع، همان نسخه گرافیکی «ام‌اس-‌داس» بود. دو سال بعد مایکروسافت اعلام کرد که نسخهٔ آخر ویندوز یعنی ویندوز ۳ را در سال‌های نخست دهه۹۰ به بازار خواهد فرستاد. مایکروسافت در می ۱۹۹۱ رسماً اعلام کرد که شراکت بر سر اواس‌تو به پایان رسیده و مایکروسافت از این به بعد، همه تلاش خود را صرف ویندوز خواهد کرد. هم‌زمان با این تحولات، مایکروسافت یکی دیگر از محصولات خود یعنی مایکروسافت آفیس را ارائه نمود. مایکروسافت آفیس به همراه مایکروسافت ورد و مایکروسافت بوک شلف که یک مجموعه مرجع بود، محتویات نخستین دیسک شرکت مایکروسافت را تشکیل می‌دادند. ویندوز ۱/۳ در نوامبر ۱۹۹۲ به بازار عرضه شد که در عرض دو ماه، سه میلیون کپی فروخت. یک سال بعد، ویندوز مهم‌ترین سیستم عامل گرافیکی در تمام دنیا بود و مجله ٔفورچون، مایکروسافت را مبتکرترین کمپانی در ایالات متحده در سال ۱۹۹۳ نامید.

 آغاز امپراتوری

در ۱۹۹۴ مایکروسافت انکارتا را به راه انداخت؛ نخستین دانشنامه‌ای که روی کامپیوتر قابل اجرا بود. مایکروسافت با همکاری دریم ورکس در سال ۱۹۹۵ برای تولید سرگرمی‌های چندمنظوره یک شرکت جدید تأسیس کردند. پیش از ارائه ویندوز ۹۵، مایکروسافت یک شرکت تجارت محور قلمداد می‌شد اما ویندوز ۹۵ موجب شد که دیگر آن را یک شرکت مشتری محور بدانند. در سپتامبر ۱۹۹۵ دولت چین ویندوز را به عنوان سیستم عامل رسمی کشورش انتخاب کرد و از مایکروسافت خواست نسخه چینی ویندوز را برایشان آماده کند. اواسط دهه۹۰ بیل گیتس تصمیم گرفت مایکروسافت را وارد دنیای اینترنت کند و «MSN» به وجود آمد. این یک سرویس آنلاین بود که قرار بود با آمریکن آنلاین (AOL) رقابت کند. بعد با همکاری ان‌بی‌سی، ایستگاه کابلی خبری «MSNBC» و مجلهٔ آنلاین «Slate» به سردبیری مایکل کینسلی را تأسیس نمود. راه اندازی وب‌تی‌وی که امکان اتصال تلویزیون به شبکه را فراهم می‌کرد، از دیگر اقدامات مایکروسافت در سال ۱۹۹۶ بود.

امپراتوری تثبیت می‌شود

 

در ۱۹۹۷ اینترنت اکسپلورر ۴ همراه ویندوز به بازار آمد. اما دادگستری آمریکا به این دلیل که مایکروسافت با این کار از توافق‌نامه‌ای که در سال ۱۹۹۴ امضا کرده، تخطی نموده‌است، از آن‌ها خواست که دیگر اینترنت اکسپلورر و ویندوز را همراه هم به بازار نفرستند. در سال ۱۹۹۸ ویندوز ۹۸ به همراه اکسپلورر SP۴/۰ SP۱ و FAT۳۲ به عنوان فایل سیستم عرضه گشت. در عین حال، جنجال‌های زیادی در پی افشای یادداشت‌های داخلی مایکروسافت در اینترنت به وجود آمد: «نرم‌افزارهای اوپن سورس تهدیدی جدی برای مایکروسافت به حساب می‌آیند.» این اسناد که به اسناد هالووین معروف شده‌اند، بخشی از این خطرات را عنوان کرده و در عین حال از فعالیت‌های مایکروسافت علیه لینوکس پرده برمی‌دارد. مایکروسافت نیز ضمن این که به صحت این اسناد اعتراف کرد، آن‌ها را صرفاً تحقیقات مهندسی دانست.

 پایه‌های امپراتوری می‌لرزند

در آوریل ۲۰۰۰ حکم پرونده ایالات متحده و مایکروسافت صادر شد.[نیازمند منبع] این حکم شرکت را مجبور می‌کرد که به دو پاره تقسیم شود. البته بخشی از این تصمیم در دادگاه استیناف لغو شد. مایکروسافت که اهداف تجاری و خانگی را توأمان نشانه رفته بود، ویندوز ایکس پی را سال ۲۰۰۱ آماده کرد. مایکروسافت برای رقابت با سونی و نینتندو، با سرمایه گذاری میلیاردی و تولید و پخش ایکس باکس وارد عرصه بازی‌های کامپیوتری شد .

تا سال ۲۰۰۵، ایکس باکس در بازار فروش آمریکا در رده دوم پس از پلی استیشن ۲ سونی و قبل از گیم کیوب نینتندو قرار داشت. (در بازار جهانی بعد از هر دو بود.) اما با این وجود، با فروش ۲۲ میلیون دستگاه در مقایسه با فروش بیش از ۱۰۰میلیون دستگاه پلی استیشن ۲، ضرر سنگینی معادل ۴ میلیارد دلار متحمل شده‌است. مایکروسافت در مدت ۳ سال کار ساخت «NET.» مقدماتی و سرور ویندوز ۲۰۰۳ را هم به پایان رساند .

در سال ۲۰۰۴ به دنبال شکایت اتحادیه اروپا، مایکروسافت به پرداخت ۶۱۳ میلیون دلار جریمه محکوم شد و متعهد گردید که توافقات قطعی خود با سایر رقبا را افشا کند. همچنین ملزم شد نسخه‌ای از ویندوز را تهیه و آماده کند که فاقد مدیا پلیر باشد.

ایکس باکس ۳۶۰

 
 
ایکس باکس ۳۶۰
 
 

در نوامبر ۲۰۰۵، مایکروسافت دومین کنسول بازی خود را با نام ایکس باکس ۳۶۰ به بازار عرضه کرد. مایکروسافت در زمینه رقابت با کنسول‌های بازی تجربیات خوبی بدست آورده بود و این بار کنسولی بسیار کامل‌تر و بهتر نسبت به اولین کنسول خود به بازار عرضه کرد. ایکس باکس ۳۶۰ در دو مدل با نام‌های «premium» و «Core System» عرضه شد. نسخهٔ «ایکس باکس ۳۶۰ premium» دارای دسته بی‌سیم، هارد درایو، ریموت کنترل و هدست می‌باشد ولی نسخهٔ «Core System» شامل دسته سیمی و بدون هارد درایو و وسایل جانبی می‌باشد. ایکس باکس ۳۶۰ تقریباً یک سال زودتر از رقیبان خود یعنی پلی استیشن ۳ و نینتندو Wii به بازار عرضه شد. ایکس باکس ۳۶۰ پیشرفت‌های زیادی نسبت به کنسول قبلی خود کرده‌است و علاوه بر قدرت سخت‌افزاری، دارای طراحی فوق‌العاده زیبایی می‌باشد. ایکس باکس ۳۶۰ فروش بسیار بهتری نسبت به کنسول قبلی مایکروسافت داشت.


 وب‌گاه مایکروسافت

وب‌گاه مایکروسافت با بیش از ۱۰۰ میلیون بازدید در روز یکی از پرطرفدارترین وب‌گاه‌ها در اینترنت است. بر طبق اطلاعات وب‌گاه «الکسا» [۳۵]، وب‌گاه مایکروسافت در ۱۱ مه ۲۰۰۷ رده سیزدهم را در بین وب‌گاه‌های اینترنتی از نظر تعداد بازدیدکننده به خود اختصاص داده‌است.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 20:8  توسط سپهر صالحی  | 

 
سهراب سپهری ۲
 
سپهر صالحی
 
 

سهراب سپهري  نقاش و شاعر، 15 مهرماه سال 1307 در كاشان متولد شد.

 خود سهراب ميگويد :
... مادرم ميداند كه من روز چهاردهم مهر به دنيا آمده ام. درست سر ساعت 12. مادرم صداي اذان را ميشنديده است (هنوز در سفرم - صفحه 9)

پدر سهراب، اسدالله سپهري، كارمند اداره پست و تلگراف كاشان، اهل ذوق و هنر.
وقتي سهراب خردسال بود، پدر به بيماري فلج مبتلا شد.
... كوچك بودم كه پدرم بيمار شد و تا پايان زندگي بيمار ماند. پدرم تلگرافچي بود. در طراحي دست داشت. خوش خط بود. تار مينواخت. او مرا به نقاشي عادت داد... (هنوز در سفرم - صفحه 10)
درگذشت پدر در سال 1341

مادر سهراب، ماه جبين ، اهل شعر و ادب كه در خرداد سال 1373 درگذشت.
تنها برادر سهراب، منوچهر در سال 1369 درگذشت. خواهران سهراب : همايوندخت، پريدخت و پروانه.
محل تولد سهراب باغ بزرگي در محله دروازه عطا بود.
سهراب از محل تولدش چنين ميگويد :
... خانه، بزرگ بود. باغ بود و همه جور درخت داشت. براي يادگرفتن، وسعت خوبي بود. خانه ما همسايه صحرا بود . تمام روياهايم به بيابان راه داشت... (هنوز در سفرم - صفحه 10)

سال 1312، ورود به دبستان خيام (مدرس) كاشان.
... مدرسه، خوابهاي مرا قيچي كرده بود . نماز مرا شكسته بود . مدرسه، عروسك مرا رنجانده بود . روز ورود، يادم نخواهد رفت : مرا از ميان بازيهايم ربودند و به كابوس مدرسه بردند . خودم را تنها ديدم و غريب ... از آن پس و هربار دلهره بود كه به جاي من راهي مدرسه ميشد.... (اتاق آبي - صفحه 33)
... در دبستان، ما را براي نماز به مسجد ميبردند. روزي در مسجد بسته بود . بقال سر گذر گفت : نماز را روي بام مسجد بخوانيد تا چند متر به خدا نزديكتر باشيد.
مذهب شوخي سنگيني بود كه محيط با من كرد و من سالها مذهبي ماندم.
بي آنكه خدايي داشته باشم ... (هنوز در سفرم)

سهراب از معلم كلاس اولش چنين ميگويد :
... آدمي بي رويا بود. پيدا بود كه زنجره را نميفهمد. در پيش او خيالات من چروك ميخورد...

خرداد سال 1319 ، پايان دوره شش ساله ابتدايي.
... دبستان را كه تمام كردم، تابستان را در كارخانه ريسندگي كاشان كار گرفتم. يكي دو ماه كارگر كارخانه شدم . نميدانم تابستان چه سالي، ملخ به شهر ما هجوم آورد . زيانها رساند . من مامور مبارزه با ملخ در يكي از آباديها شدم. راستش، حتي براي كشتن يك ملخ نقشه نكشيدم. اگر محصول را ميخوردند، پيدا بود كه گرسنه اند. وقتي ميان مزارع راه ميرفتم، سعي ميكردم پا روي ملخها نگذارم.... (هنوز در سفرم)


مهرماه همان سال، آغاز تحصيل در دوره متوسطه در دبيرستان پهلوي كاشان.
... در دبيرستان، نقاشي كار جدي تري شد. زنگ نقاشي، نقطه روشني در تاريكي هفته بود... (هنوز در سفرم - صفحه 12)
از دوستان اين دوره : محمود فيلسوفي و احمد مديحي
سال 1320، سهراب و خانواده به خانه اي در محله سرپله كاشان نقل مكان كردند.
سال 1322، پس از پايان دوره اول متوسطه، به تهران آمد و در دانشسراي مقدماتي شبانه روزي تهران ثبت نام كرد.
... در چنين شهري [كاشان]، ما به آگاهي نميرسيديم. اهل سنجش نميشديم. در حساسيت خود شناور بوديم. دل ميباختيم. شيفته ميشديم و آنچه مياندوختيم، پيروزي تجربه بود. آمدم تهران و رفتم دانشسراي مقدماتي. به شهر بزرگي آمده بودم. اما امكان رشد چندان نبود... (هنوز در سفرم- صفحه 12)
سال 1324 دوره دوساله دانشسراي مقدماتي به پايان رسيد و سهراب به كاشان بازگشت.
... دوران دگرگوني آغاز ميشد. سال 1945 بود. فراغت در كف بود. فرصت تامل به دست آمده بود. زمينه براي تكانهاي دلپذير فراهم ميشد... (هنوز در سفرم)

آذرماه سال 1325 به پيشنهاد مشفق كاشاني (عباس كي منش متولد 1304) در اداره فرهنگ (آموزش و پرورش) كاشان استخدام شد.
... شعرهاي مشفق را خوانده بودم ولي خودش را نديده بودم. مشفق دست مرا گرفت و به راه نوشتن كشيد. الفباي شاعري را او به من آموخت... (هنوز در سفرم)
سال 1326 و در سن نوزده سالگي، منظومه اي عاشقانه و لطيف از سهراب، با نام "در كنار چمن يا آرامگاه عشق" در 26 صفحه منتشر شد.
...دل به كف عشق هر آنكس سپرد
جان به در از وادي محنت نبرد
زندگي افسانه محنت فزاست
زندگي يك بي سر و ته ماجراست
غير غم و محنت و اندوه و رنج
نيست در اين كهنه سراي سپنج...
مشفق كاشاني مقدمه كوتاهي در اين كتاب نوشته است.
سهراب بعدها، هيچگاه از اين سروده ها ياد نميكرد.

سال 1327، هنگامي كه سهراب در تپه هاي اطراف قمصر مشغول نقاشي بود، با منصور شيباني كه در آن سالها دانشجوي نقاشي دانشكده هنرهاي زيبا بود، آشنا شد. اين برخورد، سهراب را دگرگون كرد.
... آنروز، شيباني چيرها گفت. از هنر حرفها زد. ون گوگ را نشان داد. من در گيجي دلپذيري بودم. هرچه ميشنيدم، تازه بود و هرچه ميديدم غرابت داشت.
شب كه به خانه بر ميگشتم، من آدمي ديگر بودم. طعم يك استحاله را تا انتهاي خواب در دهان داشتم... (هنوز در سفرم)

شهريور ماه همان سال، استعفا از اداره فرهنگ كاشان.
مهرماه، به همراه خانواده جهت تحصيل در دانشكده هنرهاي زيبا در رشته نقاشي به تهران ميايد.
در خلال اين سالها، سهراب بارها به ديدار نميا يوشيج ميرفت.

در سال 1330 مجموعه شعر "مرگ رنگ" منتشر گرديد. برخي از اشعار موجود در اين مجموعه بعدها با تغييراتي در "هشت كتاب" تجديد چاپ شد.
بخشهايي حذف شده از " مرگ رنگ " :
... جهان آسوده خوابيده است،
فروبسته است وحشت در به روي هر تكان، هر بانگ
چنان كه من به روي خويش ...

سال 1332، پايان دوره نقاشي دانشكده هنرهاي زيبا و دريافت مدرك ليسانس و دريافت مدال درجه اول فرهنگ از شاه.
... در كاخ مرمر شاه از او پرسيد : به نظر شما نقاشي هاي اين اتاق خوب است ؟
سهراب جواب داد : خير قربان
و شاه زير لب گفت : خودم حدس ميزدم. ...
(مرغ مهاجر صفحه 67)
اواخر سال 1332، دومين مجموعه شعر سهراب با عنوان "زندگي خوابها" با طراحي جلد خود او و با كاغذي ارزان قيمت در 63 صفحه منتشر شد.

تا سال 1336، چندين شعر سهراب و ترجمه هايي از اشعار شاعران خارجي در نشريات آن زمان به چاپ رسيد.
در مردادماه 1336 از راه زميني به پاريس و لندن جهت نام نويسي در مدرسه هنرهاي زيباي پاريس در رشته ليتوگرافي سفر ميكند.

فروردين ماه سال 1337، شركت در نخستين بي ينال تهران
خرداد همان سال شركت در بي ينال ونيز و پس از دو ماه اقامت در ايتاليا به ايران باز ميگردد.

در سال 1339، ضمن شركت در دومين بي ينال تهران، موفق به دريافت جايزه اول هنرهاي زيبا گرديد.
در همين سال، شخصي علاقه مند به نقاشيهاي سهراب، همه تابلوهايش را يكجا خريد تا مقدمات سفر سهراب به ژاپن فراهم شود.
مرداد اين سال، سهراب به توكيو سفر ميكند و درآنجا فنون حكاكي روي چوب را مياموزد.

سهراب در يادداشتهاي سفر ژاپن چنين مينويسد :
... از پدرم نامه اي داشتم. در آن اشاره اي به حال خودش و ديگر پيوندان و آنگاه سخن از زيبايي خانه نو و ايوان پهن آن و روزهاي روشن و آفتابي تهران و سرانجام آرزوي پيشرفت من در هنر.
و اندوهي چه گران رو كرد : نكند چشم و چراغ خانواده خود شده باشم...

در آخرين روزهاي اسفند سال 1339 به دهلي سفر ميكند.
پس از اقامتي دوهفته اي در هند به تهران باز ميگردد.
در اواخر اين سال، سهراب و خانواده اش به خانه اي در خيابان گيشا، خيابان بيست و چهارم نقل مكان ميكند.
در همين سال در ساخت يك فيلم كوتاه تبليغاتي انيميشن، با فروغ فرخزاد همكاري نمود.
تيرماه سال 1341، فوت پدر سهراب
... وقتي كه پدرم مرد، نوشتم : پاسبانها همه شاعر بودند.
حضور فاجعه، آني دنيا را تلطيف كرده بود. فاجعه آن طرف سكه بود وگرنه من ميدانستم و ميدانم كه پاسبانها شاعر نيستند. در تاريكي آنقدر مانده ام كه از روشني حرف بزنم ...

تا سال 1343 تعدادي از آثار نقاشي سهراب در كشورهاي ايران، فرانسه، سوئيس، فلسطين و برزيل به نمايش درآمد.
فروردين سال 1343، سفر به هند و ديدار از دهلي و كشمير و در راه بازگشت در پاكستان، بازديد از لاهور و پيشاور و در افغانستان، بازديد از كابل.
در آبانماه اين سال، پس از بازگشت به ايران طراحي صحنه يك نمايش به كارگرداني خانم خجسته كيا را انجام داد.
منظومه "صداي پاي آب" در تابستان همين سال در روستاي چنار آفريده ميشود.

تا سال 1348 ضمن سفر به كشورهاي آلمان، انگليس، فرانسه، هلند، ايتاليا و اتريش، آثار نقاشي او در نمايشگاههاي متعددي به نمايش درآمد.
سال 1349، سفر به آمريكا و اقامت در لانگ آيلند و پس از 7 ماه اقامت در نيويورك، به ايران باز ميگردد.
سال 1351 برگذاري نمايشگاههاي متعدد در پاريس و ايران.

تا سال 1357، چندين نمايشگاه از آثار نقاشي سهراب در سوئيس، مصر و يونان برگذار گرديد.

سال 1358، آغاز ناراحتي جسمي و آشكار شدن علائم سرطان خون.
ديماه همان سال جهت درمان به انگلستان سفر ميكند و اسفندماه به ايران باز ميگردد.

سال 1359... اول ارديبهشت... ساعت 6 بعد ازظهر، بيمارستان پارس تهران ...
فرداي آن روز با همراهي چند تن از اقوام و دوستش محمود فيلسوفي، صحن امامزاده سلطان علي، روستاي مشهد اردهال واقع در اطراف كاشان مييزبان ابدي سهراب گرديد.
آرامگاهش در ابتدا با قطعه آجر فيروزه اي رنگ مشخص بود و سپس سنگ نبشته اي از هنرمند معاصر، رضا مافي با قطعه شعري از سهراب جايگزين شد:


به سراغ من اگر مياييد
نرم و آهسته بياييد
مبادا كه ترك بردارد
چيني نازك تنهايي من

... كاشان تنها جايي است كه به من آرامش ميدهد و ميدانم كه سرانجام در آنجا ماندگار خواهم شد...

و سهراب .... ماندگار شد ....  

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 18:16  توسط سپهر صالحی  | 

عید نوروز

نوروز

سپهر صالحی

 
 

نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

زمان نوروز

جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود،[۱] و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد. [۲]

در کشورهايی مانند ایران و افغانستان که تقويم هجری شمسي به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقويم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.[۳]

 واژهٔ نوروز

واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی به‌کار می‌رود:[۴]

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند.[۵]

واژه نوروز در الفبای لاتین

در متن های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No ،Now ،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته می‌شوند. اما به باور دکتر احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود. این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می رود.[۶]

تاریخچه

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست،[۵] اما این جشن، تاریخچه ای سه هزار ساله دارد. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است.[۷] پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.[۵]

برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد.[۵] همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است.[۵] اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.[۸]


نوروز در زمان هخامنشیان

 
 
نگاره مراسم پیشکش هدایا به پادشاه ایران در تخت جمشید. برخی از پژوهشگران، این مراسم را به نوروز مربوط می‌دانند.
 
 

کوروش دوم، بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود.[۷] این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده است.[۵] اما بررسی ها بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند،[۸] و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می‌گرفته‌اند.[۵][۹] شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است.[۷]

در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده است.[۹]

 نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان

در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد. در این دوران، جشن‌های متعددی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد.[۸] در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به سخنان آنها گوش می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند.[۱۰]

شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه رعایت نمی‌شده‌است. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب می‌ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصل های گوناگون سال جاری بوده است.[۱۱]

اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.[۷]

در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا می‌کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را می‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمی‌کردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند.[۱۰] از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند.[۱۰] همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد. [۷]

 نوروز پس از اسلام

 

نقشی از جشن چهارشنبه سوری در عمارت چهل ستون
 

از برگزاری آیین‌های نوروز در زمان امویان نشانه‌ای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر می‌رسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می‌کرده‌اند. با روی کار آمدن سلسله‌های سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار ‌شد.[۸]

در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند.[۸] بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که هر چهار سال یک‌بار، تعداد روزهای سال را (به‌جای ۳۶۵ روز)، برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. طبق این قاعده، می‌‌بایست پس از انجام این کار در ۷ دوره، در دوره هشتم، به جای سال چهارم، بر سال پنجم یک روز بیفزایند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.[۱۱]

نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می‌شد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.[۷]

نوروز در دوران معاصر

نوروز به‌عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هرساله برگزار می‌شود. البته برگزاری جشن نوروز به‌صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومت‌ها برای مدت‌زمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را به‌گونه ی پنهانی و یا در روستاها جشن می‌گرفته‌اند.[۱۲] [۱۳] همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز می‌گذاشتند؛ به‌طور مثال در تاجیکستان، مردم با اتلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی می‌کردند که آیین‌های نوروز را بی مخالفت مقامات دولتی به جای آورند.[۵] همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت می‌شناخت.[۱]

جغرافیای نوروز

منطقه‌ای که در آن جشن نوروز برگزار می‌شد، امروزه شامل چند کشور می‌شود. نوروز همچنان در این کشورها جشن گرفته می‌شود. با وجودی که بسیاری از آیین‌های نوروزی در این کشورها به‌صورت مشابه در این کشورها برگزار می‌شود، اما برخی آیین‌های نوروز در این کشورها دارای تفاوت‌هایی با یکدیگر هستند. به‌طور مثال در افغانستان در روز اول نوروز، سفره هفت‌میوه می‌چینند ولی در ایران، سفره هفت سین می‌اندازند.

همچنین کشورهایی مانند مصر و چین جزو سرزمین‌هایی نیستند که در آنها نوروز جشن گرفته می‌شد، اما امروزه جشن‌هایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار می‌شود.


 آیین‌ها

 

خانه‌تکانی

خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند. [۱۴] این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود. [۱۵]

 آتش‌افروزی

رسم افروختن آتش، از زمان‌های کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبه‌سوری نام دارد. [۱۵] پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است. [۱۶]

همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بام‌ها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم است. [۱۷]

 سفره‌های نوروزی

سفره هفت سین از سفره‌های نوروزی است که در ایران و برخی از نقاط افغانستان رایج است.
 

سفره‌های نوروزی یکی از آیین‌های مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن می‌گیرند. در بسیاری از نقاط ایران و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن می‌شود. در این سفره هفت چیز قرار می‌گیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سرکه، سنجد، سمنو، سیب و ... [۱۸] [۱۹] پهن کردسفره هفت سین در ایران آداب و رسوم خاصی دارد. روی سفره آینه می گذارن که نشانه روشنایی، شمع که نشانه نورو درخشش، یک کاسه آب که نشانه پاکی میباشد.برای زیبایی سفره از سنبل اسفاده می کنندو این جزء سین های هفت سین به حساب نمی آید. برای تزئین سفره از تخم مرغ رنگ شده استفاده میشود. بعد از ورودماهی قرمز از چین به ایران از این ماهی های کوچک جهت زیبایی سفره هفت سین استفاده می شود همچنین بعد از ورود اسلام به ایران کتاب قرآن نیز بر روی سفره قرارداده میشود. تمامی هفت سینی که چیده می شود یک معنی خاص را نیز به همراه دارند. مثل سیب که نماد زیبایی وتن درستی، سنجد به روایتی عشق و محبته،سبزه سرسبزی زندگی،سمنو برکت ،سیر برای شفاو سلامته،سکه رزق وروزی در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار می‌گیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد. [۱۸] چیدن سفره‌ای مشابه با استفاده از میوه‌ خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است. [۲۰]

علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است. [۱۹] در جمهوری آذربایجان نیز بدون توجه به عدد هفت، بر روی سفره‌های نوروزی خود، آجیل قرار می‌دهند. [۲۰]

غذاهای نوروزی

یکی از متداول‌ترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته می‌شود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه می‌شود. در بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند، این غذا طبخ می‌شود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیین‌های خاصی همراه است. زنان و دختران در مناطق مختلف ایران،افغانستان، تاجیکستان [۲]، ترکمنستان [۲۱] و ازبکستان [۲۲] سمنو را به‌صورت دسته‌جمعی و گاه در طول شب می‌پزند و درهنگام پختن آن سرودهای مخصوصی می‌خوانند. به‌طور مثال در افغانستان در یکی از مشهورترین ترانه‌ها، این بیت مکررا خوانده می‌شود [۱۸]:

 

پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است. به‌طور مثال در بخش‌هایی از ایران؛ سبزی پلو با ماهی، در ترکمنستان؛ نوروزبامه[۲۳]، در قزاقستان؛ اویقی آشار [۲۴]، در بخارا؛ انواع سمبوسه [۲۵] پخته می‌شود. به‌طور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر منطقه‌ای که نوروز جشن گرفته می‌شود مرسوم است و هر منطقه‌ای غذاها و شیرینی‌های مخصوص به خود را دارد.

 دید و بازدید

دید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنت‌های نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن می‌گیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است.

طبیعت‌گردی

مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکان‌های طبیعی مانند پارک‌ها، باغ‌ها، جنگل‌ها و ماطق خارج از شهر می‌روند. این مراسم سیزده‌به‌در نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است. [۲۷] مراسم سیزده‌به‌در در مناطق غربی افغانستان ازجمله شهر هرات نیز برگزار می‌شود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملا کسب و کار خود را تعطیل می‌کنند. مردم این منطقه همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری می‌کنند. [۲۸]

علاوه بر این، ساکنان کابل در افغانستان، در طول دو هفته اول سال برای گردش به همراه خانواده به مناطقی که در آنها گل ارغوان می‌روید، می‌روند. [۲۶]

یکی دیگر از آیین‌های نوروز که در آسیای میانه و کشور تاجیکستان مرسوم است، مراسم گل‌گردانی و بلبل‌خوانی است. گل گردان‌ها از دره و تپه و دامنهٔ کوه‌ها، گل چیده و اهل دهستان خود را از پایان یافتن زمستان و فرا رسیدن عروس سال و آغاز کشت و کار بهاری و آمدن نوروز مژده می‌دهند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 13:57  توسط سپهر صالحی  | 

فرودگاه بین‌المللی امام خمینی

 

 فرودگاه بین‌المللی امام خمینی

سپهر صالحی
 
 

فرودگاه بین‌المللی امام خمینی (احمدآباد) در ۴۰ کیلومتری جنوب تهران میان بزرگراه تهران-قم و بزرگراه تهران-ساوه قرار گرفته است. این فرودگاه ظرفیت جابجایی سالانه ۵/۴ ميليون مسافر و ۱۲۰ هزار تن بار را دارا است و ظرفيت آن تا ۵/۶ ميليون نفر قابل افزايش است.برای ساخت این فرودگاه ۲۶۰ میلیارد تومان که ۶۰ میلیون دلار آن ارزی بوده است ،هزینه شده. پس از افتتاح ، تمامی پروازهای خارجی از فرودگاه مهراباد تهران به این فرودگاه منتقل گردیده است.(به جز پروازهاییکه مقصد آنان جده، مدینه یا دمشق است).[۱] فاز یک این فرودگاه در دست تکمیل است و برای راه اندازی آن ۳۵۰ میلیارد تومان درخواست شده است.[۲] رسیدن به ظرفیت ۱۰۰ میلیون نفر از اهداف مسئولان این طرح اعلام شده است.[۳] [۴]

 تاریخچه

پیشنهاد ساخت این فرودگاه به سال ۱۳۴۶ و پیشنهاد سازمان ایکائو جهت ساخت فرودگاهی مجهز برای استفاده از توان ترانزیتی ایران بین اروپا و آسیا باز می‌گردد. این طرح در ۱۳۵۱ و با نام "فرودگاه آریا مهر" به تصویب دولت ایران رسید.

در سال ۱۳۵۴ کار ساخت فرودگاه توسط شرکت‌های آمریکایی و ایرانی آغاز شد. شرکت آمریکایی عهده‌دار معماری پروژه، شرکت TAMS نام داشت که قصد تکمیل فرودگاه را تا سال ۱۹۸۳ با بودجه ۱ میلیارد دلار داشت.[۵]

اما با رخداد انقلاب این طرح متوقف شد، و یکی از بلندپروازی های پهلوی نامیده شده و کنار گذاشته شد. پس از جنگ و در سال ۱۳۷۴ یک شرکت فرانسوی و چند شرکت ایرانی کار ساخت آنرا از سر گرفتند و نهایتا اردیبهشت ۱۳۸۳ فاز نخست آن بطور ناقص افتتاح شد.[۶]

 مناقشه در افتتاح فرودگاه

طی مناقصه برگزار شده توسط وزارت راه و بعنوان یکی از مهمترین موارد جذب سرمایه گذاری خارجی در ایران، شرکت ترکیه ای - اتریشی "تاو" مسئول بخش های کترینگ و هندلینگ فرودگاه گردید.

 حمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

همزمان با افتتاح فرودگاه و در حضور مقامات و شخصیت های داخلی و خارجی نیروهای هوایی و زمینی سپاه به فرودگاه یورش برده و ضمن تصرف آن مانع از افتتاح فرودگاه شدند. میگ های سپاه اولین هواپیمایی که قصد فرود در این فرودگاه را داشت به سمت فرودگاه مهرآباد هدایت کردند.

رییس وقت مجلس این اقدام را آبروریزی برای کشور خواند و هیات دولت خواستار محاکمه فرماندهان حمله به فرودگاه شد ،امری که هیچگاه محقق نشد. این شبه کودتای سپاه، خاتمی را بشدت عصبانی و وی را تا آستانه استعفا پیش برد.نشریه اکونومیست هم نوشت:

تلاش‌های محمد خاتمی، رييس جمهور ايران برای به ارث گذاشتن فرودگاهی در سطح استانداردهای جهانی برای ايرانيان پيش از اتمام دوره هشت ساله رياست جمهوری اش در تابستان آتی حال و هوای خنده آوری به خود گرفته است.

احمد خرم وزیر راه و ترابری دولت خاتمی اعلام کرد که تا محاکمه فرماندهان سپاه فرودگاه افتتاح نخواهد شد.

فرودگاه نهایتا در روزهای آخر دولت محمد خاتمی افتتاح گردید و نگهداری آن به مصوبه مجلس هفتم به شش شرکت ایرانی واگذار شد در حالیکه ناتوانی و ضعف در بخش های مختلف آن کاملا نموداراست. [۷] [۸] [۹] [۱۰]

علت حمله سپاه و فشارهای مجلس اصولگرای هفتم برای لغو قرار داد با شرکت های ترکیه ای "تاو" و "ترک سل" منافع مالی محافظه کاران و حضور شرکت های وابسته به ایشان(از جمله شرکت های وابسته به قرارگاه خاتم الانبیا سپاه[۱۱]) در مناقصات بوده است.این اقدامات همچنین موجب دلسرد شدن سرمایه گذاران خارجی از فعالیت در ایران شد.[۱۲]

اقدامات مجلس هفتم

مجلس هفتم نیز که کنترل آن در اختیار اصولگرایان قرار داشت وارد عمل شد و انعقاد قرار داد با شرکت ترکیه ای "تاو" در فرودگاه امام خمینی و شرکت ترکیه ای "ترک سل" در اپراتور دوم تلفن همراه را منوط به تصویب مجلس کرد. هر دو شرکت ترک، با فشار مجلس و سپاه کنار گذارده شدند. خاتمی در اعتراض به این اقدام مجلس هفتم سفر خود به ترکیه را به تعویق انداخت.مجلس پس از استیضاح خرم وزیر راه و ترابری به گزینه دیگر خاتمی برای این پست (احمد صادق بناب) نیز رای منفی داد. علیرغم آنکه خرم تهدید کرده بود در روز استیضاح پشت پرده حمله به فرودگاه را افشا می کند، اما در روز استیضاح سخنی از این موضوع نگفت ۰

 افتتاح مجدد

استیضاح احمد خرم وزیر راه و ترابری دولت دوم خاتمی توسط مجلس هفتم و رد گزینه های بعدی خاتمی ،کار افتتاح فرودگاه را بیش از پیش به تعویق انداخت.[۱۸] این فرودگاه مجددا در روزهای آخر فعالیت خاتمی در اردیبهشت ۱۳۸۴ برای بار دوم افتتاح گردید.[۱۹]

هشدار کانادا و بریتانیا

دولتهای کانادا و بریتانیا همزمان با افتتاح دوم فرودگاه از اتباع خود خواستند که از سفر از طریق این فرودگاه اجتناب کنند. علت این هشدار وجود برخی اشکالات فنی (از جمله نشست برخی ساختمانها و نگرانی از بروز مشکلاتی در باند فرود) اعلام شد. [۲۰] نمایندگانی از سازمان ایکائو برای بازرسی وضعیت فرودگاه اعزام شدند.[۲۱]

 تعطیلی گمرک فرودگاه

خرداد ۱۳۸۶ و پس از کشف باند قاچاق کالا توسط برخی مقامات و شرکت های ایرانی فعال در فرودگاه، گمرک تجاری این فرودگاه تعطیل و ترخیص کالاهای تجاری به گمرک شماره دو مهرآباد تهران(مستقر در اتوبان تهران کرج) منتقل گردید.[۲۲] [۲۳] [۲۴]

 سوانح

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 22:47  توسط سپهر صالحی  | 

فوکر 100

 
آشنایی با هواپیمای مسافربری فوکر 100 ، Fokker 100
 
سپهر صالحی
 



فوکر ۱۰۰ fokker 100
 

فوکر 100 ‘ بزرگترین هواپیمای فوکر یک هواپیمای مسافربری میباشد با ظرفیت 1۰۰سرنشین ساخته شده است 
فوکر ‘ در نوامبر سال 1983 ثا بت کرد که میتواند با هواپیمای توربین دار فوکر 50‘ پیشرفت همزمان داشته باشد. بدنه ی این هواپیما کاملا بر اساس بدنه ی هواپیمای ‘ طرح ریزی شد‘F_28 اما با تغییرات مشهود و خیلی مهم ‘ که بدنه ی هواپیمای پیشرفته تری را ارائه داد.




ظرفیت سرنشینان این هواپیما تا 122 نفر افزایش یافت که این تعداد با 85 نفر در مقایسه F_28 شد(هواپیمایی که مبنای ساخت فوکر 100 قرار گرفت).

دیگرتغییرات شامل اصلاح بالها بود که اندا زه شان بزرگتر شد و همچنین دستگاه تهویه هوا

برﺁ ورد شد) F_28( که کاراییشان حدودا 30٪ بیشتر از بالها و دستگاه تهویه ی
 
شیشه ی کابین ‘ که کاملا مدرن طراحی شد و همچنین اصلاح داخلی مجدد به
 
اضافه تغییر درتجهیزا ت و دستگاهها
 




اولین پرواز فوکر 100 در30 نوامبر 1986 انجام شد. بزرگترین امتیا ز‘ تصدیقی بود که در نوامبر سال 1987 به این هوا پیما اعطا و در فوریه 1988‘ به Swiss Airاولین مشتری خود‘ تحویل داده شد.کشورهای مختلف‘ نسخه های متفاوتی از هواپیمای فوکر 100 را سفارش دادند که خیلی پیچیده تر از هواپیمای مسافربری استاندارد بود . مثلاهواپیمای باربری فوکر 100 دارای دری کاملا بزرگ از جلو ‘که مخصوص محل بار بود ترانسپورت ‘ همگی به درخواست و پیشنهاد مشتریانVIP ویا JET_100و یا مجمع اجرایی طراحی شدند.این امر خود بنیان گذار ساخت هواپیمای کوچکتر (فوکر 70) شد در حالی که مراحل ساخت فوکر 130 در حال مطالعه بود




سقوط فوکر در سال 1996 ‘ تولید ﺁنرا در سالهای ابتدایی متوقف کرد. اما بعد از ان مذاکراتی که انجام گرفت‘موجب شد فرصت برای تولید فوکر 100 و فوکر 70 چند برابرشود. بعد از سقوط فوکر در مارس 1996 ‘ حدود 300 فروند از این هواپیما سفارش داده شد . همچنین زمانی که تولیدﺁن در سالهای ابتدایی متوقف شد‘ 283 فرونداز این هواپیما در حال ساخت و پردازش بود.


 


کارایی


بیشترین سرعت پرواز ( گشت زدن) 845 کیلومتر در ساعت(456kt


متوسط سرعت پرواز 737 کیلومتر در ساعت(453kt


طول حرکت با 107 مسافر 2505 کیلومتر (1323 nm)






ظرفیت:



تعداد خلبان 2 نفر


بیشترین میزان تراکم سر نشینان ( مسافر) 122 نفر (متوسط استقرار برای 107 نفر)


دو رده مکان برای مسافرین درجه یک


ظرفیت برای مسافرین رده اقتصادی85 نفر و برای تجار 55 نفر


کیلوگرم بار میباشد.11,50همچنین گنجا یش هواپیمای باربری فوکر حمل
 
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 8:50  توسط سپهر صالحی  | 

ایرباس

ایرباس

سپهر صالحی
 

ایرباس (به انگلیسی: Airbus) شرکت هواپیماسازی اروپایی و سازنده بزرگترین هواپیمای جت مسافربری جهان است. دفتر مرکزی این شرکت در شهر تولوز در کشور فرانسه واقع و فعالیت‌های شرکت در سراسر اروپا گسترده است.

شرکت ایرباس تقریباً نیمی از هواپیماهای مسافربری و غیرنظامی جهان را تولید می‌کند. این شرکت دارای ۵۷٬۰۰۰ کارمند و ۱۶ دفتر در کشورهای آلمان، فرانسه، بریتانیا و اسپانیا است.

ایرباس بطور مشخص شاخه هواپیماسازی شرکت دفاعی هوافضایی اروپا (EADS) است. شرکت ایرباس نخست به صورت کنسرسیومی از تولیدکنندگاه هوافضا بنیان گذاشته شد. در سال ۲۰۰۱ میلادی، این موسسه تبدیل به شرکتی با سهام مشترک شد که در آن ۸۰‌درصد سهام متعلق به EADS اروپایی و ۲۰‌درصد سهام متعلق به BAE Systems بریتانیایی بود. در اکتبر سال ۲۰۰۶ میلادی، BAE Systems تمامی سهام خود را به EADS واگذار کرد[۱].

فهرست مندرجات

 هواپیماهای ایرباس

 
 
 
 

 خانواده آ-۳۰۰

نخستین هواپیمای ایرباس مدل آ-۳۰۰ بود که در سال ۱۹۷۲ پرواز کرد و نخستین پرواز تجاری‌اش را در ۱۹۷۴ انجام داد. هواپیمای آ-۳۰۰ نخستین هواپیمای پهن‌پیکر دنیا است که در چیدمان کابین مسافران دو راهروی موازی دارد و درعین حال تنها از ۲ موتور جت نیرو می‌گیرد. آخرین فروند هواپیمای آ-۳۰۰ در ژوییه ۲۰۰۷ به شرکت فدکس تحویل شد و سپس تولید آن برای همیشه متوقف شده است.

هواپیمای آ-۳۱۰ پس از آ-۳۰۰ معرفی شد و در آن طول هواپیما کاهش پیدا کرده بود و بالها و موتورها تغییراتی کرده بودند.

 خانواده آ-۳۲۰

مدل بعدی که یکی از بزرگترین موفقیت‌های تجاری شرکت ایرباس بوده و می‌باشد، هواپیمای ایرباس آ-۳۲۰ است که در آن برای اولین بار سیستم ناوبری موسوم Fly-by-wire بکار برده شده بود. مدلهای آ-۳۱۹ و آ-۳۱۸ در حقیقت مدلهای کوچکتر آ-۳۲۰ هستند که برای بازارهای کوچکتر و همچنین بازار جت‌های خصوصی تجاری جذاب هستند. مدل آ-۳۲۱ اندکی از آ-۳۲۰ بزرگتر است و رقیب مستقیم مدلهای جدید بوئینگ ۷۳۷ محسوب می‌شود. هم‌اکنون ایرباس در حال مطالعه برای طراحی هواپیمایی جایگزین برای آ-۳۲۰ است.

 خانواده آ-۳۳۰ و آ-۳۴۰

 
هواپیمای ۴ موتوره ایرباس A340-500 شرکت اماراتی «الاتحاد»
 
 

هواپیماهای مدرن آ-۳۳۰ و آ-۳۴۰ به ترتیب با ۲ و ۴ موتور محصولات دورپرواز ایرباس هستند. هواپیمای آ-۳۴۰ دارای بُردی معادل ۱۶٬۷۰۰ کیلومتر است.

تانکر سوخت‌رسان ایرباس

تانکر سوخت‌رسان ایرباس موسوم به ام‌آر‌تی‌تی (MRTT)، هواپیمایی نظامی بر اساس طراحی آ-۳۳۰ است که برای سوخت‌گیری هوایی ساخته شده است.

به عقیده ژنرال آرتور لیکت، فرمانده یگان حمل و نقل هوایی در نیروی هوایی آمریکا، هواپیمای سوخت‌رسان ایرباس در زمینه‌های زیادی از جمله ظرفیت حمل سوخت، نفر و بار از طرح جدید شرکت آمریکایی بوئینگ بسیار برتر است. این هواپیما از انعطاف پذیری بیشتری نسبت به هواپیمای سوخت‌رسان بوئینگ برخوردار است، و می‌توان آنرا سریعتر برای انجام ماموریت آماده کرد.

خانواده آ-۳۸۰

جدیدترین هواپیمای ایرباس مدل آ-۳۸۰ است که با ۲ طبقه‌ی کامل، ۴ موتور و حداکثر ظرفیت بیش از ۸۵۰ مسافر، بزرگترین هواپیمای مسافربری در جهان می‌باشد. هواپیمای آ-۳۸۰ از اکتبر سال ۲۰۰۷ رسماً سرویس تجاری خود را با پرواز در شرکت هواپیمایی سنگاپور آغاز کرده است. مدل «باری» این هواپیما یعنی آ-۳۸۰-۸۰۰-اف (A380-800F) دومین هواپیمای بزرگ باری جهان پس از هواپیمای روسی آنتونوف آن-۲۲۵ می‌باشد.

برخی منابع دولتی در آمریکا احتمال می‌دهند که دولت آمریکا از هواپیمای آ-۳۸۰ برای جانشین کردن هواپیمای نیروی هوایی یکم، هواپیمای ویژه ریاست جمهوری آمریکا، استفاده کند . در حال حاضر هواپیمای ویژه رئیس جمهور آمریکا یک فروند بوئینگ ۷۴۷ است که در آن تغییراتی داده شده است.

 سرویس و نگهداری کنکورد

تا پیش از بازنشسته شدن هواپیمای کنکورد در سال ۲۰۰۳، شرکت ایرباس قطعات یدکی و سرویس مورد نیاز کنکوردها را تامین می‌کرده است.

 

 لیست هواپیماهای ایرباس و ویژگی‌های آنها

 

خانواده هواپیماهای ایرباس

 هواپیما 

 ویژگی‌ها 

 تعداد مسافر 

 حداکثر تعداد مسافر 

 تاریخ معرفی 

 نخستین پرواز 

 نخستین تحویل به مشتری 

 تاریخ توقف تولید 

A300

۲ موتور، ۲ راهرو

۲۲۸-۲۵۴

۳۶۱

ماه مه ۱۹۶۹

اکتبر ۱۹۷۲

ماه مه ۱۹۷۴
ایر فرانس

تولید در ۲۷ مارس ۲۰۰۷ متوقف شد.

A310

۲ موتور، ۲ راهرو
مدل تغییر یافته‌ی A300

۱۸۷

۲۷۹

ژوئیه ۱۹۷۸

۳ آوریل ۱۹۸۲

دسامبر ۱۹۸۵
هواپیمایی الجزایر

تولید در ۲۷ مارس ۲۰۰۷ متوقف شد.

A318

۲ موتور، یک راهرو، حدود ۶ متر کوتاه‌تر از A320

۱۰۷

۱۱۷

آوریل ۱۹۹۹

۱۵ ژانویه ۲۰۰۲

اکتبر ۲۰۰۳
ایر فرانس

A319

۲ موتور، یک راهرو، حدود ۴ متر کوتاه‌تر از A320

۱۲۴

۱۵۶

ژوئن ۱۹۹۳

۲۵ آوت ۱۹۹۵

آوریل ۱۹۹۶
سوییس ایر

A320

۲ موتور، یک راهرو

۱۵۰

۱۸۰

مارس ۱۹۸۴

۲۲ فوریه ۱۹۸۷

مارس ۱۹۸۸
ایر اینتر

A321

۲ موتور، یک راهرو، حدود ۷ متر کشیده‌تر از A320

۱۸۵

۲۲۰

نوامبر ۱۹۸۹

۱۱ مارس ۱۹۹۳

ژانویه ۱۹۹۴
لوفتهانزا

A330

۲ موتور، ۲ راهرو

۲۵۳-۲۹۵

۴۰۶-۴۴۰

ژوئن ۱۹۸۷

۲ نوامبر ۱۹۹۲

دسامبر ۱۹۹۳
ایر اینتر

A340

۴ موتور، ۲ راهرو

۲۳۹-۳۸۰

۴۲۰-۴۴۰

ژوئن ۱۹۸۷

۲۵ اکتبر ۱۹۹۱

ژانویه ۱۹۹۳
ایر فرانس

A350

۲ موتور، ۲ راهرو

۲۷۰-۳۵۰

مشخص نیست

دسامبر ۲۰۰۶

پیش‌بینی شده برای ۲۰۱۱

اواسط ۲۰۱۳
هواپیمایی TAM برزیل

A380

۴ موتور، ۲ راهرو، ۲ طبقه‌ی کامل

۵۵۵

۸۵۳

۲۰۰۲

۲۷ آوریل ۲۰۰۵

۱۵ اکتبر ۲۰۰۷
هواپیمایی سنگاپور

 

 تاریخچه

هواپیمای ایرباس A320-200 شرکت سوئیسی Swiss International Air Lines

 

صنایع ارباس نخست به صورت کنسرسیومی از شرکتهای هوافضایی اروپایی بنیان گذاشته شد تا با در بازار هواپیماهای مسافربری با شرکتهای آمریکایی مانند بوئینگ، مک‌دانل‌داگلاس و لاکهید رقابت کند. جنگ جهانی دوم بسیاری از زیرساختارهای صنعتی اروپا ازجمله صنعت هوایی را از بین برده بود، اما همزمان باعث رشد و شکوفایی صنعت هوایی بسیار موفقی در ایالات متحده آمریکا شده بود. در سال ۱۹۶۵ در نمایشگاه هوایی پاریس، خطوط هوایی عمده اروپا مساله نیاز به هواپیمای مسافربری کوتاه‌بُرد و میان‌بُرد را به بحث و تبادل نظر گذاشتند. در همین سال، به درخواست دولت بریتانیا، شرکت هاوکر سیدلی (Hawker Siddeley) با دو شرکت هوایی فرانسوی به نامهای برُگِه (Breguet) و نور (Nord) برای آغاز طراحی نخستین هواپیمای ایرباس وارد مذاکره شد. این سه شرکت طراحی هواپیمایی با کُد HBN 100 را آغاز کردند.

در سال ۱۹۶۶ میلادی، شرکت سود آویاسیون فرانسوی (Sud Aviation)، شرکت آربایتشگماینشافت (دویچه ایرباس) آلمانی (Arbeitsgemeinschaft; Deutche Airbus) و هاوکر سیدلی بریتانیایی (Hawker Siddeley) شرکای اصلی پروژه ارباس بودند، و درخواست تامین بودجه پروژه به هرسه دولت تقدیم شده بود.

تولد آ-۳۰۰

 
 
کابین خلبان مدرن هواپیمای غول‌پیکر ایرباس

 

کُد A300 از اوایل سال ۱۹۶۷ میلادی برای نامیدن هواپیمای در دست طراحی ایرباس انتخاب شد. این هواپیما قرار بود ظرفیت حمل ۳۲۰ مسافر را داشته باشد و از دو موتور جت برای تولید نیروی پیشرانه استفاده کند.

در ۲۵ ماه ژوئیه سال ۱۹۶۷ میلادی، سه دولت اروپایی شریک در پروژه بیانیه‌ای اعلام کردند که «برای افزایش همکاری‌های اروپایی در زمینه هوانوردی، توسعه اقتصادی و پیشرفت تکنولوژیکی در اروپا، زمینه‌های لازم را برای طراحی و تولید هواپیمای ایرباس را فراهم می‌آورند.»

پس از توافق نهایی برای همکاری در پروژه ایرباس، رُژه بِتی (Roger Béteille) به سمت مدیر فنی پروژه A300 منصوب شد[۸]. وی فرایند ساخت و تولید هواپیما را بین شرکتهای گوناگون تقسیم کرد و این تقسیم‌بندی از آن دوره تا کنون در ساخت تقریبا همه هواپیماهای ایرباس رعایت می‌شود. بر اساس این تقسیم‌بندی قرار شد که اتاق خلبان، ابزار و ادوات کنترل پرواز، و بخش میانی زیر بدنه هواپیما در فرانسه تولید شود. رژه بیتی که از طرفداران هواپیمای جت ۳-موتوره بریتانیایی ترایدنت (Trident) بود، ساخت بالهای هواپیما را به هاوکر سیدلی در بریتانیا واگذار کرد. همچنین مقرر شد که ساخت قسمت‌های جلو و عقب و بخش میانی فوقانی بدنه اصلی هواپیما در آلمان، شهپرها و اجزاء بالها در هلند، و بالک‌های افقی عقب در اسپانیا ساخته شوند.

در ۲۶ سپتامبر سال ۱۹۶۷ طی توافقی مقرر شد که شرکت سود آویاسیون فرانسوی رهبری پروژه را در دست داشته باشد، فرانسه و بریتانیا هریک ۳۷،۵ درصد و آلمان ۲۵ درصد کار را در دست داشته باشند. همچنین شرکت رولزرویس برای ساخت موتور جت برای ایرباس انتخاب شد.

در تاریخ ۱۰ آوریل ۱۹۶۹، دولت بریتانیا رسماً از پروژه ارباس کناره‌گیری کرد، و دولت آلمان با استفاده از این موقعیت سهام خود را به ۵۰ درصد افزایش داد. پس از خروج دولت بریتانیا از مجموعه سهامداران ایرباس، شرکت هاوکر سیدلی بطور مستقل ساخت بالهای ایرباس را در بریتانیا ادامه داد.

تاسیس صنایع ایرباس

 
 
هواپیمای اَبَرترابری ایرباس موسوم به «نهنگ بلوگا» که مدل تغییر یافته A300-600 است و برای حمل و نقل قطعات بزرگ هواپیما بین کارگاه‌های مختلف ایرباس بکار می‌رود.
 

صنایع ایرباس به عنوان یک گروه اقتصادی در ۱۸ دسامبر ۱۹۸۰ تاسیس شد[۹]. در این گروه شرکتهای آئرواسپاسیال فرانسوی (Aerospatiale) و دویچه ایرباس آلمانی (Deutche Airbus) هریک ۳۶٫۵ درصد، هاوکر سیدلی بریتانیایی ۲۰ درصد و فوکر (Fokker-VFW) هلندی ۷ درصد سهم کاری داشتند. در سال ۱۹۷۱، آئرواسپاسیال و دویچه ایرباس جمعا سهام خود را به ۴۷٫۹ درصد کاهش دادند تا شرکت اسپانیایی کاسا (CASA) بتواند ۴٫۲ سهام کار را دریافت کند[۱۰]. در ژانویه ۱۹۷۹ شرکت هوافضایی بریتانیا (British Aerospace) که مالک جدید هاوکر سیدلی بود، ۲۰ درصد سهم کاری را از آن خود کرد.

[ویرایش] نخستین پرواز آ-۳۰۰

نخستین مدل آ-۳۰۰ در سال ۱۹۷۲ پرواز کرد، و نخستین مدل تجاری آن در سال ۱۹۷۴ وارد خدمت شد. در ابتدا موفقیت ایرباس پیشرفت کندی داشت، بطوریکه شرکت ایرباس قبل از نخستین پرواز آ-۳۰۰ تا ۱۹۷۲ فقط ۱۵ سفارش قطعی برای این مدل دریافت کرده بود، و تا سال ۱۹۷۹ تنها ۸۱ فروند هواپیمای آ-۳۰۰ در شرکتهای مختلف خدمت می‌کردند. اما با معرفی مدل آ-۳۲۰ ناگهان ورق برگشت و ایرباس به عنوان یک بازیگر مهم در بازار هواپیمایی مسافری مطرح شد. ایرباس موفق شد قبل از پرواز آ-۳۲۰ تعداد ۴۰۰ سفارش قطعی برای این مدل دریافت کند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 15:44  توسط سپهر صالحی  | 

رولد دال

سپهر صالحی

 

رولد دال
پاتریسیا نیل و رولد دال
 
 

تولد

۱۳ سپتامبر ۱۹۱۶
لاندالف، کاردیف، ویلز

 

مرگ

۲۳ نوامبر ۱۹۹۰
باکینگهام شایر

 

زمینه فعالیت

نویسنده، فیلمنامه نویس

 

همسر

پاتریسیا نیل (۱۹۸۳-۱۹۵۳) - فلیسیتی آن کراسلند (۱۹۹۰-۱۹۸۳)

 

وب‌گاه رسمی

 

http://www.roalddahl.com 



رولد دال (به انگلیسی: Roald Dahl)، (۱۳ سپتامبر ۱۹۱۶ - ۲۳ نوامبر ۱۹۹۰داستان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ویلز بریتانیا و از مشهورترین نویسنده‌های انگلیسی، که والدینش نروژی‌الاصل بودند و اوج شکوفایی او به عنوان نویسنده برای کودکان و بزرگسالان در دهه ۱۹۴۰ بود.

مهم ترین آثار او چارلی و کارخانه شکلات سازی، جیمز و هلوی غول پیکر، ماتیلدا و داستان های نامنتظره است. بیشتر آثار او به فیلم در آمده است.

زندگی و مرگ

او در ۱۹۱۶ در لانداف گلامورگان به دنیا آمد. در جنگ جهانی دوم به نیروی هوایی انگلستان در نایروبی پیوست. مدتی در یونان و سوریه خلبان جنگی بود. در ۱۹۴۲ به واشینگتن رفت و نویسندگی را شروع کرد. اولین داستان هایش را بر اساس تجربه هایش در جنگ در نشریان امریکایی به چاپ رساند. اما خیلی زود به نوشتن برای کودکان گرایش یافت. آثار او اثر زیادی بر نویسندگان انگلیسی زبان پس از او گذاشت. او در سال ۱۹۸۳ برنده ی جایزه ی ویت برد شد و در نوامبر ۱۹۹۰ درگذشت. مجله ی تایمز او را «یکی از پرخواننده ترین و تأثیرگذارترین نویسندگان نسل ما» نامید و نوشت : «کودکان عاشق داستان های رولد دال هستند و او را نویسنده ی محبوب خود می دانند... داستان های او آثار کلاسیک آینده خواهند بود.»


 آثار

 

 کتاب‌های کودکان

 شعر کودکان

  • ترانه های آشوبگر (۱۹۸۲)
  • حیوانات کثیف (۱۹۸۳)
  • شوربای ترانه ها (۱۹۸۹)

داستان‌های بزرگسالان

 

رمان‌ها

 

 

 مجموعه داستان‌های کوتاه

 

  • ده داستان آگهی‌ها و پرواز (۱۹۴۹)
  • کسی مثل تو (۱۹۵۳)
  • ببوس ببوس (۱۹۶۰)
  • بیست و نه بوسه از طرف رولد دال (۱۹۶۹)
  • داستان های نامنتظره (۱۹۷۹) (با ترجمه گیتا گرکانی در ایران منتشر شده است).
  • داستان‌های نامنتظره دیگر (۱۹۸۰)
  • بهترین داستان‌های رولد دال (۱۹۷۸)
  • داستان های ارواح (۱۹۸۳)
  • مینی بوس رولد دال (۱۹۸۶)
  • آه، راز شیرین زندگی ام (۱۹۸۹)
  • مجموعه داستان های کوتاه رولد دال (۱۹۹۱)

 غیرداستانی

  • گنج میلدنهال
  • پسر،داستان هایی از کودکی
  • تنها رفتن
  • سرخک، بیماری خطرناک
  • خاطرات در جیپسی هاوس
  • راهنمای ایمنی راه آهن
  • سال من

نمایشنامه‌ها

  • عسل ها (۱۹۵۵)
  • ویلی وانکا (۲۰۰۷)

 فیلمنامه‌ها

  • ۳۶ ساعت (۱۹۶۵)
  • فقط دو بار زندگی می‌کنی (۱۹۶۷)
  • چیتی چیتی بنگ بنگ (۱۹۶۸)
  • شبکاو (۱۹۷۱)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 16:54  توسط سپهر صالحی  | 

MCSE

 

 MCSE  چیست ؟

سپهر صالحی

 

اين مدرک جهت تربیت نيروهاي متخصص در زمينه طراحي، پياده سازي و مديريت شبکه هاي کامپيوتري و امنيت در شبکه ارائه شده است که داوطلبان عزیز می توانند پس از گذراندن 7 دوره و موفقيت در آزمونهاي بين المللي، مدرک معتبر MCSE را دریافت نمایند. دارندگان این مدرک دارای مهارتهای لازم در نصب، راه اندازی، مدیریت و نگهداری شبکه های کامپیوتری Windows Base می باشند.

 مهارتهایی که در این دوره کسب خواهید کرد

  1. نصب و راه اندازی شبکه در Windows XP
  2. نصب و راه اندازی شبکه در Windows Server 2003
  3. مدیریت، نگهداری و پیاده سازی Windows Server 2003
  4. مدیریت بانکهای اطلاعاتی تحت شبکه
  5. اصول طراحی شبکه و راه حلهای بهبود کارایی شبکه
  6. مدیریت کاربران شبکه توسط Active Directory

 پیش نیاز

  1. آشنایی مقدماتی با زبان انگلیسی
  2. آشنایی با سیستم عامل ویندوز
  3. آشنایی با اینترنت
  4. آشنايي با مفاهيم شبکه (گذراندن دوره +Network در صورت عدم آشنايي با مفاهيم شبکه)

 آزمونها

کد آزمون نام دوره
Core Exams: Networking System
70-290 Managing and Maintaining a Microsoft Windows Server 2003 Environment
70-291 Implementing, Managing, and Maintaining a Microsoft Windows Server 2003 Network Infrastructure
70-293 Planning and Maintaining a Microsoft Windows Server 2003 Network Infrastructure
70-294 Planning, Implementing, and Maintaining a Microsoft Windows Server 2003 Active Directory Infrastructure
Core Exams: Client Operating System
70-270 Installing, Configuring, and Administering Microsoft Windows XP Professional
70-210 Installing, Configuring, and Administering Microsoft Windows 2000 Professional
Core Exams: Design
70-297 Designing a Microsoft Windows Server 2003 Active Directory and Network Infrastructure
70-298 Designing Security for a Microsoft Windows Server 2003 Network
Elective Exams
70-086 Implementing and Supporting Microsoft Systems Management Server 2.0
70-089 Designing, Implementing, and Managing a Microsoft Systems Management Server 2003 Infrastructure
70-227 Installing, Configuring, and Administering Microsoft Internet Security and Acceleration (ISA) Server 2000, Enterprise Edition
70-228 Installing, Configuring, and Administering Microsoft SQL Server 2000
70-229 Designing and Implementing Databases with Microsoft SQL Server 2000
70- Installing, Configuring, and Administering Microsoft SQL Server 2005
70- Designing and Implementing Databases with Microsoft SQL Server 2005
70-232 Implementing and Maintaining Highly Available Web Solutions with Microsoft Windows 2000 Server Technologies and Microsoft Application Center 2000
70-281 Planning, Deploying, and Managing an Enterprise Project Management Solution
70-282 Designing, Deploying, and Managing a Network Solution for a Small- and Medium-Sized Business
70-284 Implementing and Managing Microsoft Exchange Server 2003
70-285 Designing a Microsoft Exchange Server 2003 Organization
70-297 Designing a Microsoft Windows Server 2003 Active Directory and Network Infrastructure
70-298 Designing Security for a Microsoft Windows Server 2003 Network
70-299 Implementing and Administering Security in a Microsoft Windows Server 2003 Network
70-301 Managing, Organizing, and Delivering IT Projects by Using Microsoft Solutions Framework 3.0
70-350 Implementing Microsoft Internet Security and Acceleration (ISA) Server 2004

 توضیح در مورد آزمونها

  1. Core Exams: آزمونهای اجباری می باشند و بسته به نیاز هر دوره تعدادی از این Core Exam ها باید برای دریافت مدرک آن دوره، حتما گذرانده شوند.
  2. Elective Exams: آزمونهای اختیاری می باشند و بسته به نیاز هر دوره تعدادی از این Elective Exam ها باید برای دریافت مدرک آن دوره، به اختیار گذرانده شوند.

 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 16:24  توسط سپهر صالحی  | 

 

شکسته‌شدن دیوار صوتی توسط جنگنده اف-۱۸هورنت

سپهر صالحی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 18:48  توسط سپهر صالحی  | 

افلاطون

سپهر صالحی

 

افلاطون یا فلاطون (به یونانی باستان: Πλάτων,‏ با تلفظ: Plátōn) ‏‌(۴۲۸/۴۲۷ پ.م. تا ۳۴۸/۳۴۷ پ.م) دومین فیلسوف از فیلسوفان بزرگ سه‌گانهٔ (سقراط، افلاطون و ارسطو) یونانی‌است. که در میان این سه او بود که پایه‌های فلسفی فرهنگ غرب را بنا گذاشت. تاثیر او بر فلسفه اسلامی نیز قابل توجه است.

 زندگی

افلاطون در آتن به سال 427 قبل از میلاد در یک خانواده متشخص آتنی متولد شد. او دو برادر و يك خواهر تني داشت و دو برادر ناتني كه يكي از ازدواج اول شوهر دوم مادرش بود و ديگري حاصل اين ازدواج بود. وي در بیست سالگی برای تکمیل معارف خود شاگرد سقراط شد. این مصاحبت و شاگردی به مدت ده سال ادامه یافت. پس از اعدام سقراط به ۳۹۹، افلاطون آتن را ترک کرد. او برای چندین سال در شهرهای یونان و کشورهای بیگانه به گردش پرداخت. پس از سفری به سیسیل در سال ۳۸۸ به آتن بازگشت و مکتبی فلسفی ایجاد کرد که به نام آکادمی مشهور است. تعلیمات وی در آن‌جا بر اثر دو بار سفری که در سال ۳۶۶ و ۳۶۱ به سیسیل داشت به تعویق افتاد. افلاطون در سال ۳۴۷ مُرد و رهبری آکادمی را به خواهرزاده خود كه شاگردش نيز بود، واگذاشت.

 آکادمی

افلاطون در سال ۳۸۷ پیش از میلاد آکادمی را در مكاني به همين نام بنا کرد تا به طور جامع به آموزش حکمت و تحقیق در این زمینه بپردازد. ارسطو به مدت 20 سال شاگرد آکادمی و پس از آن استاد بود. در آکادمی رشته‌های مختلفی شامل ستاره‌شناسی، زیست شناسی، هندسه، اخلاق و کلام تدریس می‌شد.

 آثار




مهم‌ترین کتابی که از افلاطون به جای مانده رساله جمهور است. بعضی از افلاطون شناسان معتقدند، افلاطون جملاتی را به این رساله اضافه کرده و در حقیقت وی صحبت‌ها و اندیشه‌های خودش را از زبان سقراط بیان کرده است. در تمام آثار افلاطون می‌توان مکالمات سقراط را با اشخاص مختلف، بطور دقیق و با ذکر نام دید. رساله جمهور، هنر و زیبایی را از دیدگاه افلاطون و سقراط به بهترین وجه نشان می‌دهد. این رساله حاصل مکالمات سقراط با گلاوکن (برادر افلاطون)، سیمیاس، هیپوکراتس و چند فرد دیگر است.

 نظر افلاطون در باب هنر

در کتاب دهم رساله جمهور و از همان ابتدا، افلاطون به بحث درباره عدم سازگاری فلسفه و شعر می‌پردازد. از نظر افلاطون، فلسفه با داده‌های حسی و ذهنی و نیز با حس تجربی و استدلال، تعقل و خرد‌ورزی سر وکار دارد. اساساً فلسفه کاری با مسائل احساسات درونی انسان‌ها و جنبه‌های رمانتیک یا خیال‌پردازانه و یا عاطفه انسان‌ها ندارد. در حالی‌که در نظر افلاطون شعر و هنر با عالم تخیل، احساسات و عواطف رابطه دارد. در همین کتاب به بررسی تأثیر هنرهای توصیفی با حقیقت و تأثیر شعر بر اخلاق جوانان بویژه تأثیرات سوء و انحرافی اشاره می‌کند. در تمام این حوزه‌ها افلاطون از دو نوع هنر یاد می‌کند. اول هنرهایی که موضوعشان فقط زیبایی ظاهری و شکلی و صورت‌ها یا ظواهر زیباست مانند خطوط طرحی و رسم و نقش‌هایی که بر پارچه‌ها یا طرح‌هایی که بطور تزئینی در معماری‌ها دیده می‌شود. وی نسبت به این نوع هنر هیچ مخالفتی ندارد، زیرا آنها را وسیله آشنایی با روح خیر و جمال مطلق می‌داند. به اعتقاد افلاطون، روح انسان از طریق این هنرها با زیبایی مطلق (خود زیبایی) که به زعم وی نمادی از حقیقت مطلق است آشنا می‌گردد. نفس انسان به کمک این نوع زیبایی مدارج عالیه را طی می‌کند و به مرحله کمال انسانی، یعنی به مقام مکاشفه یا کشف و شهود می‌رسد. در حالی‌که نوع دوم هنرها، یعنی هنرهای توصیفی مانند ادبیات، نقاشی، نمایش‌نامه، شعر و آنچه که مسامحتاً امروزه از آن به هنرهای تجسمی یاد می‌شود و همینطور نوعی از موسیقی را مورد انتقاد شدید قرار می‌دهد. زیرا کار یا وظیفه این دسته از هنرهای توصیفی را بیان و تجسم مشهودات و احساسات و عواطف درونی انسان‌ها می‌داند. به زعم او هر دو نوع هنر درصورتی‌که واجد موضوعات اخلاقی باشند برای تعلیم و تربیت جوانان مفید هستند. اما در کل برای هنرهای زیبا ارزشی قائل نیست، بلکه آنها را مضر و مخرب دانسته و از مدینه فاضله خود طرد می‌کند. زیرا عقیده دارد که کار هنر نقاشی یا شعر و نمایش نامه بیان حقیقت نیست، بلکه کپی برداری و تصویر‌سازی یا تقلید از آن است. آن هم نه تقلید از اصل بلکه تقلید از سایه و فرع و تقلید از محسوسات پست و دون. به اعتقاد وی محسوسات به هیچ وجه اصل نیستند، بلکه خود شبه و تقلیدی هستند از حقیقتی که در عالم ایده یا مُثل یا در عالم معقولات قرار دارند. به همین خاطر چون محسوسات خود یک درجه از حقیقت یا اصل دور هستند بنابراین به لحاظ دوری از حقایق ثابته و اصل، هنرهایی چون نقاشی یا شعر در مرحله سوم قرار دارند. ایراد دیگر افلاطون به شعر و نقاشی و موسیقی این است که این هنرها احساسات و عواطف را بر می‌انگیزند و هر چیزی که احساسات انسان را تحریک کند از متانت و وقار دور است و موجب سستی و زبونی نفس می‌گردد. او حتی کار ویژه لذت بخشی هنر را نیز قبول دارد، اما در نهایت این لذت بخشی را موجب ضعف و سستی نفس و مضر به حال اخلاق حسنه می‌داند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 18:40  توسط سپهر صالحی  | 

فردوسی

 

فردوسی

سپهر صالحی

 

حکیم ابوالقاسم حسن بن علی توسی معروف به فردوسی (حدود ۳۱۹ تا حدود ۳۹۷ هجری شمسیشاعر حماسه‌سرای ایرانی و گویندهٔ شاهنامهٔ فردوسی است که مشهورترین اثر حماسی فارسی است و طولانی‌ترین منظومه به زبان فارسی تا زمان خود بوده‌است. او را از بزرگ‌ترین شاعران فارسی‌گو دانسته‌اند. در ایران ۲۵ اردیبهشت بنام روز ملی فردوسی نامگذاری شده است

در مورد زندگی فردوسی افسانه‌های فراوانی وجود دارد که چند علت اصلی دارد. یکی این‌که به علت محبوب نبودن فردوسی در دستگاه قدرت به دلیل شیعه بودنش، در قرن‌های اول پس از پایان عمرش کمتر در مورد او نوشته شده‌است، و دیگر این که به علت محبوب بودن اشعارش در بین مردم عادی، شاهنامه‌خوان‌ها مجبور شده‌اند برای زندگی او که مورد پرسش‌های کنجکاوانهٔ مردم قرار داشته‌است، داستان‌هایی سرِهم کنند.

تولد

بنا به نظر پژوهشگران امروزی، فردوسی در حدود سال ۳۱۹ هجری شمسی در روستای باژ در نزدیکی توس در خراسان متولد شد.

استدلالی که منجر به استنباط سال ۳۱۹ شده‌است شعر زیر است که محققان بیت آخر را اشاره به به قدرت رسیدن سلطان محمود غزنوی در سال ۳۷۵ شمسی می‌دانند:

و از این که فردوسی در سال ۳۷۵ پنجاه و هشت ساله بوده‌است نتیجه می‌گیرند او در حدود سال ۳۱۹ متولد شده‌است.

تولد فردوسی را نظامی عروضی، که اولین کسی است که دربارهٔ فردوسی نوشته‌است، در ده «باز» نوشته‌است که معرب «پاژ» است. منابع جدیدتر به روستاهای «شاداب» و «رزان» نیز اشاره کرده‌اند که محققان امروزی این ادعاها را قابل اعتنا نمی‌دانند. پاژ امروزه در استان خراسان ایران و در ۱۵ کیلومتری شمال مشهد قرار دارد.

نام او را منابع قدیمی‌تر از جمله عجایب المخلوقات و تاریخ گزیده (اثر حمدالله مستوفی) «حسن» نوشته‌اند و منابع جدیدتر از جمله مقدمهٔ بایسنغری (که اکثر محققان آن را بی‌ارزش می‌دانند و محمدتقی بهار مطالبش را «لاطایلات بی‌بنیاد» خوانده‌است) و منابعی که از آن مقدمه نقل شده‌است، «منصور». نام پدرش نیز در تاریخ گزیده و یک منبع قدیمی دیگر «علی» ذکر شده‌است. محمدامین ریاحی، از فردوسی‌شناسان معاصر، نام «حسن بن علی» را به خاطر شیعه بودن فردوسی مناسب دانسته و تأیید کرده‌است. منابع کم‌ارزش‌تر نام‌های دیگری نیز برای پدر فردوسی ذکر کرده‌اند: «مولانا احمد بن مولانا فرخ» (مقدمهٔ بایسنغری)، «فخرالدین احمد» (هفت اقلیم)، «فخرالدین احمد بن حکیم مولانا» (مجالس المؤمنین و مجمع الفصحا)، و «حسن اسحق شرفشاه» (تذکرة الشعراء). تئودور نولدکه در کتاب حماسهٔ ملی ایران در رد نام «فخرالدین» نوشته‌است که اعطای لقب‌هایی که به «الدین» پایان می‌یافته‌اند در زمان بلوغ فردوسی مرسوم شده‌است و مخصوص به «امیران مقتدر» بوده‌است، و در نتیجه این که پدر فردوسی چنین لقبی داشته بوده باشد را ناممکن می‌داند.

کودکی و تحصیل

پدر فردوسی دهقان بود که در آن زمان به معنی ایرانی‌تبار و نیز به معنی صاحب ده بوده‌است (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۷۲) که می‌توان از آن نتیجه گرفت زندگی نسبتاً مرفهی داشته‌است. در نتیجه خانوادهٔ فردوسی احتمالاً در کودکی مشکل مالی نداشته‌است و نیز تحصیلات مناسبی کرده‌است. بر اساس شواهد موجود از شاهنامه می‌توان نتیجه گرفت که او جدا از زبان فارسی دری به زبان‌های عربی و پهلوی نیز آشنا بوده‌است. به نظر می‌رسد که فردوسی با فلسفهٔ یونانی نیز آشنایی داشته‌است (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۷۴).

جوانی و شاعری

کودکی و جوانی فردوسی در دوران سامانیان بوده‌است. ایشان از حامیان مهم ادبیات فارسی بودند.

با وجود این که سرودن شاهنامه را بر اساس شاهنامهٔ ابومنصوری از حدود چهل سالگی فردوسی می‌دانند، با توجه به توانایی فردوسی در شعر فارسی نتیجه گرفته‌اند که در دوران جوانی نیز شعر می‌گفته‌است و احتمالاً سرودن بخش‌هایی از شاهنامه را در همان زمان و بر اساس داستان‌های اساطیری کهنی که در ادبیات شفاهی مردم وجود داشته‌است، شروع کرده‌است. این حدس می‌تواند یکی از دلایل تفاوت‌های زیاد نسخه‌های خطی شاهنامه باشد، به این شکل که نسخه‌هایی قدیمی‌تری از این داستان‌های مستقل منبع کاتبان شده باشد. از جمله داستان‌هایی که حدس می‌زنند در دوران جوانی وی گفته شده باشد داستان‌های بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، داستان اکوان دیو، و داستان سیاوش است.

فردوسی پس از اطلاع از مرگ دقیقی و ناتمام ماندن گشتاسب‌نامهاش (که به ظهور زرتشت می‌پردازد) به وجود شاهنامهٔ ابومنصوری که به نثر بوده‌است و منبع دقیقی در سرودن گشتاسب‌نامه بوده‌است پی برد. و به دنبال آن به بخارا پایتخت سامانیان («تختِ شاهِ جهان») رفت تا کتاب را پیدا کرده و بقیهٔ آن را به نظم در آورد. (سید حسن تقی‌زاده حدس زده‌است که فردوسی به غزنه که پایتخت غزنویان است رفته باشد که با توجه به تاریخ به قدرت رسیدن غزنویان، که بعد از شروع کار اصلی شاهنامه بوده‌است، رد شده‌است.) فردوسی در این سفر شاهنامهٔ ابومنصوری را نیافت ولی در بازگشت به توس، امیرک منصور (که از دوستان فردوسی بوده‌است و شاهنامهٔ ابومنصوری به دستور پدرش ابومنصور محمد بن عبدالرزاق جمع‌آوری و نوشته شده بود) کتاب را در اختیار فردوسی قرار داد و قول داد در سرودن شاهنامه از او حمایت کند.

سرودن شاهنامه

شاهنامه مهم ترین اثر فردوسی و یکی از بزرگ ترین آثار ادبیات کهن فارسی می‌باشد.

فردوسی برای سرودن این کتاب در حدود پانزده سال بر اساس شاهنامهٔ ابومنصوری کار کرد، و آن را در سال ۳۷۲ شمسی پایان داد. فردوسی از آنجا که به قول خودش هیچ پادشاهی را سزاوار هدیه کردن کتابش ندید («ندیدم کسی کش سزاوار بود»)، مدتی آن را مخفی نگه داشت و در این مدت بخش‌های دیگری نیز به مرور به شاهنامه افزود.

پس از حدود ده سال (در حدود سال ۳۸۲ هجری شمسی در سن شصت و پنج سالگی) فردوسی که فقیر شده بود و فرزندش را نیز از دست داده بود، تصمیم گرفت که کتابش را به سلطان محمود تقدیم کند. از‌این رو تدوین جدیدی از شاهنامه را شروع کرد و اشاره‌هایی را که به حامیان و دوستان سابقش شده بود، با وصف و مدح سلطان محمود و اطرافیانش جای‌گزین کرد. تدوین دوم در سال ۳۸۸ هجری شمسی پایان یافت (به حدس تقی‌زاده در سال ۳۸۹) که بین پنجاه هزار و شصت هزار بیت داشت. فردوسی آن را در شش یا هفت جلد برای سلطان محمود فرستاد.

به گفتهٔ خود فردوسی سلطان محمود به شاهنامه نگاه هم نکرد و پاداشی را که مورد انتظار فردوسی بود برایش نفرستاد. از این واقعه تا پایان عمر، فردوسی بخش‌های دیگری نیز به شاهنامه اضافه کرد که بیشتر به اظهار ناامیدی و امید به بخشش بعضی از اطرافیان سلطان محمود از جمله «سالار شاه» اختصاص دارد. آخرین اشارهٔ فردوسی به سن خود یکی به حدود هشتاد سال است («کنون عمر نزدیک هشتاد شد/امیدم به یک باره بر باد شد») و یکی به هفتاد و شش سال («کنون سالم آمد به هفتاد و شش/غنوده همه چشم میشار فش»).

مرگ و آرامگاه

اولین منبعی که به سال مرگ فردوسی اشاره کرده‌است مقدمهٔ بایسنغری است که آن را در سال ۴۰۳ هجری شمسی آورده‌است. این مقدمه که امروز نامعتبر شناخته می‌شود به منبع دیگری اشاره نکرده‌است. اکثر منابع همین تاریخ را از مقدمهٔ بایسنغری نقل کرده‌اند، به جز تذکرة الشعراء (که آن هم بسیار نامعتبر است) که مرگ او را در ۳۹۸شمسی آورده‌است. محمدامین ریاحی، با توجه به اشاره‌هایی که فردوسی به سن و ناتوانی خود و آثار پیری کرده‌است، نتیجه گرفته‌است فردوسی حتماً قبل از سال ۳۹۸ مرده‌است.

پس از مرگ، جنازهٔ فردوسی اجازهٔ دفن در گورستان مسلمانان را نیافت و در باغ خود وی یا دخترش در طوس دفن شد. منابع مختلف علت دفن نشدن او در گورستان مسلمانان را به دلیل مخالفت یکی از دانشمندان متعصب توس (چهار مقالهٔ نظامی عروضی) دانسته‌اند. عطار نیشابوری در اسرارنامه این داستان را به شکل نماز نخواندن «شیخ اکابر، ابوالقاسم» بر جنازهٔ فردوسی آورده‌است و حمدالله مستوفی در مقدمهٔ ظفرنامه این شخص را شیخ ابوالقاسم کُرّکانی دانسته‌است که مریدان زیادی داشته‌است. در بعضی منابع دیگر نام این فرد «ابوالقاسم گرگانی» یا «جرجانی» نیز آمده‌است که احتمالاً مسخ نام کُرّکانی است. ریاحی انتساب این مسئله به کُرّکانی صوفی را تهمت دانسته‌است و از آنجا که او در هنگام مرگ فردوسی حدود سی سال داشته‌است از نظر تاریخی نیز این مسئله را ناممکن گرفته‌است.

از زمان دفن فردوسی آرامگاه او چندین بار ویران شد. در سال ۱۲۶۳ شمسی به دستور میرزا عبدالوهاب خان شیرازی والی خراسان محل آرامگاه را تعیین کردند و ساختمانی آجری در آنجا ساختند. پس از تخریب تدریجی این ساختمان، انجمن آثار ملی به اصرار رئیس و نایب‌رئیسش محمدعلی فروغی و سید حسن تقی‌زاده متولی تجدید بنای آرامگاه فردوسی شد و با جمع‌آوری هزینهٔ این کار از مردم (بدون استفاده از بودجهٔ دولتی) که از ۱۳۰۴ هجری شمسی شروع شد، آرامگاهی ساختند که در ۱۳۱۳ افتتاح شد. این آرامگاه به علت نشست در ۱۳۴۳ مجدداً تخریب شد تا بازسازی شود که این کار در ۱۳۴۷ پایان یافت.

افسانه‌های دربارهٔ فردوسی

افسانه‌های فراوانی دربارهٔ فردوسی و شاهنامه وجود دارد که عمدتاً به علت اشتیاق مردم علاقه‌مند به فردوسی و خیال‌پردازی نقالان به وجود آمده‌اند. بیشتر این افسانه‌ها به‌آسانی با استفاده از شواهد تاریخی یا با استفاده از اشعار شاهنامه رد می‌شوند. از این جمله‌است قصهٔ رفتن منبع پهلوی شاهنامه از تیسفون به حجاز و حبشه و هند بالاخره به ایران آمدنش به دست یعقوب لیث، قصهٔ راه یافتن فردوسی به دربار سلطان محمود، مسابقهٔ بدیهه‌سرایی فردوسی با سه شاعر دربار غزنویان (عنصری، فرخی، و عسجدی)، قصه‌های سفر فردوسی به غزنه یا اقامتش در غزنه، قصهٔ فرار او به بغداد، هند، طبرستان، یا قهستان پس از نوشتن هجونامه، قصهٔ اهدا کردن شاهنامه به سلطان محمود به خاطر نیاز مالی برای تهیهٔ جهیزیه برای دختر فردوسی، قصهٔ فرستادن صله‌ای که سلطان محمود به فردوسی قول داده بوده‌است به شکل پول نقره به جای طلا به پیشنهاد احمد بن حسن میمندی و بخشیدن آن صله به فقاع‌فروش و حمامی به دست فردوسی و پشیمانی سلطان محمود و هم‌زمانی رسیدن صلهٔ طلا با با مرگ فردوسی

آثار فردوسی

تنها اثری که ثابت شده‌است متعلق به فردوسی است متن خود شاهنامه‌است (منهای بیت‌هایی که خود او به دقیقی نسبت داده‌است). آثار دیگری نیز به فردوسی نسبت داده شده‌است از جمله چند قطعه، رباعی، قصیده، و غزل که برخی محققان امروزی در این که شاعر آنها فردوسی باشد بسیار شک دارند و از جمله قصیده‌ها را سرودهٔ دوران صفویان می‌دانند (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۱۴۵).

آثار دیگری نیز به فردوسی نسبت داده شده‌است که اکثراً مردود دانسته شده‌اند. معروف‌ترین آنها مثنوی‌ای به نام یوسف و زلیخا است که در مقدمهٔ بایسنغری به فردوسی نسبت داده شده‌است. اما این فرض توسط بسیاری از معاصران رد شده‌است و از جمله مجتبی مینوی در سال ۱۳۵۵ هجری شمسی گویندهٔ آن را «ناظم بیمایه‌ای به نام شمسی» یافته‌است. محمدامین ریاحی این نسبت را از شرف‌الدین یزدی (که ریاحی او را «دروغ‌پرداز» نامیده‌است) دانسته‌است و حدس زده‌است که مقدمهٔ بایسنغری را هم همین شخص نوشته باشد (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۱۵۱). یکی از آثار دیگر منسوب به فردوسی گرشاسب‌نامه است که مشخص شده‌است اثر اسدی توسی است و چند دهه بعد از مرگ فردوسی سروده شده‌است.

نوشتهٔ دیگری که به فردوسی نسبت داده شده‌است «هجونامه»ای علیه سلطان محمود است که به روایت نظامی عروضی صد بیت بوده‌است و شش بیت از آن باقی مانده‌است. نسخه‌های مختلفی از این هجونامه وجود دارد که از ۳۲ بیت تا ۱۶۰ بیت دارند. وجود چنین هجونامه‌ای را بعضی از محققین رد و بعضی تأیید کرده‌اند. از جمله محمود شیرانی با توجه به این که بسیاری از بیت‌های این هجونامه از خود شاهنامه یا مثنوی‌های دیگر آمده‌اند و بیت‌های دیگرش نیز ضعیف‌اند نتیجه گرفته‌است که این هجونامه ساختگی است ولی محمدامین ریاحی با توجه به این که اشاره‌ای به این هجونامه در شهریارنامهٔ عثمان مختاری (مدّاح مسعود سوم غزنوی)، که قبل از چهار مقالهٔ نظامی عروضی نوشته شده‌است، آمده‌است، وجود آن را مسلم دانسته‌است.

جالب این است که معروف‌ترین بیت فردوسی که زیر آمده‌است و بعضی آن را از خود شاهنامه و بعضی از هجونامه دانسته‌اند نیز ممکن است از خود وی نباشد (خطیبی ۱۳۸۴، صص ۱۹ و ۲۰):

بسی رنج بردم در این سال سی

 

عَجَم زنده کردم بدین پارسی

در نسخه‌های کهن تر شاهنامه این بیت چنین آمده‌است:

من این نامه فرخ گرفتم به فال

 

بسی رنج بردم به بسیار سال

بسیار بعید است که این شاعر میهن دوست ایرانیان را عجم به معنای گنگ و بی زبان خوانده باشد.

درکتاب فرهنگ فشرده سخن دکتر حسن انوری در صفحه ۱۵۴۲آمده

  • (ajam)عجم ۱-غیر عرب ،بویژه ایرانی ۲- ایرانیان ۳- سرزمینی که ساکنان آن غیرعرب باشند۴-ایران
  • (ojm َ)عجم ۱-زبان بسته‌ها گنگ زبان ۲- نشانهءحرکتی که رو یا زیر حروف گذاشته می‌شود

پس منظور فردوسی عجم بمعنی ایرانی است نه معنی گنگ زبان

نمونه اشعار

نباشد همی نیک و بد پایدار

 

همان به که نیکی بود یادگار

دراز است دست فلک بر بدی

 

همه نیکویی کن اگر بخردی

چو نیکی کنی، نیکی آید برت

 

بدی را بدی باشد اندر‌خورت

چو نیکی نمایدت کیهان‌خدای

 

تو با هر کسی نیز، نیکی نمای

مکن بد، که بینی به فرجام بد

 

ز بد گردد اندر جهان، نام بد

به نیکی بباید تن آراستن

 

که نیکی نشاید ز کس خواستن

وگر بد کنی، جز بدی ندروی

 

شبی در جهان شادمان نغنوی

دوست‌داران و مخالفان فردوسی

در همان سال‌های آغازین پس از مرگ فردوسی مخالفت با شاهنامه آغاز شد و عمدتاً به خاطر سیاست‌های ضد ایرانی دربار بنی عباس و مدارس نظامیه ادامه یافت. از جمله سلطان محمود پس از فتح ری در سال ۴۰۷ شمسی، مجدالدولهٔ دیلمی را به خاطر خواندن شاهنامه سرزنش کرده‌است (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۱۶۰). نویسندگانی نیز، از جمله عبدالجلیل رازی قزوینی که مانند فردوسی شیعه بوده‌است، شاهنامه را «مدح گبرکان» دانسته‌اند (همین طور عطار نیشابوری) و خواندن آن را «بدعت و ضلالت». شاعران دیگری نیز، از فرخی سیستانی («گفتا که شاهنامه دروغ است سربه‌سر») و معزی نیشابوری («من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ/از کجا آورد و بیهوده چرا گفت آن سمر») گرفته تا انوری («در کمال بوعلی نقصان فردوسی نگر/هر کجا آید شفا شهنامه گو هرگز مباش»)، احتمالاً به دلیل علاقهٔ ممدوحانشان به ردّ فردوسی، شاهنامه را دروغ، ناقص، یا بی‌ارزش دانسته‌اند.

با وجود بایکوتی که دربارهٔ فردوسی وجود داشته‌است و در نتیجهٔ آن بسیاری از منابع نامی از فردوسی یا شاهنامه نیاورده‌اند، در مناطقی که حکومت عباسیان در آنها نفوذ کمتری داشته‌است، از شبه‌قارهٔ هند گرفته تا سیستان، آذربایجان، اران، و آسیای صغیر، کسانی از فردوسی یاد کرده‌اند یا او را ستوده‌اند. از جمله مسعود سعد سلمان گزیده‌ای از شاهنامه تهیه کرد و نظامی عروضی در اواسط قرن ششم هجری اولین شرح حال موجود از فردوسی را در چهار مقاله نوشت. در حدود سال ۶۰۱ شمسی نیز خلاصه‌ای از شاهنامه در شام به دست بنداری اصفهانی به عربی ترجمه شد.

پس از حملهٔ مغول و انقراض عباسیان توجه به شاهنامه در محافل رسمی نیز افزایش یافت و از جمله حمدالله مستوفی در اوایل قرن هشتم هجری در دوران ایلخانان تصحیحی از شاهنامه بر اساس نسخه‌های مختلفی که یافته بود ارائه کرد. در دوران تیموریان نیز، در سال ۸۰۴ شمسی در هرات، به دستور شاهزادهٔ تیموری بایسنغر میرزا نسخهٔ مصوری از شاهنامه تهیه شد و احتمالاً تعداد زیادی از روی آن نوشته شد.

صفویان با توجه به این که خودشان مانند فردوسی شیعه و ایرانی بودند، توجه خاصی به فردوسی کردند که تا امروز ادامه یافته‌است. پس از انقلاب ایران در ۱۳۵۷ علیه حکومت پادشاهی، بعضی انقلابیان به این فرض که فردوسی شاه‌دوست بوده‌است یا شاهان را ستوده‌است از او بد گفته‌اند یا از شاهنامه انتقاد کرده‌اند.

از محققان معاصر احمد شاملو نیز از شاهنامه انتقاد کرده‌است[نیازمند منبع] که در پاسخ او عطاءالله مهاجرانی کتابی در دفاع از فردوسی و شاهنامه نوشت.

فردوسی‌پژوهی

پس از تلاش حمدالله مستوفی در تصحیح شاهنامه در قرن هشتم و شاهنامهٔ بایسنغری در قرن نهم هجری، اولین تصحیح شاهنامه در کلکته صورت گرفت و بار اول به شکل ناقص در ۱۱۹۰ شمسی (توسط ماثیو لمسدن) و بار دوم به طور کامل در ۱۲۰۸ (به تصحیح ترنر ماکان انگلیسی) منتشر شد. از مصححین بعدی شاهنامه می‌توان از ژول مول فرانسوی، وولرس و لاندوئر هلندی، ی. ا. برتلس روس، نام برد. از مصححین ایرانی شاهنامه باید به عبدالحسین نوشین، مجتبی مینوی، محمد مختاری، و جلال خالقی مطلق و فریدون جنیدی اشاره کرد.

به علت محبوبیت فردوسی، تحقیقات فراوانی دربارهٔ وی و شاهنامه منتشر شده‌است. ژول مول، تئودور نولدکه، سید حسن تقی‌زاده، هانری ماسه، فریتز ولف، عبدالحسین نوشین، محمد قزوینی، و ایرج افشار از جملهٔ معروف‌ترین محققین دربارهٔ فردوسی ستند.

در میان شاهنامه‌پژوهان نامبرده، جلال خالقی مطلق، منقح ترین متن انتقادی شاهنامه را همراه با پژوهش‌ها و یادداشت‌های فراوان تهیه و منتشر کرده‌است.شاهنامه تصحیح وی همچنین به گفته برخی قویترین نسخه از شاهنامه است که بصورت انتقادی در ۸ جلد توسط انتشارات ایرانیکا منتشر گردید.[۲] [

  • هانس هاينريش شِدِر ايران شناس آلمانی در سخنرانی که به مناسبت کنگره فردوسی در در ۲۷ سپتامبر سال ۱۹۳۴ ميلادی (پنجم مهرماه ۱۳۱۳ خورشيدی) به‌مناسبت هزاره‌ فردوسی و در شهر برلين بر پا شده بود می گوید اشغال ایران توسط مغولان و از بین رفتن توان ایران پس از یک قرن استقلال از دلایل استقبال ایرانیان از شاهنامه و تلاش برای بازیابی هویت خویش توسط وی است. همچنین وی تشابه وضعیت ایرانیان در دران فردوسی با آلمان قرن نوزدهم را علت گرایش اندیشمندان آن کشور به سمت شاهنامه فردوسی و ترجمه آن به آلمانی می داند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 18:22  توسط سپهر صالحی  | 

 

آبشار نیاگارا

سپهر صالحی

 

 

آبشار نیاگارا

 

 

دید آبشارهای نیاگارا از هوا.

محل

آبشارهای نیاگارا
اونتاریو و نیویورک

گونه

تخته‌سنگ قطعه‌ای

تعداد ریزشگاه‌ها

۳ آبشار نعل اسب، آبشار آمریکایی و آبشار برایدال ویل

میانگین نرخ جریان

۵٫۷۲۰ متر مکعب در ثانیه

آب‌راهه

رودخانه نیاگارا


آبشارهای نیاگارا ترکیبی از دو آبشار بسیار بزرگ و یک آبشار کوچک‌تر می‌باشد که بر رودخانه نیاگارا واقع است. از لحاظ موقعیت جغرافیایی آبشار نیاگارا در مرز ایالت نیویورک در آمریکا و کانادا در جنوب استان انتاریو قرار دارد. آبشار بزرگ‌تر اصطلاحاً به آبشار کانادایی یا آبشار نعل اسب معروف است و آبشار کوچک‌تر به آبشار آمریکایی معروف است.


علت اصلی شهرت آبشار نیاگارا نه به علت ارتفاع آن بلکه به علت عریض بودن آن است. به طور متوسط نزدیک به ۱۱۰ هزار متر مکعب آب از آبشارها در دقیقه سرازیر می‌گردد.

آبشارهای نیاگارا در بیست دقیقه‌ای شهر بوفالو آمریکا و نود دقیقه‌ای شهر تورنتو کانادا قرار دارد .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 22:13  توسط سپهر صالحی  | 

ویکتور هوگو

 

ویکتور هوگو

سپهر صالحی

 

ویکتور ماری هوگو (۲۶ فوریه، ۱۸۰۲ - ۲۲ مه، ۱۸۸۵) رمان‌نویس، شاعر، و هنرمند فرانسوی.

ویکتور هوگو مهم‌ترین نویسنده رمانتیک جهان به حساب می‌آید. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به بینوایان، گوژپشت نتردام و مقدار زیادی مجموعه شعر اشاره کرد. وی هم‌چنین چندین نمایش‌نامه نوشته‌است.

هرچند که هوگو بیش‌تر به‌عنوان یک رمان‌نویس شناخته می‌شود، خیلی‌ها معتقدند که او به‌عنوان یک شاعر نقش به‌مراتب مهم‌تری را ایفا کرد. ویکتور هوگو عقیده داشت که شاعر دو وظیفه دارد:

  • انعکاس عواطف و احساسات جهانی به‌وسیلهٔ آشکار ساختن احساسات خودش، و به‌هم پیوستن صدای نسل بشر، طبیعت، و تاریخ.
  • تعلیم دادن و راهنمایی کردن خواننده

هوگو در ۲۲ مه ۱9۸۵ در پاریس درگذشت. آرامگاه وی در پانتئون نزدیک پارک لوگزامبورگ است.

نوشته‌های ویکتور هوگو

آثار هوگو را بطور کلی در چهار بخش می‌توان از دید گذراند:

آثار آغاز نوجوانی

۱. اینه دوکاسترو درامی به نثر در سه پرده که هوگو در پانزده سالگی نوشته‌است.
۲. ترجمه بخش‌هایی از انه اید شاهکار
ویرژیل:
هخامنشی
پیرمرد گالز
غار سیکلوپ‌ها
کاکوس
۳. درلیدی ترجمه‌ای از اشعار اوراس
۴. سزار از از روبیکون می‌گذرد ترجمه‌ای از فارسال تصنیف لوکن

شعرهای هوگو

۱. اغانی جدید
۲. اغانی و قصاید
۳. شرقی‌ها
۴. برگ‌های خزان
۵. نغمات شفق
۶. صداهای درونی
۷. پرتوها و سایه‌ها
۸. کیفرها
۹. سیر و سیاحت
۱۰. افسانه قرون
۱۱. غزلیات کوچه‌ها و بیشه‌ها
۱۲. سال مخوف
۱۳. فن پدربزرگی
۱۴. پاپ
۱۵. شفقت عالی
۱۶. ادیان و دین
۱۷.
خر
۱۸. ریاح چهارگانه روح
۱۹. عاقبت شیطان
۲۰. مکنونات چنگ
۲۱. خدا
۲۲. سال‌های شوم
۲۳. دسته گل آخرین

نمایشنامه‌های هوگو

۱. کرامول
۲. آمی روبسار
۳. ارنانی
۴. ماریون دلورم
۵.
شاه تفریح می‌کند
۶. لوکرس بورژیا
۷. ماری تودور
۸. آنژلو
۹.
اسمرالدا
۱۰. روی بلاس
۱۱. توامان
۱۲.
بورگراوها
۱۳. تورکه مادا
۱۴. تئاتر در هوای آزاد

رمان‌های هوگو

۱. بوگژارگال
۲. هان دیسلند
۳.
آخرین روز یک محکوم
۴. نتردام دو پاری یا گوژپشت نتردام
۵. کلود گدا
۶.
بینوایان
۷. کارگران دریا
۸. مردی که می‌خندد
۹. نود و سه

آزادیخواهی در تبعید

ویکتور هوگو در زمان حیاتش همواره به دلیل داشتن عقاید آزادیخواهانه و سوسیالیستی و حمایت قلمی و لفظی از طبقات محروم جامعه، مورد خشم سران دولتی و حکومتی بود و علیرغم فشارهایی چون سانسور، تهدید و تبعید هرگز از آرمانهای بلند خود دست نکشید. نگارش کتاب جنجال برانگیز ناپلئون صغیر در همین دوران انجام شد. او در باره نگارش رمان بینوایان گفته‌است: «من این کتاب را برای همه آزادیخواهان جهان نوشته‌ام»

ویکتور هوگو در سینما

بر اساس داستان‌ها و رمان‌های ویکتور هوگو فیلم‌های زیادی ساخته شده‌است.

1.       - نتردام دوپاری، کارگردان: آلیس گی، فرانسه، ۱۹۰۶م.

2.       - ولگرد، بخاری، سرقت شمعدانی، کارگردان:؟، فرانسه، ۱۹۰۷م. بر اساس بینوایان

3.       - سلطان تفریح می‌کند، کارگردان: آلبرتو کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۰۹م.

4.       - نتردام دوپاری، کارگردان: آلبرتو کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۱۱م.

5.       - بینوایان، کارگردان: آلبرتو کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۱۲م.

6.       - نود و سه، کارگردان: آلبرتو کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۱۴م.

7.       - زیبایی پاریس (نتردام دوپاری) کارگردان: گوردن ادواردز، آمریکا، ۱۹۱۷م.

8.       - کارگران دریا، کارگردان: آ. آنتوان، فرانسه، ۱۹۱۸م.

9.       - ماریون دلورم، کارگردان: هانری کراوس، فرانسه، ۱۹۱۸م.

10.   - بیوایان، کارگردان: فرانک للوید، آمریکا، ۱۹۱۸م.

11.   - گوژپشت نتردام، کارگردان: والاس وورسانی، آمریکا، ۱۹۲۳م.

12.   - بینوایان، کارگردان: هانری فسکور، فرانسه، ۱۹۲۵م.

13.   - مردی که می‌خندد، کارگردان: پل‌لنی، آمریکا، ۱۹۲۸م.

14.   - بینوایان، کارگردان: ریمون برنار، فرانسه، ۱۹۳۳م.

15.   - بینوایان، کارگردان: ریچارد بولسلاوسکی، آمریکا، ۱۹۳۵م.

16.   - گاوروش، کارگردان: ت. لوکاته‌ویچ، شوروی، ۱۹۳۷م. بر اساس بینوایان

17.   - گوژپشت نتردام، کارگردان: ویلیام دیترله، آمریکا، ۱۹۳۹م.

18.   - بینوایان، کارگردان: کمال سلیم، مصر، ۱۹۴۴م.

19.   - ری‌بلاس، کارگردان: پی‌یر بیلوس، فرانسه، ۱۹۴۸م.

20.   - بینوایان، کارگردان: فرناندو ریورو، مکزیک، ۱۹۴۴م.

21.   - فراری از تبعیدگاه اعمال شاقه، کارگردان: ریکاردو فره‌را، ایتالیا، ۱۹۴۸م. بر اساس بینوایان

22.   - بینوایان، ژان والژان، کارگردان: لویس مایلستون، آمریکا، ۱۹۵۲م.

23.   - بینوایان، کارگردان: دایسوکه اتیو، ماساهیرو ماکینو، ژاپن، ۱۹۵۲م.

24.   - ازاعی پادام پادو، کارگردان: رامنوت، هند/اندونزی، ۱۹۵۳م. بر اساس بینوایان

25.   - بینوایان، کارگردان: ژان پل لوشانوآ، فرانسه، ۱۹۵۷م.

26.   - هیولا، کارگردان: سیامک یاسمی، ایران، ۱۳۵۵ه.خ بر اساس گوژپشت نتردام

27.   - بینوایان، کارگردان: گلن جردن، آمریکا/انگلستان، ۱۹۷۸م.

28.   - بینوایان، کارگردان: روبر حسین، فرانسه، تلویزیون، ۱۹۸۲م.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 16:19  توسط سپهر صالحی  | 

زندگینامه آنتوان لاوازیه

 

آنتوان لاوازیه

سپهر صالحی

 

 

مشخصات
متولد

۲۶ اوت ۱۷۴۳
پاریس

 

مرگ

۸ مه ۱۷۹۴
پاریس


 

ملیت

فرانسوی

 

رشته فعالیت شیمی و اقتصاد
دلیل شهرت کاشف اکسیژن
دین

 

کاتولیک رومی

 

 


 زندگینامه

آنتوان لوران لاووازیه (به فرانسوی: Antoine-Laurent de Lavoisier) (۱۷۴۳-۱۷۹۴) دانشمند فرانسوی و بنیان‌گذار شیمی نوین بود. وی نخستین کسی بود که ترازو را جهت سنجش و تحقیق در فعل و انفعالات شیمیایی در آزمایشگاه وارد عمل کرد و تجربه و سنجش توأم با نتیجه‌گیری صحیح را پایه و اساس این علم قرار داد.

در ۲۶ اوت ۱۷۴۳ در پاریس از پدر و مادری ثروتمند و مرفه زاده شد. او زیر نظر استادانی قابل نجوم و گیاه‌شناسی و شیمی و زمین‌شناسی را به خوبی فرا گرفت. پس از اتمام دورهٔ حقوق بار دیگر به علوم گرایید و ۳ سال بعد در آن هنگام که جوانی ۲۵ ساله بود به عضویت فرهنگستان سلطنتی علوم برگزیده شد.

فعالیت‌های علمی

قبل از او دانشمندان شیمی در مورد سوختن، عقیده داشتند که هر جسم سوختنی دارای ماده‌ای است نامرئی به نام «فلوژیستن» و چون جسم مشتعل شود این ماده از آن خارج می‌شود. هر چه جسم بیشتر قابل اشتعال باشد مقدار بیشتری از این ماده در بردارد و شعله همان فلوژیستن است که از جسم متصاعد می‌گردد. به موجب این نظریه قدما معتقد بودند که وقتی جسمی در هوا می‌سوزد سبک‌تر می‌شود زیرا ماده فلوژیستن آن خارج می‌گردد. این نظریه نادرست سراسر قرن ۱۸ را به کلی مسموم ساخته بود و حتی دانشمندان بزرگ نیز بدان اعتقاد داشتند چنانکه پریستلی هنگامی که گاز اکسیژن را برای نخستین بار تهیه نمود آن را «هوای بدون فلوژیستن» نام نهاد.

لاوازیه امکان درک و شناخت عناصر گازی شکل را فراهم کرد. در دوران سلطه نظریه آتش‌زایی (نظریه‌ای که در بالا ذکر شد) وسایل تجربی زیادی فراهم آمده بود که سبب دگرگونی‌های انقلابی در شیمی شدند. بیشترین اعتبار این تحولات مدیون زحمات لاووازیه‌است که درک درستی از اکسیژن را میسر کرد. انگلس نوشت که:

لاووازیه می‌توانست نقطه مقابل و ضد فلوژیستون افسانه‌ای را در اکسیژنی که پریستلی به دست آورده بود بیابد و در نتیجه قادر بود کل نظریه آتش‌زایی را از پا درآورد اما این کار نمی‌توانست نتایج تجربی حاصل از پذیرفتن آتش‌زاها را از بین ببرد. برعکس آن نظریات پا برجا بودند و فقط ترتیب بیانشان وارونه شده بود و از کلمه فلوژیستیک به عباراتی که اکنون در زبان شیمی اعتبار دارند برگردانده شده بود و بنابراین اعتبارشان حفظ شده بود.

راه لاووازیه برای کشف اکسیژن خیلی مستقیم‌تر از راه دیگر هم‌عصرانش بود. در آغاز این دانشمند فرانسوی نیز گرایش به نظریه آتشزایی داشت ولی هر چه بیش‌تر پیش می‌رفت، بیشتر از آن نظریه کناره می‌گرفت. در اول نوامبر سال ۱۷۷۲ شرح تجربیاتش در زمینه احتراق ترکیبات مختلف در هوا را به این ترتیب پایان بخشید که گفت: وزن همه مواد و از جمله فلزات بر اثر احتراق و سوختن افزایش می‌یابد. نظر به اینکه چنین واکنش‌ها نیاز به مقدار زیادی هوا داشتند. لاووازیه نتیجه‌گیری دیگری هم کرد و گفت: هوا مخلوطی از گازهای با خواص گوناگون است که در حین سوختن مواد، قسمتی از آن با ماده سوزنده ترکیب می‌شود. در آغاز لاووازیه این جزء از هوا را مشابه هوای ثابت بلاک تلقی کرد ولی به زودی متوجه شد که آن قسمت از هوا که با مواد در هنگام سوختن ترکیب می‌شود مناسب‌ترین جزء هوا برای تنفس است به این ترتیب لاووازیه رو در روی اکسیژن قرار گرفت ولی از اعلام کشف گاز جدید خودداری کرد چون می‌خواست چند تجربه تکمیلی انجام دهد.

در اکتبر سال ۱۷۷۴ پریستلی کشف خود را به لاووازیه گزارش کرد و این گزارش مفهوم واقعی کشف لاووازیه را برای خودش روشن کرد وی بلافاصله به تجربه با اکسید قرمز جیوه که مناسبترین مولد اکسیژن بود پرداخت. در آوریل ۱۷۷۵ لاووازیه گزارشی تحت عنوان یادداشتی درباره طبیعت ماده‌ای که هنگام سوختن فلزات با آن‌ها ترکیب می‌شود و سبب افزایش وزن تولید شده می‌شود، به آکادمی علوم فرانسه داد.

در واقع این کشف اکسیژن بود. لاووازیه نوشت که این نوع هوا را پریستلی و شیل و خودش تقریباٌ به طور هم‌زمان کشف کرده‌اند. ابتدا وی آن را مناسب‌ترین هوا برای تنفس نامید ولی بعد نامش را هوای زندگی بخش یا توان‌بخش گذاشت.

به این ترتیب ملاحظه می‌شود که لاووازیه با درکی که از طبیعت اکسیژن کرده بود تا چه اندازه بر هم‌زمانانش پیشی گرفت. در مرحله بعدی دانشمند مزبور به این نتیجه رسید که مناسب‌ترین هوا برای تنفس یکی از مواد بنیانی در ساخت اسیدهاست یعنی مهم‌ترین قسمت همه اسیدهاست. بعدها معلوم شد که این اعتقاد اشتباه بوده‌است (وقتی اسیدهای بدون اکسیژن هالوژنه تهیه شدند). ولی در سال ۱۷۷۹ لاووازیه اندیشید که این خاصیت را در نام گاز کشف شده بگنجاند و از آن پس این عنصر را اکسیژن نامید که از کلمه یونانی به معنی «اسیدساز» گرفته شده‌است. انگلس نوشته‌است:

پریستلی و شیل بدون اینکه بدانند دست روی اکسیژن گذاشته‌اند، آن را تهیه کردند و گر چه لاووازیه همان گونه که بعدها اعتراف کرده‌است اکسیژن را هم‌زمان و مستقل از آن دو نفر تهیه نکرده بود، با توجه به این که آن دو نفر نمی‌دانستند چه چیزی را تهیه کرده‌اند لاووزایه را باید کاشف اکسیژن شناخت.

 درگذشت

از جمله خطراتی که که جان لاووازیه را به مخاطره انداخت و بیشتر جنبه سیاسی داشت، هنگام انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹ یعنی در آن هنگام که انقلابیون زمام امور پاریس را در دست داشتند رخ داد. لاووازیه رساله معروفی درباره اقتصاد سیاسی موسوم به ثروت‌های زیرزمینی فرانسه به رشته تحریر درآورد. این کتاب یکی از مهم‌ترین کتبی است که در مبحث اقتصاد نوشته شده‌است. سرانجام آنتوان لاووازیه در سال ۱۷۹۴ در دادگاه انقلابی به ریاست ژان باتیست کوفن هال به جرم خیانت به ملت همراه چند تن دیگر تسلیم تیغه گیوتین شد، در حالی که ۵۱ سال داشت.

پس از مرگ لاووازیه لاگرانژ گفت: تنها یک لحظه وقت آنان برای بریدن آن سر صرف شد و شاید یک‌صد سال زمان نتواند سر دیگری همانندش بوجود آورد .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 22:11  توسط سپهر صالحی  | 

ناسا

 

ناسا

سپهر صالحی

 

ناسا مخفف «سازمان ملی هوانوردی و فضایی» ایالات متحده آمریکا۱ است.

ناسا عهده دار و مجری طرحهای ملی ایالات متحده در زمینه برنامه‌های فضایی است. همچنین ناسا مسئول مدیریت و اجرای پژوهش‌های تجاری و نظامی در زمینه‌ی هوافضا است. این سازمان در ۲۹ ژوئیه ۱۹۵۸ تأسیس شده و بودجه آن در سال مالی ۲۰۰۷ برابر ۱۶ میلیارد دلار است .

 

فهرست مندرجات

ناسا فرزند مسابقه فضایی

 

ابر رایانه کلمبیا متعلق به ناسا
 
 

پس از آنکه شوروی با پرتاب اسپوتنیک، اولین ماهواره فضایی جهان، آغازگر عصر فضا شد، دوایت آیزنهاور رییس جمهور وقت ایالات متحده با ادغام شرکتها و سازمان های فعال در زمینه هوا و فضا فرمان تأسیس ناسا را صادر نمود.

 

 پرواز به ماه

نوشتار اصلی: پروژه جمینای
نوشتار اصلی: پروژه آپولو


پیشرفت شوروی در مسابقه فضایی و فرستادن اولین فضانورد جهان «یوری گاگارین» به مدار زمین در دهه های ۵۰ و ۶۰ میلادی، دولت وقت آمریکا وادار به سرمایه گذاریهای کلان در امور فضایی کرد. جان اف کندی رئیس جمهور فقید آمریکا در سال ۱۹۶۱ برنامه بلندپروازانه دولت را برای فرستادن فضانورد به ماه اعلام کرد. پس از ۸ سال کوشش، هزینه کردن ۱۱ میلیارد دلار و کشته شدن ۳ فضانورد در آزمایش آپولو ۱، بالاخره سفینه ماه پیمای آپولو ۱۱ در سال ۱۹۶۹ بر سطح ماه فرود آمد و نیل آرمسترانگ اولین انسانی شد که بر سطح ماه قدم گذاشت. پس از آن ۶ ماموریت دیگر آپولو ۱۲ تا آپولو ۱۷ به ماه سفر کردند که همه آنها به جز آپولو ۱۳ ماموریتهایشان را طبق برنامه قبلی به انجام رساندند.

 

 همکاری آمریکا و شوروی در پروژه آپولو-سایوز

 

مهندسین کنترل پرواز در سال ۱۹۶۹
 
 

پرواز بعدی فضاپیمای آپولو نه برای ماه، بلکه برای آغاز اولین همکاری فضایی آمریکا و شوروی در پروژه آزمایشی آپولو-سایوز بود. در این پرواز، سفینه آمریکایی آپولو ۱۸ در مدار زمین به فضاپیمای روسی سایوز-۱۹ ملحق شد و سرنشینان دو فضاپیما اولین همکاری فضایی را به نام خود به ثبت رساندند. پس از این عملیات، تا سال ۱۹۸۱ و آغاز عصر شاتل، ناسا پرتاب فضانوردان به فضا را متوقف کرد.

شاتل فضایی

دوره با اهمیت بعدی در فعالیتهای فضایی ناسا از سال ۱۹۸۱ با پرتاب اولین شاتل فضایی آغاز شد. شاتل فضاپیمایی است که برای حمل بار و ۷ فضانورد به فضا طراحی شده است. مهم‌ترین تفاوت شاتل با سفینه های پیشین قابلیت استفاده مجدد از این فضاپیما است. فضاپیمای شاتل سوار بر موشک به فضا پرتاب می شود اما هنگام بازگشت به زمین مانند گلایدر در باند فرودگاه فرود می آید. تا کنون ۶ فروند فضاپیمای شاتل ساخته شده که اولین آن یعنی اینترپرایز صرفاً برای آزمایش در جو زمین ساخته شد و هم اکنون در بخش جدیدالتأسیس موزه هوافضای واشینگتن با نام اودوار هازی (Udvar Hazy) در معرض دید عموم قرار دارد. ۵ شاتل دیگر جمعا اقدام به ۱۲۰ پرواز به فضا کردند که ۱۱۸ مورد از آن با موفقیت انجام شده است.

 تراژدی‌های شاتل

از ۵ فروند شاتل عملیاتی ناسا، شاتل چلنجر در سال ۱۹۸۶ فقط ۷۳ ثانیه پس از پرتاب به خاطر نقص فنی منفجر شد و تمامی ۷ فضانورد آن از جمله یک معلم کشته شدند. مجدداً در سال ۲۰۰۳ میلادی، شاتل کلمبیا هنگام بازگشت به زمین به خاطر آسیب دیدگی یکی از بالها منفجر شد و تمامی ۷ فضانورد آن کشته شدند. پس از این ۲ سانحه، ناسا اعلام کرد که فضاپیماهای شاتل را در سال ۲۰۱۰ بازنشست خواهد کرد.

 ایستگاه بین‌المللی فضایی

اولین ایستگاه فضایی آمریکاییان اسکای لب نام داشت که در سال ۱۹۷۹ در آب های اقیانوس هند سقوط کرد.

درحال حاضر بزرگ‌ترین پروژه فعال ناسا کار بر روی ایستگاه فضایی بین‌المللی است. این ایستگاه بطور مشترک توسط سازمان فضایی اروپا، سازمان فضایی روسیه، ناسا، آژانس تحقیقات فضایی و هوافضای ژاپن، آژانس فضایی کانادا و آژانس فضایی برزیل ساخته می‌شود. پیش از بازنشست شدن فضاپیماهای شاتل در ۲۰۱۰، مهم‌ترین ماموریت آنها رساندن قطعات و تجهیزات لازم برای گسترش ایستگاه فضایی بین المللی است.

 مریخ نوردهای ناسا

درسال ۲۰۰۴، دو مریخ نورد ناسا در سطح سیاره مریخ فرودآمدند. طراحی سیستم نقلیه این خودروها به گونه ای است که در در سطح شنی، سنگلاخی و ناصاف امکان حرکت و مانور آنها وجود دارد. این مریخ نوردها با استفاده از دوربین ها و آلات و ادوات دقیقی که به همراه دارند از سال ۲۰۰۴ به کاوش و تحقیق در سطح سیاره سرخ مشغول هستند. این ۲ مریخ نورد در اصل برای ماموریتی چندماهه طراحی شده بودند اما هنوز پس از گذشت چندین سال به کار خود ادامه می دهند.

ناسا، سازمان فضایی روسیه، سازمان فضایی اروپا و سازمان فضایی چین امروزه بدنبال بازگشت و تأسیس پایگاه بر روی کره ماه میباشند.۳

اتهام مصرف نوشیدنی الکلی

در سال 2007 پس از بازداشت لیسا نواک به اتهام تلاش برای آدم ربایی و ضرب و شتم، هیأتی به بررسی وضعیت بهداشتی و روانی فضانوردان پرداخت این هیأت در گزارش خود اعلام کرد که برخی فضانوردان حداقل در دو مورد علیرغم بالا بودن میزان الکل در بدنشان اجازه پرواز یافتند.۴ ولی مدیر امور ایمنی ناسا ضمن رد این گزارش اعلام کرد که علی رغم بررسی بیش از ۴۰ هزار گزارش رسمی از مشکلات پرواز طی ۲۳ سال، هیچ شاهدی که موید ادعای مست بودن فضانوردان باشد نیافته است.۵

 

 نگارخانه

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 23:5  توسط سپهر صالحی  | 

ریاضیات

 

ریاضیات 

سپهر صالحی

 

مجسمه عدد پی
 
 

ریاضیات یا انگارش۱ را بیش‌تر دانش بررسی کمیت‌‌ها و ساختار‌ها و فضا و دگرگونی (تغییر) تعریف می‌کنند. دیدگاه دیگری ریاضی را دانشی می‌داند که در آن با استدلال منطقی از اصول و تعریف‌ها به نتایج دقیق و جدیدی می‌رسیم (دیدگاه‌های دیگری نیز در فلسفه ریاضیات بیان شده‌است).

ریاضیات خود یکی از علوم ‌طبیعی به‌شمار نمی‌رود، ولی ساختارهای ویژه‌ای که ریاضیدانان می‌پژوهند بیشتر از دانشهای طبیعی به ویژه فیزیک سرچشمه می‌گیرند و در فضایی جدا از طبیعت و محض گونه گسترش پیدا می‌کند به طوری که علوم طبیعی برای حل مسائل خود به ریاضی باز می‌گردند تا جوابشان را با آن مقایسه و بررسی کنند.

علوم طبیعی، مهندسی، اقتصاد و پزشکی بسیار به ریاضیات تکیه دارد ولی گاه ریاضیدانان به دلایل صرفاً ریاضی (و نه کاربردی) به تعریف و بررسی برخی ساختارها می‌پردازند.

 موضوع‌های اصلی ریاضیات

فهرستی الفبائی از عنوان‌های ریاضی موجود است. در زیر بعضی از اصلی‌ترین شاخه‌ها و موضوعات ریاضی به صورت دسته‌بندی شده ارائه شده است:

 کمیت

مجموعه، ‌رابطه، تابع، عمل، گروه، ميدان، عدد، اعداد طبیعی، اعداد بداست حسابی، اعداد رياضي اخ است صحیح، اعداد اول، اعداد مرکب، اعداد گویا، اعداد گنگ، اعداد حقیقی، ‌اعداد مختلط، اعداد جبری، عدد پی، عدد ای، چهارگان‌ها، هشت‌گان‌ها، شانزده‌گان‌ها، اعداد پی-ادیک، اعداد فوق پیچیده (Hypercomplex numbers)،اعداد فوق حقیقی (Hyperreal number)،اعداد فراواقعی (Surreal numbers)، بینهایت، اعداد ترتیبی، اعداد اصلی، ثابت‌های ریاضی، پایه

ساختار

جبر مجرد نظریه اعداد نظریه گروه‌ها
توپولوژی نظریه مدول‌ها نظریه ترتیب

جبر مجرد، نظریه اعداد، هندسه جبری، نظریه گروه‌ها، مونوئیدها، آنالیز ریاضی، آنالیز تابعی، توپولوژی، جبر خطی، نظریه گراف، جبر عمومی، نظریه مدول‌ها، نظریه ترتیب، نظریه مزور

 فضا

توپولوژی هندسه مثلثات هندسه دیفرانسیل هندسه برخال‌ها

توپولوژی، هندسه، مثلثات، هندسه جبری، هندسه دیفرانسیل، توپولوژی دیفرانسیل، توپولوژی جبری، جبر خطی، هندسه برخال‌ها، متری

 تغییر

36 \div 9 = 4 \int 1_S\,d\mu=\mu(S)
حساب حسابان حساب برداری آنالیز ریاضی
\frac{d^2}{dx^2} y = \frac{d}{dx} y + c
معادلات دیفرانسیل سیستم‌های دینامیکی نظریه آشوب

حساب، حسابان، حساب برداری،‌ آنالیز ریاضی، معادلات دیفرانسیل، سیستم‌های دینامیکی، نظریه آشوب، فهرست تابع‌ها

 پایه‌ها و روش‌های ریاضیات

فلسفه ریاضیات، شهودگرایی، ساخت‌گرائی، مبانی ریاضیات، نظریه مجموعه‌ها، منطق نمادی، نظریه مدل، نظریه رسته‌ها، منطق ریاضی، ریاضیات معکوس، جدول نمادهای ریاضی

ریاضیات گسسته

[1,2,3][1,3,2]
[2,1,3][2,3,1]
[3,1,2][3,2,1]
ترکیبیات نظریه شهودی مجموعه‌ها نظریه رایانش رمزنگاری نظریه گراف

ترکیبیات، نظریه شهودی مجموعه‌ها، نظریه رایانش، رمزنگاری، نظریه گراف

 ریاضیات کاربردی

فیزیک ریاضی، مکانیک، مکانیک سیالات، آنالیز عددی، بهینه‌سازی، احتمالات، آمار، اقتصاد ریاضی، ریاضیات مالی، نظریه بازی‌ها، ریاضیات زیستی، رمزنگاری، نظریه اطلاعات

 

 جستارهای وابسته

 

 آموزش ریاضی

 قضیه‌ها و حدس‌های مشهور


 تاریخچه و جهان ریاضیات

 ابزارهای ریاضی کهن

 

 

 ابزار های ریاضی نوین

مسابقات بین المللی ریاضی

گفتاورد (نقل قول)

برتراند راسل زمانیکه درباره روش بُنداشتی (اصل موضوعی) سخن میگفت که در آن برخی ویژگی‌های یک ساختار (که چیزی از آن نمی‌دانیم) فرض می‌شود و پیامدهای این فرض از راه منطق نتیجه‌گیری می‌شود گفت:

   
ریاضیات را می‌توان رشته‌ای تعریف کرد که در آن نه معلوم است از چه سخن می‌گوییم و نه می‌دانیم آنچه‌که می‌گوییم صحت دارد.
   

برتراند راسل


   
ما در ریاضیات مطالب را نمی‌فهمیم، بلکه تنها به آنها عادت می‌کنیم.
   

جان فون نویمن

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 22:44  توسط سپهر صالحی  | 

زندگینامه بقراط حکیم

 

 
 
بقراط حکیم
 
سپهر صالحی
 

بقراط دوم نام بزرگ‌ترین حکیم یونانی است که در جزیره کس به‌سال ۴۶۰ (پیش از میلاد) زاده شد و در شهر لاریسا به‌سال ۳۷۵ (پیش از میلاد) درگذشت. وی هم‌زمان با افلاطون می‌زیست. نام پدرش هراکلیدس و نام مادرش فنارته بود. بقراط بعد از آموختن علوم در مکتب پدر، نزد دیمقراطیس (دموکریت)، فیلسوف بزرگ به‌تحصیل پرداخت و مدتی به‌عنوان پزشک دوره‌گرد در سرزمین یونان و آسیای صغیر به سیاحت و طبابت پرداخت. پسران بقراط، به‌نام‌های دراکون و تسالوس، همچنین دامادش پلیبوس سنت خانوادگی را ادامه دادند. او برخلاف آنچه شهرت دارد نه مخترع و نه پایه‌گذار علم طب بود، ولی در زمان خود احاطهٔ کامل بر دانشِ پزشکی ِ علمی و تجربی داشته و به‌لحاظ تشریح و نقد علمی شناخت بیماری‌ها، سرآمد بود. وی از شاگردان اسقلبیوس دوم است. یحیی نحوی گوید:

«بقراط وحید عصر خویش و کامل و فاضل و مبین و معلم همه اشیا و در این کمالات ضرب‌المثل بوده و طبیب و فیلسوف بود و کار او بدانجا کشید که مردم او را چون خدایی بپرستیدند و حکایت او دراز است و درصناعت قیاس و تجربت، او را قوتی عجیب بود که هیچ طاعنی را در آن طعنی نتواند بود و او اول کس است که به‌بیگانگان طب آموخت چنانکه در کتاب عهد خویش به‌اطباء بیگانه گفته‌است تا مبادا علم طب از میان برود و آنان‌را به‌نظر ِ فرزندان ِ خویش می‌دید.»

ظهور بقراط در سال ۹۶ تاریخ بخت‌النصر بود و این سال مطابق با چهاردهمین سال سلطنت بهمن درازدست پادشاه ایران است و نیز یحیی نحوی گوید:

«بقراط هفت‌تن از هشت‌تن طبیب عقیب اسقلبیوس مخترع طب است و جالینوس هشتمین آن‌هاست. جالینوس درک خدمت بقراط نکرده و مابین آن‌دو، ۶۶۵ سال فاصله‌است و بقراط ۹۵ سال بزیست. تا شانزده‌سالگی تحصیل می‌کرد و پس از آن مدت ۷۶ سال عالم و معلم بود و اولاد صلبی او سه تن بودند: تاسلوس، دراقن و دختری به نام مایاارسیا و این دختر اعلم از دو برادر خویش بود. و از نوادهٔ بقراط، بقراط بن تاسلوس و بقراط بن دراقن است. و به‌خط اسحاق دیده شد که بقراط نود سال عمرکرده‌است برخی از شاگردان بقراط عبارت‌اند از: لاذن، مرجس، ساوری، مکسانوس، مانیسون، اسطاط، غورس، سنبلقیوس، ثاثالس و فولوس. مفسرین کتب او عبارت‌اند از: سنبلقیوس، سنطالس، دیسقوریدس اول، طیماوس الفلسطینی، مانطیاس، ارسطراطس ثانی، قیاسی، بلادیوس که فصول بقراط را تفسیر کرده‌است و جالینوس.»

تالیفات بسیاری به‌بقراط نسبت داده‌اند وبرخی از آن‌ها به‌دیگر زبان‌ها ترجمه شده‌است. سوگندنامهٔ وی هنوز هم در جهان دانش از اهمیت به‌سزایی برخوردار است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 22:27  توسط سپهر صالحی  | 

زندگینامه الکساندر فلمینگ

 

 

 الکساندر فلمینگ

سپهر صالحی

 

شاید معروفترین اکتشاف تصادفی مهم، کشف پنی سیلین به دست "سر الکساندر فلمینگ" باشد. اما در این اکتشاف، بیش از آنچه اکثر افراد تصور می کنند، بخت یاری دخالت داشته است؛ گر چه کشف فلمینگ پیامدهای شگفت آوری داشت که بدان اهمیت بخشیدند، اما این پیامدها کمتر شناخته شده اند.
زندگی فلمینگ مملو از وقایع به ظاهر نامربوطی است که در عین حال اگر حتی یکی از آنها هم روی نمی داد، چه بسا فلمینگ به شهرتی که بدان دست یافت نمی رسید. همان گونه که دوست و همکارش پروفسورس.آ. پانت به هنگام مرگش در ستایش او گفت:" شخص احساس می کند نمی تواند آنها را ناشی از تصادف محض بداند".

● زندگینامه : الکساندر فلمینگ در سال ۱۸۸۱ در روستای آیرشایراسکاتلند به دنیا آمد. وقتی هفت ساله بود پدرش درگذشت و مسئولیت اداره مزرعه و تربیت چهار فرزند تنی و چند فرزند ناتنی به دوش مادر الکساندر افتاد. وقتی الکساندر پنج ساله بود، پیاده به مدرسه ای در ۵/۱ کیلومتری می رفت و وقتی دهساله شد، مجبور بود فاصله ۵/۶ کیلومتری خانه تا مدرسه را پیاده طی کند. هنگامی که به دوازده سالگی رسید مدرسه اش بیش از ۲۵ کیلومتر با خانه فاصله داشت، بنابراین در آکادمی کیلمارناک اقامت گزید. با این حال مجبور بود در تعطیلات آخر هفته حدود ۲۰ کیلومتر راه رفت و برگشت از ایستگاه قطار تا منزل را طی کند. پس از یک سال و نیم اقامت در کیلمارناک به لندن پیش برادرش رفت و تحصیلات خود را در پلی تکنیک ادامه داد. اما این دوران دیری نپایید، چون الکساندر توان مالی تحصیل در آنجا را نداشت. فلمینگ شانزده ساله در یک شرکت کشتیرانی استخدام شد و کمی از وقت خود را با نیروهای داوطلب اسکاتلندی مقیم لندن گذراند. او در تیم واترپولوی این گروه بازی می کرد، و یک بار با تیمی از بیمارستان سن مری، وابسته به دانشگاه لندن، مسابقه داد.
چند سال بعد ارث مختصری به او رسید و برادرش او را تشویق کرد تا وارد دانشکده پزشکی شود. در لندن دوازده دانشکده پزشکی بود، که فلمینگ از هیچ کدامشان شناختی نداشت- جز یکی که بیمارستان سن مری وابسته به آن بود و تنها چیزی که می دانست این بود که یک تیم واترپولو دارد، و به همین دلیل به آنجا رفت. در همان هنگام بود که "المرات رایت" به عنوان مدرس باکتری شناسی در آن دانشکده مشغول به کار شد. فلمینگ در ابتدا تصمیم داشت جراح شود، اما پس از فارغ التحصیلی، شغلی در آزمایشگاهی که در آن موقع المرات رایت سرپرستی آن را به عهده داشت به او پیشنهاد شد؛ فلمینگ تا پایان عمر خود را در آن آزمایشگاه گذراند و در سال ۱۹۲۹ استاد باکتری شناسی شد.
طی جنگ جهانی اول فلمینگ و رایت به فرانسه اعزام شدند تا به معالجه سربازان زخمی بپردازند. آن زمان پزشکان برای درمان جراحت های جنگی از مواد ضد عفونی کننده استفاده می کردند. اما فلمینگ متوجه شد که فنل ( یا اسید کربولیک که رایجترین ماده ضد عفونی کننده آن زمان بود) بیشتر ضرر دارد تا فایده، چون گویچه های سفید خون را سریع تر از باکتری ها نابود می کند. فلمینگ می دانست که این اثر زیانمند است چون گویچه های سفید ، مدافعان طبیعی بدن در برابر باکتری ها هستند.


● بخت یاری :
در سال ۱۹۲۲فلمینگ برحسب تصادف میکروب کشی کشف کرد که باکتری ها را از بین می برد، اما بر گویچه های سفید اثری نمی گذاشت. هنگامی که فلمینگ دچار زکام شد، از ترشحات بینی خود کشتی تهیه کرد. همچنان که ظرف کشت را که پر از باکتری های زرد رنگ بود بررسی کرد، اشکی از چشمش به درون ظرف افتاد. روز بعد وقتی کشت را مورد مطالعه قرار داد، در قسمتی که اشک ریخته بود فضای شفافی دید. کنجکاوی و تیزبینی اش او را به نتیجه صحیح راهنمایی کرد. در اشک ماده ای بود که باعث تخریب سریع ( لیز) باکتری ها می شد، اما به بافت انسان آسیبی نمی رساند. او این آنزیم ضد میکروبی اشک را "لیزوزیم" نامید. معلوم شد که این آنزیم اهمیت کاربردی چندانی ندارد، چون میکروب هایی که لیزوزیم از بین می برد نسبتاً بی ضرر هستند، اما چنان که خواهیم دید، این اکتشاف مقدمه ضروری کشف پنی سیلین بود.


● کشف پنی سیلین: در تابستان سال ۱۹۲۸ فلمینگ مشغول تحقیق درباره آنفلوانزا بود. ضمن انجام کارهای معمول آزمایشگاهی که می بایست کشت های باکتریایی را که در ظرفهای پهن در پوش دار رشد کرده بودند زیر میکروسکوپ بررسی کند، متوجه شد که در یکی از ظرف ها ناحیه شفافی به وجود آمده است. تحقیقات بیشتر نشان داد که ناحیه شفاف در اطراف نقطه ای بود که ظاهراً وقتی سرپوش ظرف گذاشته نشده بود، تکه ای کپک به درون آن افتاده بود. فلمینگ با به خاطر آوردن تجربیاتش در زمینه لیزوزیم، نتیجه گرفت که کپک چیزی تولید می کرد که باعث مرگ باکتری های "استافیلوکوک" در ظرف کشت شده بود. فلمینگ تعریف کرد:
"اگر تجربیات قبلی ام نبود[ درباره لیزوزیم] چه بسا مانند کاری که بسیاری از باکتری شناسان دیگر قبلاً کرده بودند ظرف را به دور می انداختم. به احتمال زیاد برخی از باکتری شناسان هم متوجه تغییراتی مشابه آنچه من دیدم شده بودم، اما چون علاقه ای به مواد ضد باکتریایی طبیعی وجود نداشت، کشتها را به دور اندخته بودند. من به جای آنکه مطابق رسم زمانه کشتهای آلوده را دور بیندازم، تحقیقاتی انجام دادم."
فلمینگ کپک را جدا کرد و آن را به عنوان یکی از اعضای جنس پنی سیلیوم شناخت، و ماده آنتی بیوتیکی را که تولید می کرد پنی سیلین نامید. بعدها گفت:"هزاران کپک مختلف وجود دارد و هزاران باکتری مختلف، و این که بخت ، کپک را در لحظه مناسب در نقطه مناسب بگذارد مثل برنده شدن در مسابقه بخت آزمایی بود. " ذکر" هزاران باکتری مختلف" آن قدر هم بی مورد نبود، چون گرچه پنی سیلین برای باکتریهای متعددی، ازجمله استافیلوکوک، مرگبار است، اما بر برخی از انواع دیگر باکتری ها اثری ندارد. خوشبختانه باکتری هایی که پنی سیلین از بین می برد، سبب بسیاری از عفونت های شایع و خطرناک در انسان هستند.
البته در سال ۱۹۲۸ استفاده از کپک برای مقابله با عفونت ، ابتکار کاملاً نوظهوری نبود. لویی پاستور و همکارش ژ. ف. ژوبر در سال ۱۸۷۷ نشان داده بودند که گاه میکروبی از رشد میکروبی دیگر جلوگیری می کند. نوشته اند که درعهد باستان مصریان و رومیان از کپک نان استفاده می کردند، اما هزاران کپک مختلف بر نان می رویند که تنها چند نوع آنها چیزی تولید می کنند که با عفونت مقابله کند. قاعدتاً فلمینگ هم از این مسئله مطلع بود و به همین سبب در می یابیم که چرا شگفت زده شد.
فلمینگ در ادامه نشان داد که پنی سیلین برای جانوران سمی نیست و به یاخته های بدن آسیبی نمی رساند:
همین سمی نبودن پنی سیلین برای گویچه های سفید بود که باعث شد متقاعد شوم روزی به عنوان ماده ای دارویی شناخته خواهد شد. وقتی پنی سیلین خام در خون انسان آزمایش می شد، رشد استافیلوکوکها را در رقت ۱ در ۱۰۰۰ کاملاً مهار کرد، اما اثر سمی آن بر گویچه های سفید چیزی بیش از محیط کشت اولیه نبود. آن را به جانوران نیز تزریق کردم، و ظاهراً هیچ اثر سمی نداشت. چند آزمایش ابتدایی [ بربیماران] نتایج مطلوبی داد اما اتفاق معجزه آسایی نیفتاد، و فهمیدم که باید آن را غلیظ می کردیم . سعی می کنیم پنی سیلین را تغلیظ کنیم اما دریافتیم که پنی سیلین به سرعت خراب می شود، و روشهای نسبتاً ساده ما فایده ای نداشتند.


● یک شکست:
در همین هنگام موفقیت چشمگیر سولفانیل آمید باعث شده بود که شیمی درمانی توجه همگان را به خود جلب کند . همکاری "هرولد ریستریک" و فلمینگ برای جدا سازی و تغلیظ پنی سیلین با شکست مواجه شد، و تا چندین سال بعد دیگر کار مهمی درباره پنی سیلین انجام نگرفت. در اواخر دهه ۱۹۳۰ "هاوارد و. فلوری" استاد آسیب شناسی دانشگاه آکسفورد همکاری پژوهشی خود را با "ارنست بوریس چین"، زیست شیمیدان پناهنده یهودی که از آلمان هیتلری گریخته بود و به سفارش فلوری به آکسفورد آمده بود، آغاز کرد. آن دو تحقیق درباره لیزوزیم، همان آنزیم ضد باکتریایی که فلمینگ کشف کرده بود، و نیز دیگر مواد ضد باکتریایی طبیعی را شروع کردند. چندی نگذشت که پژوهش های آنان بر پنی سیلین که به نظر آنان امید بخش ترین این عوامل بود متمرکز شد.
گروه آکسفورد با بهره گیری از روشهای پیچیده شیمیایی برای جداسازی و تغلیظ، که امکانات آن در آکسفورد وجود داشت و فلوری و چین با آن آشنا بودند، اما فلمینگ در سن مری نه با آنها آشنایی داشت و نه بدانها دسترسی، موفق شدند پنی سیلین را آن قدر تغلیظ و تصفیه کنند که خواص درمانی آن را ابتدا در مقابله با عفونت های تجربی در موش و بعداً در افراد بیماری که از عفونت های استافیلوکوکی و دیگر آلودگی های خطرناک رنج می بردند، به اثبات رسانند ( نخستین پنی سیلین را که در انسان استفاده می شد، در لگن های بیمارستانی رشد می دادند؛ با آنکه پنی سیلین را از ادرار بیماران جدا می کردند و مجدداً مورد استفاده قرار می دادند، اما برخی آزمایش های بالینی به دلیل کمیاب بودن این دارو ناتمام ماندند).
به سبب ضرورت بهره گیری سریع از توانایی پنی سیلین در مقابله با بیماری ها و درمان زخمهای نظامیان جنگ جهانی دوم، تولید آن در مقیاس گسترده، هم در انگلستان و هم در ایالات متحده، از اولویت های اول بود. فلوری به آمریکا رفت تا روشهای استخراج و تولید پنی سیلین در انگلستان را شرح دهد، و شیمیدانان دو سوی اقیانوس اطلس به طور خستگی ناپذیری کار کردند تا ساختار شیمیایی پنی سیلین را تعیین کنند و از راه تخمیر یا تولید آزمایشگاهی آن را به دست آورند. این مولکول پیچیده و ناپایدار برای نخستین بار سالها پس از پایان جنگ به طور صناعی تهیه شد، اما پیشرفت در گسترش تولید آن از راه تخمیر در مدت جنگ به نحوی استثنایی سریع بود.


● بخت یاری در تولید پنی سیلین:
همان طور که بخت یاری در کشف پنی سیلین نقش داشت، در این مرحله از تولید آن نیز وارد صحنه شد. وقتی فلوری به ایالات متحده رفت تا درباره تولید پنی سیلین در مقیاس وسیع تبادل نظر کند، از آزمایشگاه پژوهشی ناحیه شمال وابسته به وزارت کشاورزی ایالات متحده در پئوریای ایلینویز دیدن کرد. مدتی بود که در این آزمایشگاه به دنبال کاربردی صنعتی برای محصول غلّه اضافی، و راه حلی برای مشکلی که در همین رابطه وجود داشت، یعنی دفع ماده چسبناکی که به عنوان یکی از فراورده های جانبی از فرایند آسیاب کردن ذرت به دست می آمد، جست و جو می کردند. وقتی این ماده استخراج شده به محیط کشت پنی سیلین اضافه شد، بازدهی کپک مورد نظر را به طور نامنتظره ای ده برابر افزایش داد.
دومین کمکی که آزمایشگاه پئوریا کرد تهیه سویه بهتری از کپک مولّد پنی سیلین بود. صدها کپک از سرتاسر جهان جمع آوری و برای آزمایش به پئوریا فرستاده شدند. شگفت آنکه بهترین کپک را یکی از زنان محلی به نام مری هانت فرستاد، که به دلیل علاقه اش به جست و جو برای کپک های جدید،" مری کپکی" لقب گرفته بود. او از یکی از بازارهای میوه پئوریا یک طالبی آورد که کپکی با "ظاهری قشنگ و طلایی " روی آن بود. این سویه جدید کپک بازدهی پنی سیلین را دو برابر کرد، بنابراین ترکیب دو اکتشافی که در پئوریا صورت گرفت میزان بازدهی پنی سیلین را به ۲۰ برابر رساند. چه کسی فکر می کرد پئوریا این قدر در تولید داروی معجزه آسایی که برحسب تصادف در لندن کشف شده بود، نقش پیدا کند؟


● اشاره: استفاده از پنی سیلین نه تنها جان هزاران نفر را طی جنگ جهانی نجات داد، بلکه عاملی شد تا برای کشف آنتی بیوتیک های دیگر، از جمله خانواده ای از ترکیبات مشابه شیمیایی پنی سیلین به نام سفالوسپورینها، پژوهش هایی انجام گیرد. برخی از این آنتی بیوتیک های جدید در مبارزه با باکتری هایی که به پنی سیلین مقاوم اند مؤثر هستند .
فلمینگ، فلوری و چین جایزه نوبل در فیزیولوژی یا پزشکی را در سال ۱۹۴۵ مشترکاً بردند. هر سه متعاقباً به سبب پژوهشهایشان، که منجر به تسکین آلام و نجات جانهای بی شماری شده بود، به لقب " سر " نایل شدند.
سِرالکساندر فلمینگ به بهره ای که از بخت یاری برد، آگاه بود. یک بار گفت: "سرگذشت پنی سیلین جنبه عاطفی خاصی دارد و نشان می دهد که چقدر بخت، اقبال، سرنوشت، تقدیر، یاهر چیزی که اسمش را می گذارید، در زندگی هر کس نقش دارد". باید اضافه کنم  اگر بخواهیم جزء اساسی تعریف والپول از بخت یاری را به کار ببریم .  ذکاوت فلمینگ نبود، تصادف هایی که برایش اتفاق افتادند به هیچ چیزی نمی انجامیدند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 21:52  توسط سپهر صالحی  | 

زندگینامه یانی


 

200

 

 یانی

سپهر صالحی

 

یانی کریسومالیس در 14 نوامبر سال 1954 (23 آبان 1333 ) در شهر کالاماتای یونان به دنیا آمد .

و دوران کودکی و نوجوانی اش را در شهر زیبا و کوهستانی کالاماتا گذراند . در سن چهارده سالگی

به رشته شنا علاقمند شد و توانست رکوردی ملی در رشته شنا برای کشورش

یونان بجا گذارد .

و تلاش گسترده ای برای رسیدن به رقابتهای المپیک نمود.

در سال 1972 میلادی (1351 شمسی) به آمریکا برای تحصیل در رشته مورد

علاقه اش روانشناسی در مشهور ترین دانشگاه روانشناسی دنیا یعنی مینسوتا رفت.

پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه در یک گروه محلی راک در مینسوتا بنام کاملئون

( Chameleon) بعنوان نوازنده کیبورد آغاز بکار کرد.

پس از آن کسی نمیداند چه اتـفاقی برای یانی افتاد اما او اکنون صاحب استودیوی شخصی است و بیش از 25 میلیون از آلبوم های وی در دنیا بفروش رفته است.

او تبدیل شد به موسیقی دانی مستـقـل با عقاید و تفکری منحصربفرد و به شهرت و محبوبیتی

جهانی دست یافت و این در حالی بود که یانی حتی قادر به خواندن و نوشتن ساده ترین نوتهای موسیقی نیز نمی باشد .

ولی با تبحری خواص ساخته های خود را با روش مخصوص خود و رسم الخط ابدائی خود مینگارد.

یانی قطعاتی کامل و زیبا دارد که کاملا ساخته خود اوست و در سبکی انحصاری اجرا شده است.

اکثر آلبوم های یانی توسط شرکتهای virigin records و یا EMI تولید تهیه وتوزیع میشوند.

یانی موسیقی های بیشماری برای برنامه های تلویزیونی و سینمایی ساخته و همچنین قطعات تبلیغاتی متعددی برای شرکتهای تجارتی – بازرگانی گوناگون خلق نموده است.

او اوقاتش را بیشتر در لوس آنجلس و سیاتل آمریکا میگذراند و اکنون یک شهروند آمریکایی بشمار میرود.

یانی از اوایل سال 1998 تا ماه آوریل 1999 هیچگونه فعالیت تولیدی کنسرت و توری را برگذار نکرد و به استراحت پرداخت.

و در سال 2000 یکی از بی نظیر ترین آلبوم های خودش را ارائه داد در سبکی متفاوت از آلبوم های گذشته اش... جالب اینست که تمام تنظیمات و تبدیلات موسیقی این آلبوم شخصاً و فقط توسط خود یانی در استدیو شخصی خودش انجام شد !

یانی در هنگامی که برای ساخت آهنگ تمرکز میکند به تلفنها پاسخ نمیدهد و در آرامش کامل وسکوت مطلق برای آماده کردن ذهن خود به سر میبرد و هیچکس را به ملاقات نمی پذیرد.!

یانی تا بحال موسیقی به سبک کلیسایی – مذهبی ارائه نکرده است چرا که همواره اعتقاد به خلق کارهایی جدید با تکیه به اندیشه های نو و جدید خود دارد.

در قطعات Niki Nana و Aria موسیقی بر مبنای یک اپرای فرانسوی قدیمی متعلق به قرن نوزدهم میلادی بنام Lakme ساخته Leo Delibes می باشد و اشعاری که در این قطعات خوانده میشود اکثراً اصوات آهنگین بوده و فاقد معنای خاص میباشند و بر خلاف تصور موجود بزبان فرانسوی نمیباشند بجز قسمتهایی محدود که بزبان انگلیسی هستند و در اشعار آلبوم ستایش ذکر شده اند.

یانی آهنگی تبلیغاتی را با همکاری مالکوم مکلارن ساخته است که سابقاً با گروه Pistols همکاری میکرده است.

این آهنگ تغییر یافته یک اپرا است که با افزودن یک ترانه تکمیل شده است و این آهنگ که جرات آرزو یا Dare to Dream نام دارد برای شرکت هواپیمایی بریتیش ایرلاینز ساخته شده است.

خواننده مورد علاقه او Peter Gabriel میباشد و معتقد است که در سالهای اخیر بجز موسیقی محمد رسول الله و... عیسی مسیح ... دکتر ژیواگو ... ایندرا گاندی و چند قطعه محدود دیگر ... قطعه جالب توجهی نشنیده است.

مادر و پدر یانی هر دو اهل یونان هستند ... مادر وی فلیستا Felista و نام پدرش سوتیری Sotiri میباشد .

یانی قطعه هایی را بنام مادرش ساخته است و علاقه خاصی به کشور خود و مکانهای قدیمی دارد.

سالها پیش یانی با جازیست خود چارلی آدامز Charlie Adams آشنا شد و اولین کار خود را بنام بیرون از سکوت یا Out Of Silence در سال 1987 (1366 شمسی ) به بازار عرضه کرد.

یانی سالها پیش با شهرداد روحانی همکاری تنگاتنگی داشت و از تجربیات او استفاده فراوان برد و با همکاری شهرداد و با استفاده از دانش و تجربه او یکی از زیباترین کنسرتهایش را در شهر آکروپلیس یونان و با رهبری شهرداد روحانی اجرا نمود.(شهرداد روحانی از موسیقی دانان بزرگ کشورمان ایران است و حضور وی در عرصه موسیقی جهان افتخاری است برای ایران)

یانی در سال 2003 آلبومی متفاوت و پر تنوع به نام Ethnicity روانه بازار کرد و احاطه و قدرت خودش را در انواع مختلف موسیقی به دنیا ثابت کرد.

در این آلبوم یانی با استفاده از خواننده های جدید و البته زیاد نسبت به کارهای قبلی اش نوعی تفاوت آشکار از لحاظ موسیقی با شعر در آهنگهایش ایجاد کرده و به سبک جدید و منحصر به فرد Walk Show روی آورده است .

به عقیده کارشناسان موسیقی و طرفداران موسیقی ... یانی در سالهای اخیر نسبت به دهه نود افت داشته هر چند این افت نامحسوس است ولی تاثیر زیادی بر روی یکه تازی یانی در عرصه موسیقی New Age داشته است.

البته خود یانی نام گذاری سبک New Age را بر روی آثار او از بد شانسی اش میداند و او نام Contemporary Instrumental Music (موسیقی هم عصر)

 

کنسرتهای او عبارتند از :

 

کنسرت آکروپولیس ( یونان ) سال ۱۹۹۴

کنسرت ستایش ( هند ) سال ۱۹۹۶

کنسرت ستایش ( چین ) سال ۱۹۹۶

کنسرت لندن ( انگلستان ) سال ۲۰۰۳

کنسرت لاس وگاس ( آمریکا ) سال ۲۰۰۶
 
 و آخرین کنسرت و زیباترین کنسرت : کنسرت  آکاپولکو  (بندر آکاپولکو :
 
مکزیکو سیتی) سال  ۲۰۰۹ 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 21:32  توسط سپهر صالحی  | 

نیروی جانب مرکز

 

نیروی جانب مرکز

نیروی جانب مرکز ، نیرویی است که به جسمی که به یک انتهای ریسمانی بسته شده است و حول نقطه‌ای در یک مسیر دایروی حرکت می‌کند، وارد می‌شود و جهت آن همواره به سمت مرکز دایره است. به عبارتی در حرکت دایروی یکنواخت برآیند نیروهای وارد بر جسم که در راستای شعاع بسوی مرکز است، همان نیروی جانب مرکز می‌باشد.


دید کلی

ریسمان کوچکی را در نظر بگیرید که به انتهای آن وزنه کوچکی نصب شده است. اگر انتهای دیگر ریسمان در یک نقطه ثابت شده باشد و وزنه در سطح افقی با سرعت ثابت بر یک مسیر دایره‌ای حرکت کند. در این صورت مقدار سرعت ثابت بوده، ولی جهت آن دائما تغییر می‌کند. در این صورت نیروی وارده بر ذره یک نیروی جانب مرکز است که جهت آن به طرف نقطه ثابت ریسمان است. در این نوع حرکت چون مقدار سرعت ثابت بوده، ولی جهت آن تغییر می‌کند، لذا یک شتاب حاصل می‌شود که این شتاب را شتاب جانب مرکز می‌گویند.

در مثال ریسمان نیرویی از طرف ریسمان بر وزنه وارد می‌شود که اگر از سنگینی وزنه و اثر مقاومت هوا صرفنظر کنیم، در این صورت این نیرو ، تنها نیرویی خواهد بود که سبب تغییر جهت سرعت می‌گردد و به آن شتاب می‌دهد. اگر چنانچه ریسمان پاره شود، در این صورت وزنه در راستای مماس بر مسیر حرکت با همان سرعتی که قبل از پاره شدن طناب داشت، به خارج پرتاب می‌شود. اما تا زمانی که ریسمان پاره نشده است، نیروی کشش ریسمان وزنه را مجبور می‌کند که بر یک مسیر دایره‌ای حرکت کند. چون جهت این نیرو همواره متوجه مرکز دایره است، برای همین است که این نیرو را نیروی جانب مرکز نام نهاده‌اند.

تاریخچه

اینکه چه نیرویی برای حفظ حرکت یک جسم با سرعت ثابت لازم است، مسأله مهمی است که ذهن اخترشناسان را از دوران باستان مشغول کرده بود و حل آن یکی از توفیقهای بزرگ آیزاک نیوتن به شمار می‌آید. در نظر ارسطو و اکثر اخلاف وی این پرسش مشکلی ایجاد نمی‌کند، آنها بسادگی اظهار می‌داشتند که چون دایره کاملترین شکل هندسی است، مسیر دایره‌ای برای اجسام آسمانی مسیری طبیعی است و مستلزم هیچ گونه نیرویی مهم نیست، اما یک نیروی خارجی ضروری است. سرعت جسم در مسیر دایره‌ای حرکت ، پیوسته تغییر می‌کند، تغییر بردار سرعت سبب ایجاد شتاب می‌شود و برای شتاب دادن به یک جسم باید نیروی مؤثری اعمال شود.

جهت نیرویی که این حرکت را ایجاد می‌کند باید بسوی مرکز باشد، اگر چرخیدن شیء را تصور کنیم که به ریسمانی با طول L متصل است، بوضوح می‌بینیم که جهت صحیح برای نیرو باید همین جهت باشد، ریسمان تحت تأثیر کشش ثابتی قرار دارد. همین کشش است که شیء را در مسیر دایره‌ای نگه می‌دارد. از تجربه روزمره می‌دانیم که شیء متحرک به طرف خارج از دستی کشیده می‌شود که ریسمان را نگه داشته است. از
قانون سوم نیوتن نیرویی که دست از طریق ریسمان بر شیء وارد می‌آورد باید نیروی کششی برابر بسوی دست باشد، این نیرو که جهتش به طرف داخل است، نیروی جانب مرکز نامیده می‌شود.

اندازه نیروی جانب مرکز

تجربیات هر روزه برخی راهنماییهای کیفی در اختیار ما قرار می‌دهند، اگر پیچ سنگینی را به طنابی ببندید و آن را دور سر خود بگردانید پی می‌برید که هر چه سرعت زاویه‌ای بزرگتر باشد کششی که بر دستتان وارد می‌آید بزرگتر است. همچنین اگر طول طناب را افزایش دهید و پیچ را با همان سرعت زاویه‌ای بگردانید، کشش وارد بر دست شما بیشتر می‌شود، بنابراین نیروی جانب مرکز با افزایش شعاع و سرعت زاویه‌ای افزایش می‌یابد.

نیروی جانب مرکز ، در
حرکت یکنواخت بر مسیر دایره‌ای عبارتست از نیرویی با اندازه ثابت که بطور مداوم عمود بر مسیر حرکت ، بر جسم اثر می‌کند و سبب می‌شود که جسم با سرعت ثابت روی دایره حرکت کند. از طرف دیگر ، چون بر اساس قانون دوم نیوتن نیرو را برحسب حاصل ضرب شتاب در جرم ذره تعریف کرده‌ایم، لذا اگر جرم جسم را با m نشان دهیم، در این صورت چون شتاب جانب مرکز را به صورت    یا   تعریف کرده‌ایم، لذا نیروی جانب مرکز از رابطه زیر محاسبه خواهد شد:

 

بدست آوردن رابطه نیروی جانب مرکز

 

محاسبه شتاب جانب مرکز

گفتیم که در حرکت دایره‌ای بر یک مسیر مسطح افقی ، فقط جهت سرعت تغییر می‌کند. بنابراین شتاب از تغییر جهت این سرعت حاصل می‌شود. اگر به صورت هندسی موقعیت ذره را در دو مکان در روی دایره مسیر حرکت مشخص کنیم، در این صورت جابجایی ذره برحسب زاویه‌ای که شعاع مسیر حرکت طی می‌کند، سنجیده می‌شود. لذا تغییرات جابجایی نسبت به زمان را تعیین نموده و از این عبارت در حالتی که فاصله زمانی بین دو موقعیت به سمت صفر میل می‌کند، حد می‌گیریم. در این صورت در نهایت به این نتیجه می‌رسیم که مقدار شتاب جانب مرکز با فرض اینکه سرعت خطی حرکت ذره v بوده و شعاع مسیر حرکت R باشد، از رابطه     حاصل خواهد شد که در آن a شتاب جانب مرکز است. بدیهی است که جهت این شتاب نیز مانند نیروی جانب مرکز در جهت مرکز دایره مسیر حرکت خواهد بود.

اگر چنانچه جابجایی ذره را بر حسب زاویه‌ای که بردار شعاعی طی می‌کند، بیان کنیم، در این صورت به جای جابجایی خطی جابجایی زاویه‌‌ای خواهیم داشت. لذا تغییرات جابجایی زاویه‌ای نسبت به زمان را به صورت
سرعت زاویه‌ای تعریف می‌کنیم. بنابراین می‌توان شتاب جانب مرکز را برحسب سرعت زاویه‌ای بیان کرد. یعنی اگر ω سرعت زاویه‌ای باشد، در این صورت شتاب جانب مرکز از رابطه زیر حاصل می‌شود:


اکنون نیروی جانب مرکز با استفاده از قانون دوم نیوتن بدست می‌آید: Fc= mac = mv²/r = mrw²

مواردی که در آنها نیروی جانب مرکز مشهور است.

آونگ مخروطی

این آونگ از یک ساقه قائم تشکیل شده است اگر ساقه قائم را به سرعت زاویه‌ای w بچرخانیم به گلوله از ساقه فاصله می‌گیرد و حول مرکز c حرکت دورانی یکنواخت انجام می‌دهد. نخ در فضا به دور ساقه ، مخروطی طی می‌کند و با ساقه زاویه θ تشکیل می‌دهد. در حین دوران بر گلوله دو نیرو اثر می‌کند یکی نیروی کشش نخ و دیگری نیروی جاذبه ، برآیند این دو نیرو ، نیرویی است مانند F که افقی و متوجه به مرکز دوران c است که نیروی جانب مرکز است.

حرکت در پیچ جاده

هنگام عبور دوچرخه سوار (یا موتور سوار) با سرعت ثابت v از پیچ یک جاده افقی ، برای اینکه دستگاه تعادل خود را حفظ و از پیچ پیروی کند، باید راننده دستگاه را بطور مناسب به طرف داخل پیچ کج کند و با راستای قائم زاویه مناسب θ را تشکیل دهد. ایجاد چنین وضعی برای این است که برآیند نیروهای وارد بر دستگاه ، نیروی جانب مرکز افقی بوجود آید. در این حالت بر دستگاه دو نیرو اثر می‌کند، یکی واکنش سطح جاده که با امتداد قائم زاویه θ تشکیل داده و  F = mv²/R نیروی جانب مرکز خواهد بود.

حرکت ماهواره دور زمین

نیرویی که دستگاه را در مدار خود نگه می‌دارد (نیروی جانب مرکز) نیروی جاذبه زمین وارد بر ماهواره است.

حرکت الکترون در مدار خود

آنچه که سبب می‌شود الکترون در مسیر دایره‌ای حول هسته بچرخد نیروی جانب مرکزی است که به سمت هسته بر آن وارد می‌شود.

نیروی گریز از مرکز

در حرکت دایره‌ای چون جسم با سرعت ثابت در یک مسیر دایره‌ای حرکت می‌کند، لذا ممکن است چنین تصور کنیم که نیروی جانب مرکز توسط نیروی دیگری که با آن مساوی بوده و در خلاف جهت آن است و نیروی گریز از مرکز نامیده می‌شود، خنثی می‌شود و همین نیروست که جسم را از مرکز دوران دور می‌کند. اما آنچه مسلم است، این است که این نیرو وجود واقعی ندارد و تصور آن همواره بسته به ناظری است که حرکت را مشاهده می‌کند.

برای اینکه واقعا بدانبم نیروی گریز از مرکز یک نیروی مجازی است، فرض کنید که ناظری در روی مرکز دایره ایستاده است و همراه این محور با
سرعت زاویه‌ای ω می‌چرخد. این ناظر همواره وزنه را ساکن می‌بیند، چون نیروی کشش نخ که متوجه مرکز است، برای این ناظر نیز وجود دارد. این ناظر می‌تواند اندازه این نیرو را بسنجد. برای توجیه حالت سکون نیز ، نیرویی مساوی با نیروی جانب مرکز و در خلاف جهت آن به نام نیروی گریز از مرکز در نظر می‌گیرند.

اما از دید ناظری که در روی زمین ساکن است و این حرکت را مشاهده می‌کند،
نیروی گریز از مرکز مفهومی ندارد. چون در این حالت جسم ، در اثر ضربه‌ای که بر آن وارد می‌شود و سرعتی که در اثر ضربه پیدا می‌کند، بر اساس قانون اول نیوتن می‌خواهد که در امتداد خط راست حرکت کند، ولی نیروی جانب مرکز آن را مجبور می‌کند که بر روی محیط دایره حرکت کند.

مباحثی  مرتبط با عنوان

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 17:10  توسط سپهر صالحی  | 

نیروی اصطکاک

 

اصطکاک

اصطکاک نیروی مقاومتی است که در برابر حرکت اجسام به وجود می‌آید. این نیرو همواره در خلاف جهت حرکت ایجاد شده و با حرکت اجسام مخالفت می‌کند. برای ایجاد حرکت در اجسام باید نیرویی بزرگ‌تر از نیروی اصطکاک در جهت حرکت اعمال کرد. اصطکاک به عواملی چون نیروی عمودی، شرایط سطح‌های تماس از نظر زبری، جنس سطح‌های تماس بستگی دارد و در صورتی که تغییرات دما به‌گونه‌ای باشد که موجب تغییر زبری سطح تماس شود، در افزایش یا کاهش اصطکاک موثر است.N نیروی عمودی تکیه‌گاه و μ ضریب اصطکاک است. ضریب اصطکاک میتواند بیشتر از 1 هم باشد ولی اغلب μ < 1 میباشد .

انواع اصطکاک

 نیروی اصطکاک ایستایی

f = \mu N \,

هرگاه به جسمی که بر یک سطح افقی در حالت سکون است نیروی افقی وارد شود و جسم حرکت نکند و در حال سکون باقی بماند، نشانگر آن است که برآیند نیروهای وارده بر آن صفر است. پس نیرویی به اندازه نیروی وارده، بر جسم وارد می‌شود که نیروی F را خنثی می‌کند. این نیرو، نیروی اصطکاک ایستایی نامیده می‌شود و از برهم‌کنش بین دو سطحی که نسبت به هم ساکن هستند و با هم در تماس‌اند به‌وجود می‌آید.

اگر نیروی F را بزرگ‌تر کنیم به‌طوری که جسم در آستانه حرکت قرار گیرد، در این حالت نیروی اصطکاک در آستانه حرکت نامیده می‌شود.

 نیروی اصطکاک جنبشی

با حرکت جسم جامد بر سطح جسم جامدی دیگر، نیرویی موازی سطح تماس به هریک از دو جسم از طرف جسم دیگر، وارد می‌شود که نیروی اصطکاک جنبشی نام دارد. نیروی اصطکاک جنبشی از برهم‌کنش بین دو سطحی که نسبت به هم متحرک می‌باشند و با هم تماس دارند به وجود می‌آید. جهت نیروی اصطکاک جنبشی در خلاف جهت حرکت جسم است.

  • در اکثر اوقات نیروی اصطکاک ایستایی بزرگ‌تر از نیروی اصطکاک جنبشی است. طبق قانون اول نیوتن که قانون اینرسی هم نامیده می‌شود، جسم در حال سکون تمایل دارد در حالت سکون باقی بماند و چنان‌چه حرکت یک‌نواخت دارد به حرکت خود ادامه دهد. زمانی که به جسمی ساکن نیرو وارد می‌شود تا شروع به حرکت کند باید بر نیروی اینرسی و نیروی اصطکاک غلبه کرد. اما زمانی که جسم در حال حرکت یک‌نواخت و بدون شتاب است تنها غلبه بر نیروی اصطکاک وجود دارد، پس به نیروی کمتری نیاز خواهد بود.

تقسیم‌بندی دیگری هم وجود دارد:

 اصطکاکِ خشک

هرگاه بین دو جسم ماده سومی مانند روغن، آب و.. وجود نداشته باشد، اصطکاک به‌وجود آمده را اصطکاکِ خشک می‌نامند.

اصطکاکِ تر

اگر بین دو جسم ماده سومی مانند روغن، آب و... وجود داشته باشد، اصطکاک به‌وجود آمده را اصطکاکِ تر می‌نامند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 20:22  توسط سپهر صالحی  | 

نیروی مغناطیس

 نیروی مغناطیس

علم مغناطیس از این مشاهده که برخی سنگها (ماگنتیت) تکه‌های آهن را جذب می کردند سرچشمه گرفت. واژه مغناطیس از ماگنزیا یا واقع در آسیای صغیر ، یعنی محلی که این سنگها در آن پیدا شد، گرفته شده است. زمین به عنوان آهنربای دائمی بزرگ است که اثر جهت دهنده آن بر روی عقربه قطبهای آهنربا ، از زمانهای قدیم شناخته شده است. در سال 1820 اورستد کشف کرد که جریان الکتریکی در سیم نیز می‌تواند اثرهای مغناطیسی تولید کند، یعنی می‌تواند سمت گیری عقربه قطب نما را تغییر دهد.

در سال 1878 رولاند (H.A.Rowland) در دانشگاه جان هاپکینز متوجه شد که یک جسم باردار در حال حرکت (که آزمایش او ، یک قرص باردار در حال دوران سریع) نیز منشاأ اثرهای مغناطیسی است. در واقع معلوم نیست که بار متحرک هم ارز جریان الکتریکی در سیم باشد. جهت مطالعه زندگینامه علمی رولاند فیزیکدان برجسته آمریکایی به کتاب زیر مراجعه شود:

Phusics by John D.Miller,Physics

Today , July 1976Rowland،s البته دو علم
الکتریسیته و مغناطیس تا سال 1820 به موازات هم تکامل می یافت اما کشف بنیادی اورستد و سایر دانشمندان سبب شد که الکترومغناطیس به عنوان یک علم واحد مطرح شود. برای تشدید اثر مغناطیسی جریان الکتریکی در سیم می‌توان را به شکل پیچه‌ای با دورهای زیاد در آورد و در آن یک هسته آهنی قرار داد. این کار را می‌توان با یک آهنربای الکتریکی بزرگ ، از نوعی که معمولا در پژوهشگاههای برای کارهای پژوهشی مربوط به مغناطیس بکار می‌رود، انجام داد.


img/daneshnameh_up/a/a6/hot_magneticr.gif


تولد میدان مغناطیسی

دومین میدانی که در مبحث الکترومغناطیس ظاهر می شود، میدان مغناطیسی است. این میدانها و به عبارت دقیقتر آثار این میدانها از زمانهای بسیار قدیم ، یعنی از همان وقتی که آثار مغناطیسهای طبیعی سنگ آهنربا (Fe3O4 یا اکسید آهن III) برای اولین بار مشاهده شد، شناخته شده‌اند. خواص شمال و جنوب یابی این ماده تاثیر مهمی بر دریانوردی و اکتشاف گذاشت با وجود این، جز در این مورد مغناطیس پدیده ای بود که کم مورد استفاده قرار می گرفت و کمتر نیز شناخته شده بود، تا اینکه در اوایل قرن نوزدهم اورستد دریافت که جریان الکتریکی میدان مغناطیسی تولید می‌کند.

این کار تواأم با کارهای بعدی
گاؤس ، هنری . فاراده و دیگران نشان دادند که این شراکت واقعی بین میدانهای الکتریکی و مغناطیسی وجود دارد و این دو توأم تحت عنوان میدان الکترومغناطیسی حضور دارند. به عبارتی این میدانها به طرز جدایی ناپذیری در هم آمیخته شده‌اند.

حوزه عمل و گسترش میدان مغناطیسی 

تلاش مردان عمل به توسعه ماشینهای الکتریکی ، وسایل مخابراتی و رایانه‌ها منجر شد. این وسایل که پدیده مغناطیسی در آنها دخیل است نقش بسیار مهمی در زندگی روزمره ایفا می‌کنند. با گسترش و سریع علوم از اعتبار این علوم اولیه کاسته نمی‌شود و همیشه سازگاری خود را با کشفیات جدید حفظ می‌کند.

مغناطیسهای طبیعی و مصنوعی

  • بعضی از سنگهای آهن یاد شده در طبیعت خاصیت جذب اشیای آهنی کوچک ، مانند براده‌ها یا میخهای مجاور خود را دارند. اگر تکه‌ای از چنین سنگی را از ریسمانی بیاویزیم ، خودش را طوری قرار می‌دهد که راستایش از شمال به جنوب باشد، تکه‌های چنین سنگهایی به آهنربا یا مغناطیس معروف است.

  • یک تکه آهن یا فولاد با قرار گرفتن رد مجاورت آهنربا ، آهنربا یا مغناطیده می‌شود، یعنی توانایی جذب اشیای آهنی را کسب می‌کند. خواص مغناطیسی این تکه آهن یا فولاد هر چه به آهنربا نزدیکتر باشد، قویتر است. وقتی که تکه‌ای از آهن و آهنربا با یکدیگر تماس پیدا کنند ، مغناطش یا آهنربا شدگی به مقدار ماکزیمم (میخ آهنی که به آهنربا نزدیک شود خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند و براده‌های آهنربا را جذب می‌کند) می‌باشد.



  • هنگامی که آهنربا دور شود، تکه آهن یا فولاد که توسط آهنربا شده‌اند بخش زیادی از خواص مغناطیسی بدست آورده را از دست می‌دهند، ولی باز هم تا حدی آهنربا می‌مانند. از اینرو به آهنربای مصنوعی تبدیل می‌شوند و همان خواص آهنربای طبیعی را دارد. این پدیده را می‌توان با آزمایش ساده‌ای به اثبات رسانید. خاصیت آهنربایی که به هنگام تماس تکه آهن با آ‌هنربا پیدا می‌شود بر خلاف مغناطش بازمانده که با دور شدن آهن ربا باقی می‌ماند، مغناطش موقت نامیده می‌شود. آزمایشهایی از این نوع نشان می‌دهد که مغناطش بازمانده خیلی ضعیفتر از مغناطش موقت است، مثلا در آهن نرم فقط کسر کوچکی از آن است.

  • هم مغناطش موقت و هم مغناطش بازمانده برای درجات مختلف آهن و فولاد متفاوت است. مغناطش موقت آهن نرم و آهن تابکاری شده از آهن نرم و فولاد تابکاری نشده به مقدار زیادی قویتر است. بر عکس مانده مغناطش فولاد ، به ویژه درجاتی از آن که شامل مثلا آمیزه کبالت است، خیلی قویتر از مغناطش باز مانده در آهن نرم است. در نتیجه ، اگر دو میله یکسان ، یکی ساخته شده از آهن نرم و دیگری از فولاد را اختیار کنیم و آنها را در مجاورت آهنربای یکسانی قرار دهیم ، میله آهن نرم قویتر از فولاد آهنربا می‌شود.

    ولی اگر آهنربا را دور کنیم، میله آهن نرم تقریبا بطور کلی مغناطیده می‌شود، در حالیکه میله فولاد مقدار قابل توجهی از خاصیت آهنربایی اولیه خود را حفظ می کند. در نتیجه ، آهنربای دائمی از میله فولادی از میله آهنی خیلی قویتر است. به این دلیل آهنرباهای دائمی را از درجات خاصی از فولاد درست می‌کنند نه از آهن.

  • آهنرباهای مصنوعی که بطور ساده با قرار دادن تکه‌ای فولاد در نزدیکی یک آهنربا یا با تماس با آن بدست آمده نسبتا ضعیف هستند. آهنرباهای قویتر را با مالیدن تیغه فولادی با آهنربا در یک جهت بدست می‌آورند. البته در این حالت نیز آهنرباهایی که بدست می‌آید که از آهنربایی که مغناطش به توسط آن انجام شده است، ضعیفتر است. هر نوع ضربه یا تکانی در طول مغناطش عمل را آسانتر می‌کند. برعکس تماس دادن آهنربای دائمی با تغییر ناگهانی و زیاد دمای آن ممکن است باعث وامغناطش آن شود.

  • وامغناطش بازمانده نه تنها به ماده بلکه به شکل جسمی که آهنربا می‌شود نیز بستگی دارد. میله‌های نسبتا کوتاه و کلفت از آهن نرم بعد از دور شدن آهنربا تقریبا به کلی خاصیت آهنربایی را از دست می‌دهند. با وجود این ، اگر همین آهن را برای ساختن سیمی به طول 300 تا 500 برابر قطر آن بکار بریم، این سیم (ناپیچیده) خاصیت مغناطیسی خود را به مقدار زیادی حفظ خواهد کرد.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 21:19  توسط سپهر صالحی  | 

نیروی گرانش

 

   نیروی گرانش

 

گرانش، نيروي جاذبه ايست که بين همه اجرام، به خاطر جرمشان، وجود دارد. جرم يک جسم، مقدار ماده آن است. به دليل وجود گرانش، جرمي که در نزديک زمين قرار گيرد به سمت سطح اين سياره سقوط مي کند. جرمي که در سطح زمين است نيز نيرويي به سمت پائين را به دليل گرانش تجربه مي کند. ما اين نيرو را در بدن خود به شکل وزن تجربه مي کنيم. گرانش، گازهاي تشکيل دهنده خورشيد را در کنار هم نگاه مي دارد و باعث مي شود سيارات در مدار خود به دور خورشيد قرار داشته باشند.
مردم، قرنها در مورد گرانش دچار اشتباه بودند. در سال 300 قبل از ميلاد مسيح، فيلسوف و دانشمند يوناني، ارسطو، بر اساس يک باور اشتباه فکر مي کرد که اجرام سنگين سريعتر از اجرام سبک سقوط مي کنند. اين باور تا اوايل 1600 ميلادي همچنان در بين مردم پابرجا بود تا اينکه دانشمند ايتاليايي، گاليله اين باور را اصلاح نمود. گاليله گفت که شتاب همه اجرام به هنگام سقوط با هم برابر است مگر اينکه مقاومت هوا يا نيروهاي ديگري بر آن تاثير بگذارد. شتاب يک جرم، مقدار تغيير در سرعت آن جرم است. بنابراين اگر يک جرم سنگين و يک جرم سبک را همزمان با هم از يک ارتفاع پرتاب کنيم در يک
زمان به زمين مي رسند.

 

قوانين گرانش نيوتوني

    
ستاره شناسان در گذشته توانستند حرکات ماه و سيارات بر فراز آسمان را اندازه گيري کنند. با اين حال تا اوايل سال 1600، هيچيک نتوانستند به درستي اين حرکات را توضيح دهند. در آن زمان، ايزاک نيوتون دانشمند انگليسي، ارتباطي را بين حرکات اجرام سماوي و نيروي جاذبه زمين توصيف نمود.

در سال 1665، زمانيکه نيوتون 23 ساله بود، سقوط يک سيب اين سوال را در ذهن او ايجاد کرد که نيروي گرانش زمين تا چه فاصله اي تاثير گذار است. نيوتون کشف خود را در سال 1687 به نام "ريشه هاي رياضي در فلسفه طبيعت " تشريح نمود. نيوتون به کمک قوانين حرکت سيارات که توسط ستاره شناس آلماني يوهانس کپلر کشف شده بود، نشان داد که چگونه نيروي گرانش خورشيد با افزايش فاصله کاهش مي يابد. او سپس فرض کرد که گرانش زمين نيز به روشي مشابه در فواصل دور کاهش مي يابد. نيوتون مي دانست که گرانش زمين، ماه را در مدار خود قرار داده است و مقدار گرانش زمين در آن فاصله را اندازه گيري کرد. او به کمک فرض خود، بزرگي گرانش در سطح زمين را به دست آورد. عدد به دست آمده، بزرگي همان نيرويي بود که سيب را به زمين کشاند.

قانون گرانش نيوتون مي گويد که نيروي گرانش بين دو جرم ارتباط مستقيم با جرم آن دو دارد. يعني هر چه جرم آنها بيشتر باشد، نيروي گرانش بين آن دو بيشتر است. اين قانون همچنين مي گويد که نيروي گرانش بين دو جرم ارتباط عکس با فاصله بين دو جرم به توان دو دارد. براي مثال اگر فاصله بين دو جرم دو برابر شود، نيروي گرانش بين آنها يک چهارم مي شود. فرمول قانون نيوتون به صورت F=G.m1m2/d2 مي باشد که در آن F نيروي گرانش بين دو جرم، m1 و m2 مقدار مواد دو جرم و d2 فاصله بين دو جرم به توان دو و G ثابت گرانشي است كه توسط هنري كاونديش محاسبه شد.

تا اوايل 1900، دانشمندان تنها يک حرکت را مشاهده کرده بودند که بر اساس قانون نيوتون قابل توضيح نبود و آن جابجايي کوچکي در مدار عطارد به دور خورشيد بود. مدار عطارد، مانند مدار ديگر سيارات بيضي شکل است. خورشيد درست وسط اين بيضي قرار ندارد. به همين دليل يک نقطه در اين مدار نسبت به ديگر نقاط آن به خورشيد نزديکتر است. اما مکان اين نقطه در هر بار گردش سياره به دور خورشيد اندکي تغيير مي کند. دانشمندان به اين جابجايي، سبقت سياره مي گويند. دانشمندان از قانون نيوتون براي محاسبه اين جابجايي استفاده کردند اما نتيجه معادله با آنچه که مشاهده مي شود اندکي متفاوت است

  
در سال 1915، آلبرت انيشتين، فيزيکدان متولد آلمان، تئوري فضا-زمان-گرانش يا تئوري نسبيت عام را معرفي کرد. تئوري انيشتين طرز فکر دانشمندان به گرانش را به کلي دگرگون کرد. البته اين تئوري، قانون نيوتون را رد نکرد بلکه آنرا گسترش داد. در بيشتر موارد، نتيجه اي که از تئوري نسبيت حاصل مي شد، اندکي با نتيجه به دست آمده از قانون نيوتون متفاوت بود. براي مثال، انيشتين از تئوري خود براي اندازه گيري سبقت مداري سياره عطارد استفاده کرد و نتيجه به دست آمده درست برابر با مشاهدات بود. اين نخستين آزمون براي تائيد تئوري نسبيت عام به حساب آمد.

تئوري انيشتين بر اساس دو چيز استوار بود. اول، ماهيتي به نام فضا-زمان و دوم قانوني که به نام اصل هم ارزي شناخته مي شود:
1- فضا-زمان:در رياضيات پيچيده نسبيت، زمان و فضا از هم جدا نيستند. در عوض، فيزيکدانان به مجموعه اي از زمان و فضاي سه بعدي شامل طول، عرض و ارتفاع، فضا-زمان مي گويند. انيشتين چنين بيان کرد که ماده و انرژي مي توانند با ايجاد انحنا در فضا-زمان، شکل آنرا تغيير دهند و گرانش در واقع تاثير اين انحنا در فضا-زمان مي باشد.

2-اصل هم ارزي: مي گويد که تاثيرات گرانش و تاثيرات شتاب با هم برابرند. براي درک اين اصل، تجسم کنيد که شما در سفينه اي هستيد که به هيچ جرم آسماني نزديک نيست. بنابراين سفينه شما تحت تاثير هيچ گونه نيروي گرانشي قرار ندارد. فرض کنيد که سفينه شما به سمت جلو مي رود اما شتاب ندارد. به بياني ديگر، سفينه شما با سرعتي ثابت و در جهتي ثابت حرکت مي کند. اگر شما توپي را بيرون بگيريد و رها کنيد، توپ سقوط نخواهد کرد. در عوض، در کنار شما معلق خواهد ماند. اما فرض کنيد که سفينه شما با افزايش سرعت، شتاب بگيرد. در اين هنگام توپ ناگهان به سمت پائين سفينه سقوط خواهد کرد دقيقا مانند زمانيکه تحت تاثير گرانش قرار بگيرد.

پيش بيني هاي نسبيت عام
از زمانيکه محاسبه سبقت مداري عطارد، تئوري نسبيت را تائيد نمود، مشاهدات زيادي براي بررسي پيش بيني هاي تئوري نسبيت انجام گرفت. برخي از نمونه ها عبارتند از: انحراف پرتوهاي نور و امواج راديويي، وجود امواج گرانش و سياه چاله ها و گسترش کائنات.

1- انحراف پرتوهاي نور: تئوري انيشتين پيش بيني مي کرد که گرانش مي تواند مسير پرتوهاي نور را هنگاميکه از نزديک يک جرم سنگين عبور مي کنند دچار انحراف کند. انحراف به اين دليل به وجود مي ايد که اجرام، فضا-زمان را دچار انحنا مي کنند. خورشيد به قدري سنگين هست که بتواند پرتوهاي نور را منحرف نمايد و دانشمندان در سال 1919، در حين يک کسوف کامل توانستند اين پيش بيني را تائيد کنند.

2- ايجاد انحراف و کاستن از سرعت امواج راديويي: اين تئوري همچنين پيش بيني کرد که خورشيد امواج راديويي را منحرف کرده و سرعت آنها را کاهش مي دهد. دانشمندان با اندازه گيري انحرافي که خورشيد در امواج راديويي ارسال شده توسط کوازارها (اجرام بسيار بسيار قدرتمند که در مرکز برخي کهکشانها قرار دارند) ايجاد مي کند اين پيش بيني را نيز تائيد کردند. محققين تاخير امواجي که از کنار خورشيد عبور مي کردند را با ارسال سيگنالهايي بين زمين و فضاپيماي وايکينگ که در سال 1976 به مريخ رسيد، اندازه گيري کردند. آن اندازه گيريها همچنان يکي از پر ارزش ترين تائيديه هاي تئوري نسبيت به حساب مي ايند.

3- امواج گرانشي: تئوري نسبيت نشان داد که اجرام سنگيني که به دور يکديگر در چرخشند، امواجي را به نام امواج گرانشي منتشر مي کنند. از سال 1974، دانشمندان حضور اين امواج را به طور غير مستقيم با مشاهده اجرامي به نام تپ اختر دوتايي تائيد کرده اند. تپ اختر دوتايي نوعي ستاره نوتروني است که با سرعت بسيار زياد به دور جرمي مشابه خود اما کوچکتر و غير قابل مشاهده مي چرخد. ستاره نوتروني متشکل از سلولهاي نوترون، ذره اي که به طورمعمول تنها در هسته اتمها يافت مي شود، مي باشد.
يک تپ اختر ، دو موج راديويي را در دو جهت مخالف هم منتشر مي کند. با چرخش ستاره حول محور خود، موجها مانند پرتوهاي نور يک نورافکن در فضا پخش مي شوند. اگر يکي از اين امواج راديويي به زمين برسد، تلسکوپهاي راديويي اين موج را به صورت يک سري پالس دريافت مي کنند. با مشاهده دقيقتر تغييرات پالسهاي يک تپ اختر دوتايي، دانشمندان مي توانند دوره مداري (زمانيکه دو ستاره يک دور کامل در مدار خود مي زنند) آن را تخمين بزنند.
مشاهدات تپ اختر دوتايي PSR 1913+16 نشان داد که دوره مداري آن کاهش مي يابد و ستاره شناسان اين مقدار کاهش را اندازه گيري کردند. دانشمندان همچنين از معادلات نسبيت عام براي محاسبه مقدار کاهش دوره مداري، در صورت انتشار امواج گرانشي، استفاده کردند. مقدار محاسبه شده دقيقا برابر با مقدار اندازه گيري شده بود.

4- سياهچاله ها: تئوري انيشتين حضور اجرامي به نام سياهچاله ها را پيش بيني کرد. سياهچاله منطقه اي در فضا است که نيروي گرانش آن اجازه گريز به هيچ چيز حتي پرتوهاي نور را نمي دهد. محققان مدارک مستدلي در دست دارند که نشان مي دهد اغلب ستارگان سنگين در نهايت به سياهچاله تبديل مي شوند و بيشتر کهکشانها داراي يک سياهچاله عظيم الجثه در مرکز خود مي باشند.

5- گسترش کائنات: انيشتين در سال 1917، مقاله نسبيت عام را که مطالعه اي بر کل کيهان بود ارائه نمود. بر اساس اين تئوري، کائنات يا در حال گسترش است و يا در حال انقباض. در آن سال دانشمندان مدارک قاطعي براي پذيرفتن هيچ يک از آن دو حالت در دست نداشتند. انيشتين براي پيشگيري از بروز مخالفت ديگران با تئوري نسبيت عام، عاملي به نام ثابت کيهاني را به تئوري خود افزود. ثابت کيهاني، دفع هر ذره در فضا توسط ذرات اطرافش، براي پيشگيري از انقباض جهان مي باشد.

بالاخره در سال 1929، ستاره شناس آمريکايي ادوين هابل (Edwin Hubble) کشف کرد که کهکشانهاي دوردست در حال دور شدن از زمين مي باشند و هر چه فاصله کهکشان از زمين بيشتر است سرعت دور شدن آن نيز بيشتر است. کشف هابل نشان داد که دنيا در حال انبساط است. در پي اين اکتشاف و تائيد آن توسط مشاهدات ستاره شناسان ديگر، انيشتين ثابت کيهاني را از تئوري خود حذف نمود و آن را بزرگترين اشتباه خود توصيف کرد.

کشف گسترش کائنات به همراه مشاهدات ديگر، منجر به شکل گيري تئوري منشا کائنات يعني تئوري بيگ بنگ يا مهبانگ شد. بر اساس اين تئوري، جهان در پس يک انفجار مهيب آغاز شده است. در آغاز، کل جهاني که ما امروز در اين ابعاد و اندازه مي بينيم، به کوچکي يک تيله بوده است. سپس مواد شروع به گسترش کرده و اين گستردگي تا به امروز ادامه يافته است.

6- انرژي تاريک: گرچه انيشتين ثابت کيهاني را بزرگترين اشتباه خود خواند اما شايد اين عامل يکي از بزرگترين دستاوردهاي مطالعات او باشد. اندازه گيريهايي که در سال 1998 گزارش شدند نشان مي دهند که جهان با سرعت بيشتر و بيشتري رو به گسترش است. به علاوه، سرعت گسترش همانطور که در نسبيت عام با ثابت کيهاني محاسبه شده بود، افزايش يافته است.
تا قبل از انتشار گزارشات، ستاره شناسان همگي فکر مي کردند که از سرعت گسترش به دليل وجود گرانش بين کهکشانها، کاسته شده است. اندازه گيريها نشان دادند که انفجارهاي ابر نواختر در کهکشانهاي دور دست، کم نور تر از آن هستند که انتظار مي رود بنابراين کهکشانها دورتر از آن هستند که ما تصور مي کنيم. اما اين کهکشانها فقط در صورتي مي توانند چنين فاصله دوري از ما داشته باشند که افزايش سرعت گسترش از گذشته آغاز شده باشد.
ستاره شناسان به اين نتيجه دست يافته اند که افزايش سرعت گسترش کائنات وابسته به عاملي است که بر خلاف گرانش عمل مي کند. اين عامل ممکن است ثابت کيهاني و يا چيزي به نام انرژي تاريک باشد. دانشمندان هنوز به يک تئوري براي وجود انرژي تاريک نرسيده اند اما آنها مي دانند که چقدر از آن احتمالا در دنيا وجود دارد. مقدار انرژي تاريک کائنات حدودا دو برابر مقدار ماده در آن است.

ماده در جهان شامل دو نوع است : ماده مرئي و ماده اسرار آميزي به نام ماده تاريک.
دانشمندان از ترکيب بندي ماده تاريک بي اطلاعند. اما اندازه گيريهاي حرکت ستارگان و ابرهاي گاز در کهکشانها دانشمندان را وادار به باور نمودن وجود چنين ماده اي کرده است. اين اندازه گيريها نشان داده اند که جرم کهکشانها چندين بار بيشتر از جرم اجرام مرئي در آنها است. همه اين مشاهدات بيانگر اين هستند که مقدار ماده
7- گرانش و سن جهان: مشاهدات ديگري که انجام گرفته اند نشان دادند که تئوري نسبيت عام در همه جاي کائنات کاربرد دارد. کيهان شناسان عمر جهان را به کمک معادلات نسبيت عام، ميزان سرعت گسترش جهان و مقدار تخميني ماده و انرژي تاريک محاسبه کردند. مقدار محاسبه شده، حدودا 14 بيليون سال، با نتايج به دست آمده توسط دو روش ديگر محاسبه عمر جهان يعني محاسبه بر اساس تکامل ستارگان و محاسبه بر اساس نيمه عمر راديواکتيو ستارگان پير، همخواني داشت.

8- تکامل ستارگان: همراه با رشد و تکامل ستاره، دماي سطحي و نورانيت آن به روش کاملا شناخته شده اي تغيير مي کند. ستاره شناسان مي توانند با اندازه گيري دماي سطحي و نورانيت يک ستاره، سن آن را تشخيص دهند. با بهره گيري از اين روش، پير ترين ستاره اي که تا کنون ستاره شناسان پيدا کرده اند حدود 13 بيليون سال عمر دارد.

نيمه عمر راديو اکتيو بر اساس اين واقعيت است که عناصر شيميايي مشخص، دچار تجزيه راديواکتيو مي شوند. در تجزيه راديواکتيو، يک ايزوتوپ از يک عنصر به ايزوتوپ عنصري ديگر تبديل مي شود. ايزوتوپ هاي راديواکتيو با سرعت مشخص و شناخته شده اي تجزيه مي شوند.

در سال 2001، دانشمنداني که در شيلي، با تلسکوپ بزرگ رصدخانه اروپاي جنوبي کار مي کردند، با تکنيک نيمه عمر راديواکتيو، ستاره اي پير در کهکشان راه شيري را مورد مطالعه قرار دادند. محققان اورانيوم 238 که شامل 92 پروتون و 146 نوترون است را بررسي کردند. دانشمندان مي دانستند که آن ستاره در زمان شکل گيري شامل چه مقدار اورانيوم بوده است. آنها مقدار اورانيوم فعلي آن را اندازه گيري کردند. آنان با استفاده از اطلاعات به دست آمده و محاسبات، عمر اين ستاره را به دست آوردند. به احتمال خيلي زياد آن ستاره 5/12 بيليون سال عمر دارد، بنابراين عمر جهان احتمالا از آن بيشتر است. محاسبه عمر چندين ستاره پير ديگر نيز تقريبا به همين نتيجه ختم شد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 21:2  توسط سپهر صالحی  | 

 
ماشین سرعت بازی